سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت2 و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیا
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت3
و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیاره. ننه میگفت کدخدا مرد بد اخلاق و زورگویی بوده، اما در برابر تاجی خانم همیشه با ملایمت رفتار میکرده و هرگز روی حرف زنش حرف نمیزده
صدای تاجی خانم که بلند شد سیمین به اجبار راهم داد داخل
+سیمین، واسه چی بحث میکنی؟ بگو نون ها رو بیاره غذا یخ کرد
اینو که شنیدم قند تو دلم آب شد، میدونستم تاجی خانم بی نصیبم نمیذاره و لقمه ای از غذاشون بهم میده
سیمین با غرور وارد حیاط شد و منم پشت سرش نون رو برداشتم و بردم داخل، تو یک موقعیت که سیمین حواسش نبود نون تکه شده رو زیر لباسم مخفی کردم، میدونستم تاجی خانم اهل شمردن و حساب پس گرفتن نبود. اگر میگفت سی تا نون و ده تا تحویل میگرفت باز پول سی تا نون رو میداد و کلامی اعتراض نمیکرد
سبد نون رو گذاشتم تو مطبخ و بلاتکلیف ایستادم تا تاجی خانم بیاد پولمو بده،بوی خوش غذا باعث شده بود شکمم به قار و قور بیفته، سیمین چشم غره ای رفت و گفت
+ایستادی اینجا چیکار؟ برو تو حیاط تا مادرم بیاد مزدت رو بده
به سمت حیاط که رفتم چشمم به تاجی خانم افتاد، با خوشروئی بهم نزدیک شد و گفت
+خوبی حوری؟ مادرت خوبه؟ بیا این مزد سی تا نون، واسه شب مهمون دارم، واسه شام گفتم پلو بذارن اما نون گرم هم میخوام، ببین مادرت میتونه پنجاه تا نون دیگه واسم بپزه؟ خودتم سر شب بیا کمک، گل پسرم داره از شهر میاد، چند تا از دوست هاشم باهاش میان، خونه شلوغ میشه حسابی، صغری و فرخ از پس کارها برنمیان
با ذوق چشمی گفتم و لقمه ی نون و گوشت رو بی تعارف ازش گرفتم و بی توجه به چشم غره های سیمین بدو بدو از خونه اشون بیرون زدم
اسمم حوری هه، تو یکی از سردترین شب های زمستون دهه ی سی به دنیا اومدم، ننه میگفت مرده به دنیا اومدی... بعد سه تا دختر وقتی آقات دید مرده به دنیا اومدی نفس راحتی کشید و گفت باز خوبه اگر دختره لااقل مرده اس و نون خور اضافه نمیشه!
نیمه شب به دنیا اومده بودم، نیمه شبی که بعد سال ها برف کمی تو روستا میومد، آقام به ننه گفته بود حالا که مرده ببر بذارش تو حیاط تا جنازه اش بو نکرده تا صبح ببرمش جایی خاکش کنم...
ننه هم گوش به فرمان شوهرش با دلی خون و صورتی خیس از اشک من رو برمیداره و میبره تو حیاط، با دست کمی برف تو حیاط رو جمع میکنه و من رو با قنداق سفید میذاره وسط برف ها و خودش میشینه بالای سرم به گریه کردن! میگفت آقات عین خیالش نبود چون نه ماه بچه تو شکمش نبوده، چون درد زایمان نکشیده بوده
🟢مردها چه زنهایی را ترک می کنند :
🟣1.زنان توجه طلب (هیسترونیک): زنانی هستند که دوست دارند مورد توجه واقع شوند، دلشان می خواهد گرم و قدرتمند به نظر برسند در صورتی که به شدت در پشت صحنه، یخ زده اند.
🟣2. زنان مهرورز حمایتگر: این گروه از زنان، مردان را با کودکان خود، اشتباه گرفته اند. دلشان می خواهد مانند یک مادر، شش دانگ مراقب شوهر خود باشند.
🟣3. زنان بچسب (سریش): این گروه از زنان، به شدت گیر می دهند. در محبت و بی محبتی، افراط می کنند. دلشان می خواهد همه جا به همسر خود منگنه شوند. این گروه از زنان گاهی آن قدر در مهرورزی افراطی هستند که مردان را از خود دور می کنند.
🟣4. زنان شکاک: این گروه از زنان به طرز شگفت انگیزی به همسر خود شک دارند. به طور مداوم در جست وجوی نشانه ای از خیانت، هستند. این زنان بدون مقدمه به دنبال مردشان راه می افتند و او را تعقیب می کنند.
🟣5. زنان مردنما: این خانم ها، دوست دارند کارهای مردانه انجام دهند و به طرز عجیبی از ظرافت زنانه، دور مانده اند. مردانی که با این گروه زندگی می کنند؛ مردانگی خود را از یاد می برند
رابطه زناشویی👩❤️👨
*
🔺یافتن قلق همسر
بهترین راهنما این است که به حرف های همسر خود با دقت گوش بدهید و ببینید او چه می خواهد و چه حرف هایی را مدام تکرار می کند. حتی می توانید حرف های او را ضبط کنید و بارها گوش کنید.
قلق همسر ، همان حرف های تکراری و مکرر او در دعواهاست. مثلا اگر همسرت مدام تکرار می کنه که به من بی احترامی می کنی و بد حرف می زنی. قلق همسرت در احترام گذاشتن است
بهتر است بجای جواب دادن و مقابله با او، از همسرت کمک بخواهی که موارد بی احترامی را ذکر کنه و یادآوری کنه و تو هم به جد در رفع آن بگوش که این مهمترین عامل زندگی برای همسرت هست و قلق او هست.
خیلی از راه حلهای که بکار می برید کاملاً خوب است اما به این خاطر جواب نمیده که در انجامش ثبات رفتار ندارید و دائماً وسط کار با یه رفتار مخرب دیگه میزنید خراب می کنید.
بنشینید و موضوعات دعواهای خود را از بیشترین به کمترین مرتب کنید، خواهید دید که دعواهای شما تکراری و دارای یک سبک همیشگی است وقتی که سبک دعوای زناشویی خود را یافتید، راه حل خود بخود، هویدا خواهد شد.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت3 و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیا
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت4
حنیفه و ملیحه رو میفرستاد واسه چوپونی گله ی کدخدا و تاجی خانم هرچی بهشون میداد ننه قایم میکرد و از دوره گردی که ماهی یکبار میومد ده واسشون جهاز میخرید و دور از چشم آقا تو انبار میذاشت تا دختراش رو دستش نمونن! دایی اکبرم زنش رو سر زا از دست داده بود و بعدش هرچی ننه سعی کرده بود واسش زن بگیره حریفش نشده بود،میگفت بعد فرشته ی خدابیامرز هیچ زنی چشمم رو نمیگیره، واسه همین اغلب خونه ی ما بود، هروقتم میومد دست پر میومد، اگر اون نبود ما سالی یک بار هم برنج و مرغ نمیخوردیم، واسه همین بود که همه دایی اکبر رو دوست داشتیم، حتی بیشتر از آقای بی مهر امون...
هر از گاهی دستی به سرمون میکشید و خنده ای به لبمون میاورد
آقام که گفت میخوام زن دوم بگیرم ننه افتاد به هول و ولا! یک روز دخیل میبست به امام زاده ی ده بالا، یک روز هرچی کار کرده بود رو میداد به دعا نویس تا مهر شوهرش به سمت زن دیگه ای نره! یک روز قهر میکرد و با دلخوری سعی میکرد آقا رو منصرف کنه از تجدید فراش و یک روز با زبون نرم و خوش سعی میکرد فکر زن دوم گرفتن رو از سرش بیرون کنه
هرچی که بود آقا در نهایت کار خودش رو میکرد، هفته ای دو شب دست ننجون رو که سن و سالی ازش گذشته بود و فراموشی هم داشت میگرفت و دوره می افتاد تو ده دنبال زن! اولش حسابی خودش رو بالا گرفته بود و میرفت خواستگاری دختر مجرد، ولی وقتی دید کسی بهش زن نمیده کم کم رضایت داد به زن شوهر مرده، ولی خب تو ده همه آقا سیف الله رو میشناختن! میدونستن اگر دختر بهش بدن دخترشون عین ننه خودش باید خرج خودش و بچه هاش رو بده! واسه همین بود که کسی رغبت نمیکرد دخترش رو به سیف الله گدا بده! لقب گدا رو مردم ده به آقام داده بودن، بس که خسیس بود و آب از دستش نمیچکید! حتی همون پولی که درمیاورد رو هم دلش نمیومد خرج کنه و اغلب قایمش میکرد جایی که به فکر شیطون هم نرسه!
البته که من جای پولش رو بلد بودم،میدونستم کل پولش رو زیر قالی زهوار در رفته ای که دایی اکبر بهمون داده بود قایم میکرد، البته نه اینکه زیر فرش باشه ها! نه... فرش رو که بالا میزدی باید یک موزاییک رو بلند میکردی و مشتی خاک رو کنار میزدی تا به گنجینه ی آقا برسی! اولین بار که به ننه گفتم جای پول ها رو میدونم تعجب نکرد! ننه میگفت از بین این دخترا، فقط به آینده ی تو امید دارم چون هم زبلی، هم سر و زبون داری و بلدی از حق خودت دفاع کنی
بعد از اون هر از گاهی دستبردی به اون پول ها میزدم و یواشکی پول رو میدادم ننه!
به فرزندتان دستور ندهید، از او بخواهید خودش فکر کند
مثلا اگر بچه اولِ صبح خوابش میآید یا حوصله ندارد، سر او داد نزنید که «زودباش دندونات رو مسواک بزن! کیفت رو آماده کردی؟ و…»، در عوض از او بپرسید: «حالا باید چیکار کنی تا آماده شی بری مدرسه؟» هدف این است که کاری کنید کودک روی مسئولیتهای خود تمرکز کند، هر روز صبح این کارها را تکرار کند تا بالاخره یاد بگیرد کارهایش را خودش انجام بدهد.
🌼مجادله ممنوع❌
✋️ مجادله ممنوع حتی اگر حق با شما باشد✋️
📝 بدلیل اینکه
😡 در هنگام عصبانیت و خشم، موضوعی حل نمی شود
😁 حریم بین شما شکسته می شود
👧فرزندان آسیب می بینند👶
🔥آتش کنیه و انتقام شعله ور می شود🔥
🌼عیب های شما آشکار می شود
💞 هر وقت از رفتار همسرتان ناراحت شدیدمجادله ممنوع حتی اگر حق با شما باشد در اولین قدم خودتان را آرام کنید
و هیچ اقدام عجولانه ای نکنید...
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت4 حنیفه و ملیحه رو میفرستاد واسه چوپونی گله ی کدخدا و تاجی خانم هرچ
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت5
آقا یا حساب کتاب بلد نبود، یا نمیخواست به روی خودش بیاره که کسی مخفیگاهش رو پیدا کرده! البته منم زیاد برنمیداشتم، فقط وقتی کارد به استخوونمون میرسید از سر اجبار مقدار کمی از پول رو برمیداشتم تا آقا شک نکنه و جای پولش رو عوض نکنه
در نهایت انقدر آقا رفت خواستگاری و جواب رد شنید که خودشم خسته شد، عده ی زیادی که سیفی گدا رو میشناختن و بهش دختر نمیدادن، اونایی که غریبه تر بودن و وقت میخواستن واسه فکر کردن هم ننه سریع دست بچه ها رو میگرفت و میرفت سراغشون و سیر تا پیاز زندگیش رو واسشون میگفت تا قید این داماد تازه رو بزنن
اینجوری شد که آقا هیچوقت زن دوم نگرفت، منتهی منتش رو همیشه به سر ما میزد، میگفت به خاطر شما شش تا دختره که هیچکس رغبت نکرده زنم بشه! وگرنه مگه من چی کم دارم از باقی مرد هایی که دو تا زن میگیرن؟
تا رسیدن به خونه همش داشتم فکر میکردم چرا خدا انقدر بین بنده هاش فرق میذاره؟ یکی میشه سیمین! که صدقه سر اسم و رسم باباش معلم سرخونه داشت و با وجود تلاش های مادرش بازم رفوزه میشد! یکی هم میشد حوری بخت برگشته که جرات نداشت جلو آقاش حرف درس و مدرسه رو بزنه، یا حتی دفتر و کتابی بخواد! با این وجود همیشه نمره اول کلاس بودم! هرچی هم داشتم کهنه ی در و همسایه بود، از دفتر و کتاب بگیر، تا کفش و لباس! جرات هم نداشتم جلوی آقا کتاب دست بگیرم، میگفت توی ورپریده به اندازه ی کافی زبون داری، حالا میخوای درس بخونی زبونت درازتر بشه؟ واسه همین همه چیز رو از جلوی چشم آقا دور میکردم و وقتی از خونه میرفت بیرون میدویدم سراغ درس و کتابم
سبد خالی نون رو تو مطبخ گذاشتم و از تو حیاط گلی با صدای بلندی ننه رو صدا زدم، ننه داشت رب میپخت، هربار رب میپخت تا مدت ها دستش قرمز و ملتهب میشد و از شدت خارش خواب به چشمش نمیومد، اما بازم دست نمیکشید از اینکار، میگفت همینکارا رو هم نکنم که یک لقمه نون واسه خوردن هم دیگه تو خونه پیدا نمیشه
ننه که جوابم رو نداد صدام رو بالاتر بردم و دوباره صداش زدم، اینبار با حرص به سمتم اومد و گفت
+زلیل مرده، هزار بار گفتم صدات رو ننداز رو سرت! خیره سر... نامحرم صدات رو میشنوه! میدونی اگر آقات بفهمه اینجوری هوار میکشی زبونت رو از حلقومت بیرون میکشه؟
ننه زبون تند و تیزی داشت اما مهربون بود، مهربون بود و جونش در میرفت واسه دختراش، بارها در برابر آقا خودش رو سپر بلای بچه ها کرده بود، سن زیادی نداشت
.
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
⛔️ نشانههای یک شوهر مامانی!
#بخش_اول
🌀نمیتواند برای دخالت مادرش مرزی مشخص کند!
به عبارت دیگر، مادر یک شوهر لوس و بچه ننه، بسیار بیشتر از حد خودش در زندگی زناشویی پسرش دخالت میکند. #اگر مادر نامزدتان اصرار دارد که پسر بزرگ و بالغش را همیشه نزدیک خود نگه دارد، به احتمال زیاد این مادر بیش از حد به پسرش وابسته است. پسران لوسی که قربانی این نوع سوءاستفاده عاطفی هستند، نمیتوانند حد و مرزی را برای دخالت مادرشان تعیین کنند.
🌀به هر قیمتی باید مادرش را خوشحال کند!
یکی از بارزترین #نشانههای محرمانهای که باید آن را علامت هشدار بچه ننه بودن شوهر یا نامزدتان تلقی کنید، این است که او به هر قیمتی سعی میکند، مادرش را خوشحال کند. اگر او فکر میکند که خوشحال و راضی کردن مادرش وظیفه او است، به احتمال زیاد بار این مسئولیت حساس در دوران کودکی و در زمان رشد بر دوش او بوده است. #بنابراین ممکن است فکر کند که شما نیز وظیفه دارید که مادرش را خوشحال کنید.
این مبحث ادامه دارد
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
⛔️ نشانههای یک شوهر مامانی!
#بخش_دوم
🔖جلب رضایت و توجه مادر برای او اولویت دارد!
#مردی که مادرش او را کنترل میکند، از جان خودش میگذرد تا دل مادرش را به دست بیاورد. چنین مادری به تصور این که راه او بهترین راه است، به پسرش اجازه نمیدهد که برخلاف اراده و خواست او قدمی بردارد. در رابطه عاشقانه یک پسر تیتیش و بچه ننه به جای دو نفر، همواره سه نفر وجود دارد. هرچه یک پسر بیشتر تسلیم مادرش شود، این فکر در نامزد یا #همسرش قویتر میشود که این پسر لوس همیشه مادرش را بر عشق زندگیاش مقدم میداند.
🔖خود حقیقیش را پنهان میکند!
یکی از ساز و کارهای مقابلهای مردانی که مادر سلطهجو دارند، دروغگویی است. یک مرد تیتیش مامانی و وابسته همان چیزی را به مادرش میگوید، که فکر میکند او دوست دارد، بشنود؛ #حتی اگر برای راضی کردن مادرش مجبور به دروغگویی شود. این دروغگویی روشی برای فرار کردن از روبرو شدن با عصبانیت یا سرزنش مادرش و جلوگیری از ناامید کردن او است. این مرد بچه ننه آنقدر به دروغگویی عادت میکند، که خود حقیقیاش را ناخواسته و از روی عادت در روابطش پنهان میکند.
#همچنین این دروغگویی را در روابط عاشقانه خود نیز پیاده میکند تا همسر یا نامزدش از او ناامید یا دلخور نشود.
این مبحث ادامه دارد....
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
⛔️ نشانههای یک شوهر مامانی!
#بخش_سوم
📍در تصمیمگیری و رفتار به مادرش وابسته است!
#اگر شوهرتان بچه ننه است، خودتان را آماده کنید که همسر لوستان برای هر تصمیم کوچکی با مادرش مشورت خواهد کرد. مسلماً این عادت آزاردهنده خواهد بود. چشم به دهان مادر داشتن یکی از نخستین نشانههای بچه ننه بودن است. چنین شوهر بچه ننهای هیچ وقت از همسرش در برابر فریادها و عصبانیت مادرش حمایت نمیکند، چون همواره فکر میکند که حق با مادرش است. بنابراین زمانی که مادرش بدون دلیل سر شما فریاد میزند، شوهر لوستان ترجیح میدهد که در سکوت تماشاچی باشد.
#حتی ممکن است این شوهر تحت سلطه از شما بخواهد که شبیه مادرش شوید؛ مثل او لباس بپوشید، مانند او آشپزی کنید، عیناً مانند مادرش رفتار کنید و در یک کلام مادرش را پرستش کنید. مادرش الگوی او است و به همین دلیل انتظار دارد که زن ایدهآلش نیز عیناً مانند مادرش باشد.
این مبحث ادامه دارد...
رابطه زناشویی👩❤️👨
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
⛔️ نشانههای یک شوهر مامانی!
#بخش_چهارم
⚠️برای مادرش وقت بسیار زیادی میگذارد!
یک مرد وابسته به مادر زمانی که مادرش فقط چند روز از او دور است، زمان بیشتری را برای صحبت با او اختصاص میدهد و مدام تلفنی با او صحبت میکند و اگر به این مکالمههای تلفنی بیپایان گوش کنید، بعید نیست که بشنوید، از دستپخت شما به مادرش شکایت میکند و گله دارد که چرا شما مانند او آشپزی نمیکنید.
⚠️همه رازهای زندگیتان را با مادرش در میان میگذارد!
طبیعی است که به #همسرتان اعتماد داشته باشید و تمام رازهای زندگیتان و اسرار پنهانی گذشتهتان را با او در میان بگذارید. اما به شما هشدار میدهیم که یک همسر بچه ننه اسرارتان را برای مادرش فاش خواهد کرد. مادر سلطهجویی که حال تمام زیر و بم زندگیتان را میداند، به شما شک میکند و بدرفتاری با شما را شروع میکند. برای مثال زمانی که به تعطیلات میروید، دوست دارید که همسرتان را به مکانی خلوت و عاشقانه ببرید و احساساتش را شعلهور کنید. اما ناگهان او گوشی تلفنش را برمیدارد، با مادرش تماس میگیرد و با حالتی غمگین میگوید که “مادر، دلم برایت تنگ شده است!”
این مبحث ادامه دارد...