eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
738.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺شروعی زیباتر از؛ 🌿ســــــــلام، نیست 🌺امید که روزی 🌿سرشار از سلامتی و برکت 🌺لبخند و امید، 🌿آرامش و مهربانی، 🌺دلی پر از مهر و صفا، 🌿و صبحی زیبا وهمراه با شادی پیش رو داشته باشید🙏
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃 📚داستان کوتاه آموزنده بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که می شد مادرم لواشک آلو واسم درست می‌کرد, منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه می کردم... سخت ترین مرحله ،‌ مرحله ی خشک شدن لواشک بود... لواشک رو می ریختیم تو‌ سینی و می ذاشتیم رو بالکن، زیر آفتاب تا خشک بشه ... خیلی انتظار سختی بود، همش وسوسه می شدم ناخنک‌ بزنم ولی چاره ای نبود بعضی وقتا برای خواسته ی دلت باید صبر کنیصبر کردم تا اینکه بالاخره لواشک آماده شد و یه تیکه کوچیکش رو گذاشتم گوشه ی لپم تا آب بشه لواشک اون سال بی نهایت خوشمزه شده بود نمی‌دونم‌ برای آلو قرمز های گوشتی و خوش‌طعمش بود یا نمک و گلپرش اندازه بود، هر‌چی‌بود انقدر فوق العاده ‌بود که دلم نمی خواست تموم بشه...برای همین برعکس همیشه حیفم ‌میومد لواشک بخورم ، می ترسیدم زود تموم بشه ... تا اینکه یه روز واسمون مهمون اومد، تو اون شلوغی تا به خودم اومدم دیدم بچه های مهمونمون رفتن سراغ لواشکای من...لواشکی که خودم حیفم میومد بخورم حالا گوشه ی لپ اونا بود و صدای ملچ ملوچشون تو گوشم می پیچید... هیچی از اون لواشکا باقی نموند ، دیگه فصل آلو قرمز هم گذشته بود و آلویی نبود که بشه باهاش لواشک درست کرد...من لواشک خیلی دوست داشتم ولی سهمم از این دوست داشتن دیدنش گوشه ی لپ یکی دیگه بود تو زندگی وقتی دلت چیزی رو می خواد نباید دست دست کنی باید از دوست داشتنت لذت ببری چون درست وقتی که حواست نیست کسی میره سراغش و همه ی سهم تو میشه تماشا کردن و حسرت خوردن ┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅
💕🌱 ❤️همسرتان را اسير خود كنيد 🙎یه لباس مرتب و خوشگل 🙎یه آرایش ملایم و یه عطر خوشبو 🙎قبل از اومدن همسرتون 🙎یه استقبال گرم و با لبخند و مهربونی 🙎یه نوشیدنی گرم یا خنک بسته به علاقه شوهرتون 🙎موقع اومدنش به خونه معجزه میکنههههههه 👌فقط یک نکته را فراموش نکنید... آراستگی کلامی بر همه چیز اولویت دارد... کلام نا زیبا علاوه بر گذاشتن زخم بر دل همسر.. وجهه خود شخص را تخریب میکند... یک زن همیشه مثل یک ملکه، زیبایی کلام داره
♥️🍂💫🍁 🍁 💫 🍂 ♥️ اگر جای خالی باقی بگذارید، شما را با چیز‌های خوب پر می‌کند. خودتان را از نگرانی خالی کنید خداوند شما را از آرامش پر می‌کند، خود را از ضعف خالی کنید، خود را از چیز‌های منفی که دیگران در رابطه با شما گفته‌اند خلاص کنید، شما را از اعتماد به نفس لبریز می‌کند. شما نگرانی‌ها را خالی کنید، خداوند در وسط طوفان به شما آرامش می‌دهد. تا وقتی که را از درد و ناراحتی، عصبانیت و بدخلقی خلاص نکنید، خودتان گرفتار هستید نه دیگران، این‌ها زندگی شما را عفونی می‌کنند. نبخشیدن مثل یک زهر سمی است.. احساس خوبی به شما بدهد، اما زندگی شما را آلوده می‌کند. سوال من امروز این است: آیا ممکن است خداوند در تلاش باشد تا شما را از چیز‌های خوب پر کند، ولی جای خالی پیدا نکند؟ خبر خوب این است که تمام شدنی نیست. و هر لحظه دنبال بک جای خالیست تا وارد زندگی شما شود .... خدا را در پشت درب زندگیمان، منتظر نگذاریم ...
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠               ⛔️ نشانه‌های یک شوهر مامانی! 🌀نمی‌تواند برای دخالت مادرش مرزی مشخص کند! به عبارت دیگر، مادر یک شوهر لوس و بچه ننه، بسیار بیشتر از حد خودش در زندگی زناشویی پسرش دخالت می‌کند. مادر نامزدتان اصرار دارد که پسر بزرگ و بالغش را همیشه نزدیک خود نگه دارد، به احتمال زیاد این مادر بیش از حد به پسرش وابسته است. پسران لوسی که قربانی این نوع سوءاستفاده عاطفی هستند، نمی‌توانند حد و مرزی را برای دخالت مادرشان تعیین کنند. 🌀به هر قیمتی باید مادرش را خوشحال کند! یکی از بارزترین محرمانه‌ای که باید آن را علامت هشدار بچه ننه بودن شوهر یا نامزدتان تلقی کنید، این است که او به هر قیمتی سعی می‌کند، مادرش را خوشحال کند. اگر او فکر می‌کند که خوشحال و راضی کردن مادرش وظیفه او است، به احتمال زیاد بار این مسئولیت حساس در دوران کودکی و در زمان رشد بر دوش او بوده است. ممکن است فکر کند که شما نیز وظیفه دارید که مادرش را خوشحال کنید.
🌸🍃 حوری هستم...از بچگی صبور بودن رو یاد گرفتم .
🤝♥️ سبد نون رو جلوی در خونه ی تاجی خانم گذاشتم و دستی به کمر دردناکم کشیدم، خوب که خستگی در کردم نگاهی به اطراف انداختم، اون موقع از ظهر کسی تو کوچه نبود، خیالم که راحت شد دست دراز کردم و تکه ای از نون گرم و داغی که هيچوقت نصیبم نمیشد کندم و از ترس دیده شدن، سریع فرو کردم تو دهنم،صدای پا که شنیدم نفهمیدم چطور اون لقمه نون رو قورت دادم، فقط میدونستم صورتم از فشاری که روم بود قرمز شده و هر لحظه ممکن بود خفه بشم در باز شد و چشم تو چشم شدم با سیمین که با چشم های ریز شده و نگاه مشکوکش داشت سر تا پامو نگاه میکرد به زور سلام کردم و خم شدم سبد نون رو برداشتم و برای جلوگيری از تنبیه شدنم لبخند دندون نمایی زدم و گفتم +ننه ام تازه پخته، گفت تا داغه براتون بیارم سیمین دختر تاجی بود، همسن و سال من بود اما عارش میومد با من همکلام بشه، به قول خودش اون دختر کدخدا بود و من یک رعیت زاده ی بدبخت که به نون شب محتاج بودم با حالت بدی نگاهی به سبد نون انداخت و غرغر کنان گفت +صدبار به مادرم گفتم پول به این گدا ها نده واسمون نون بپزن، معلوم نیست اصلا قبل پختن نون دستشون رو شستن یا نه! صادقانه گفتم +ننه ام همیشه دستش رو میشوره، تازه منم وقتی میخواستم سبد رو بیارم دست هام رو شستم سیمین میخواست باهام بحث کنه که صدای تاجی خانم به گوشم رسید تاجی خانم زن کدخدا بود، از اون زن ها که خیرش به عالم و آدم میرسید، برخلافِ دختر تنگ نظرش که ننه میگفت به قوم پدریش کشیده، تاجی دستش به خیر بود و چون میدونست ما محتاج نون شبیم، هوامون رو داشت... بعد انقلاب سفید و فوت کدخدا، دو پسر بزرگشون راهی شهر شده بودند، اما تاجی خانم و سیمین دخترش تو ده مونده بودند و تو عمارت بزرگشون زندگی می‌کردند، کدخدا فوت کرده بود اما مال و املاکش هنوز سر جاش بود و تاجی خانم شخصا بهش رسیدگی میکرد و از پول اجاره ی زمین ها و فروش محصول اموراتش رو میگذروند. بین مردم هم ارج و قرب زیادی داشت، ننه میگفت تاجی خانم برخلافِ کدخدا زن منصفی بوده و همیشه طرف رعیت بوده، علتش هم این بود که خودش رعیت زاده بود، دختر پینه دوزی بود که کدخدا تو جوونی دیده بود و یک دل نه صد دل عاشقش شده بود و برخلافِ مخالفت خانواده اش باهاش ازدواج کرده بود
دکتر انوشه / نیازی نیست؛ برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی که چه کارهایی براش انجام دادی و چقدر باهاش ساختی ! و چقدر به فکرش بودی ... نگران نباش ، گذر زمان بهش میفهمونه !! زمانی به پختگی روانی می رسی که احساس نیاز نکنی به هرچیزی جواب بدی ...! 🖌 خوشبختی سه ستون دارد: فراموش کردن تلخی های دیروز غنیمت شمردن شیرینی های امروز امیدواری به فرصت های فردا 🍃🍃🍃 مراقب آدمهاے "آرام" زندگیتان باشید، آنهایے که "گوش" میدهند، دیرتر "غمگین" میشوند، "سخت عصـــبانے" میشوند، طولانے "دوستتان" دارند، کم "عاشـــق" میشوند، "مهربانے" را بلدند،"حواسشان" به شماست، ... "درد" را به "جان" میگیرند تا شما را "نرنجانند"،... آنها همانهایے هستند که اگر "دلشان بشکند"! دیگر"نیســـتند"! نه اینکه "کم" باشند دیگر "نیستـــند.. @daneshanushe✍️
مامان بزرگم همیشه یه ضرب‌المثلی داشت که میگفت:حتی گربه‌ای که دلش گوشتِ ماهی میخواد،تو آب سرد و یخبندان انقد وایمیسته تا بالاخره شکارش انجام شه. به این مَثَل عمیق که فکر میکنم با خودم میگم،حالا اون که یه حیوونه و هدفش از رو غریزه‌س انقد متمرکزه رو خواسته‌ش، ولی ما چی؟ ما که یه انسان عاقل و بالغیم چرا انقد دست دست میکنیم و زمانو واسه هیچی از دست میدیم؟ چرا حتی پا نذاشته تو راهِ اهدافمون میگیم به مقصد رسیدن تو این جاده‌ی پر دست‌انداز و چاله چوله دار،کار ما نیس؟ چرا انقد همه چیو سخت کردیم برا خودمون که آخر هرکاری به نشد ختم بشه؟ زندگی عبارته از جنگیدن،شکست خوردن،کم آوردن، ولی! ولی دوباره پر انرژی و پر قدرت شروع کردن،ادامه دادن و ادامه دادن تا بشه اونی که همیشه تو فکرشیم!
✅سن هشت تا دوازده سال اوج ترس کودکان در مورد «از دست دادن والدین » است ❌هرگز تهدید به ترک کردن آن‌ها یا دوست نداشتن شان نکنید. ❌ هرگز همسرتان را تهدید به ترک او و خانه نکنید،چون باعث ترس فرزندتان می شوید. ❌در حضور کودک از شدت بیماری یا مشکلات جسمی تان صحبت نکنید. ترس از تنها ماندن و از دست دادن والدین در همه دوره ها وجود دارد ولی در سن هشت تا دوازده سال به اوج خود می رسد.
* 🔺یافتن قلق همسر بهترین راهنما این است که به حرف های همسر خود با دقت گوش بدهید و ببینید او چه می خواهد و چه حرف هایی را مدام تکرار می کند. حتی می توانید حرف های او را ضبط کنید و بارها گوش کنید. قلق همسر ، همان حرف های تکراری و مکرر او در دعواهاست. مثلا اگر همسرت مدام تکرار می کنه که به من بی احترامی می کنی و بد حرف می زنی. قلق همسرت در احترام گذاشتن است بهتر است بجای جواب دادن و مقابله با او، از همسرت کمک بخواهی که موارد بی احترامی را ذکر کنه و یادآوری کنه و تو هم به جد در رفع آن بگوش که این مهمترین عامل زندگی برای همسرت هست و قلق او هست. خیلی از راه حلهای که بکار می برید کاملاً خوب است اما به این خاطر جواب نمیده که در انجامش ثبات رفتار ندارید و دائماً وسط کار با یه رفتار مخرب دیگه میزنید خراب می کنید. بنشینید و موضوعات دعواهای خود را از بیشترین به کمترین مرتب کنید، خواهید دید که دعواهای شما تکراری و دارای یک سبک همیشگی است وقتی که سبک دعوای زناشویی خود را یافتید، راه حل خود بخود، هویدا خواهد شد.