سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت15 به قول ننه برخلافِ زبون دراز و حاضر جواب بودنم دل رحم بودم و خیلی
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت16
💐💐💐
گریه ی ننه شدت گرفت و گفت
+آخه بدبخت، دختر سیفی گدا رو چه به پسر کدخدا... صدبار گفتم انقدر پاتو از گلیمت درازتر نکن... اندازه ی دهنت لقمه بگیر... هی نشستی گفتی عروس کدخدا میشم، خوشبخت میشم... حالا کی اومده خواستگاریت؟ مردک چهل رو رد کرده، ی زن و سه تا دختر داره! گفته این دختر رو میخوام تا واسم پسر بیاره... ای خدا... یک عمر واسه سیاه بختی خودم گریه کردم، حالا باید واسه سیاه بختی دخترام گریه کنم...
فهمیه وا رفته گوشه ی گلیم نشست، انگار زبونش نمیچرخید تا حرفی بزنه، چند بار دهنش رو باز و بسته کرد اما صدایی از گلوش خارج نشد... دلم براش سوخت، رنگش پریده بود و اشک تو چشم های درشتش جمع شده بود
با صدای خفه ای گفت
+زنش نمیشم...زوری که نیست... زنش نمیشم
ننه سری به نشونه بی افسوس تکون داد و گفت
+باد به گوش آقات برسونه تو رو دو دستی تقدیم اون مرد میکنه، میفهمی؟ آقات رو نمیشناسی؟ تاجی خانمم اومده بود به ما خبر بده، گفت والا من هیچ کاره ام! همون اولم که برادرشوهرم گفته بهش گفتم این کار درست نیست، دختره سنی نداره، اما قوم و خویش اون ها رو که میشناسی! فکر میکنن رعیت بنده ی اون ها هستن و هرچی گفتن باید بگن چشم...امروزم قرار بوده بره با آقات حرف بزنه... ای دختر... چقدر گفتم خیال بافی نکن... دیدی چی شد؟ میخواستی زن پسر کدخدا بشی؟ حالا چی شد؟ حالا باید بشی هووی جاری تاجی خانم... اون زنی که من میشناسم نمیذاره آب خوش از گلوی تو پایین بره
فهیمه مغرور بود، انقدر مغرور که نذاشت کسی اشک چشمش رو ببینه، از جا بلند شد و با پاهای لرزون به سمت پشت بوم رفت، اتاقک کوچکی بالای پشت بوم بود که اکثر اوقات فهمیه وقتش رو اونجا میگذروند
فهیمه که دور شد ننه دوباره زد زیر گریه، با غصه بهش نزدیک شدم و گفتم
+گریه نکن ننه، هنوز که چیزی نشده، اگر اومدن خواستگاری میگیم نه... کسی که نمیتونه فهیمه رو مجبور کنه جواب مثبت بده
ننه آهی کشید و گفت
+تو چه میدونی دختر... چه میدونی از این قوم؟ از قومی که رعیت رو برده ی خودش میدونه؟ از آدم هایی که فکر میکنن چون پول دارن میتونن هرکاری دوست دارن انجام بدن! فکر کردی آقات از خیر این ازدواج میگذره؟ مردک گفته شیربهای سنگین میدم، همین حرف به گوش آقات برسه دو دستی فهیمه رو تقدیمشون میکنه
با غصه زانوم رو بغل گرفتم و سکوت کردم، ننه راست میگفت، در برابر زورگویی خانواده ی کدخدا کاری از دست ما ساخته نبود
قوانینی برای #خوشبختی: 🌻💛
١)موهبتهای خود را شمارش کنید نه مشکلاتتان را.🐣
٢)در لحظه زندگی کنید.🙃
٣)بگویید دوستت دارم.♥️
۴)بخشنده باشید نه گیرنده.🌴
۵)در هر چیزی و هر کسی خوبیها را جستوجو کنید.⛄️
۶)هر روز دعا کنید.✨
٧)هر روز حداقل یک کار خوب انجام دهید.☘️
٨)در زندگی اولویت داشته باشید.🛤
٩)اجازه ندهید مسائل کوچک و خیالی شما را آزار دهد.🌵
١٠)عادتهمین الآن انجامشبدهراتمرین کن.⛄️
١١)زندگیتان را با خوبی پر کنید.🦋
١٢)خندیدن و گریه کردن را بیاموزید.⛅️
١٣)لبخنددبزنید تا دنیا به شما لبخند بزند.🙂
١۴)از هیچچیز یا هیچکس غیرخدا نترسید.😇
١۵)در سختیها به او توکل کنید.🎍
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣 برای داشتن زندگی زناشویی موفق خوب گوش دادن را تمرین کنید.
دفاع از خود را بس كنید. این مشكلی را حل نمیكند. سعی كنید شنونده خوبی باشید. خوب گوشدادن بهترین هدیهای است كه میتوانید به شریك زندگیتان بدهید. از همین حالا تمرین كنید تا بتوانید بدون قطع كردن صحبت طرف مقابلتان، خوب گوش كنید.
بعد از صحبت همسرتان میتوانید از او بپرسید كه آیا نوبت من شده كه حرف بزنم؟ میتوانید در بین صحبتهای همسرتان یكسری چیزها را یادداشت كنید تا یادتان نرود. در نهایت بحث میتوانید یك نتیجهگیری داشته باشید. اگر به دنبال نتیجه هستید باید صبور باشید. هنگامی كه هر دوی شما كنترل اعصابتان را از دست بدهید نتیجه این میشود كه همسرتان با عصبانیت به درون اتاق میرود و سکوت می کند.. نگذارید بحثتان به این شكل بینتیجه بماند. اگر شما آرام باشید همسرتان هم آرام می شود
♥️🍂💫🍁
🍁
💫
🍂
♥️
#انگیزشی
"از خودتان شروع کنید"
نه زمان، نه آمدن یار، نه پول، نه مسافرت حالتان را جا نمیآورد.
تا #خودتان نخواهید حالتان خوب شود، نمیشود بیایید کمی به خودتان برسید، برای خودتان چای دم کنید، رو به روی آینه قربان صدقه چشمهای پف کرده و گریه آلودتان شوید، #برای_دل_خودتان بنویسید بی آنکه منتظر نقد و نظر موشکافانه افراد شوید.
برای مردم زندگی کردن خوب است اما حدی دارد چرا اگر دلتان گرفته، اگر پر از بغضید نباید بزنید زیر گریه؟!
چرا اگر اعصابتان خرد است، اگر هیچکس دردتان را نمیفهمد، اگر مردید نباید بلند بلند گریه کنید؟
مردمی که ما هم شاملش میشویم همیشه دنبال راهی برای سرکوب #احساساتشان هستند
که اگر این احساسات سرکوب نمیشد
اگر گریه به موقع جاری میشد
اگر فریاد به موقع کشیده میشد
حالمان بد بود نه بدتر!!
بیایید بین بد و بدتر ،بد را انتخاب کنیم
بیخیالِ تمام نگاهها و تفکرها
بیخیال تمام دنیا و تعلقاتش
انسان گاهی نیاز به اندک نشانههایی دارد برای نمردن...
#بیایید نمیریم و زندگی را مردگی نکنیم..
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت16 💐💐💐 گریه ی ننه شدت گرفت و گفت +آخه بدبخت، دختر سیفی گدا رو چه به
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت17
درسته همه مخالف بودیم ولی کسی حریف تقدیر نبود
چند روز بعد هم منصور آمد برای خواستگاری
و زمانی که رفتن با فهیمه حرف بزنن نمیدونم چی به فهیمه گفته بود که اونم راضی شده بود و موافق این وصلت بود
و همون شب صیغه محرمیت خونده شد بینشون تا کارهاشون رو انجام بدن و عقد و عروسی رو بگیرن
چند روز بعد هم که تاجی خانم آمد و حنیفه رو برای پسر بزرگش خواستگاری کرد
و آقام فوری قبول کرد
بعد از اونم تاجی خانم آمد خونمون و گفت که خواهر شوهرش تو شهر زندگی میکنه و میخواد که حوری رو با خودش ببره شهر
هر چقدر هم مامان گفت حوری میخواد درس بخونه بهش گفت که حوری اونجا هم میتونه درس بخونه و پیشرفت کنه
منم دوست داشتم پیشرفت کنم و همه رو راضی کردم که برم
چند روز بعد که همراه منصور به شهر رفتم
نکاتی که باید در روابط زناشویی بدانید!
← هیچ رابطهی بد زناشویی با آمدن کودک خوب نمیشود.
← هیچ رابطهی بد زناشویی با چاق یا لاغر شدن خوب نمیشود.
← هیچ رابطهی بد زناشویی با قطع رابطه با خانواده همسر خوب نمیشود.
← هیچ رابطهی بد زناشویی بهصرف گذر زمان و افزایش سن زوجین خوب نمیشود.
← هیچ رابطهی بد زناشویی با تزریق ژل، بوتاکس، عمل زیبایی و ... خوب نمیشود.
راه درمان مشکلات خانواده مراجعه به مشاوره است.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت17 درسته همه مخالف بودیم ولی کسی حریف تقدیر نبود چند روز بعد هم من
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت18
خانه فرشته خانم خیلی بزرگ بود و حیاطش هم پر از درخت بود خیلی حس خوبی داشت
فرشته خانم خیلی اخلاقش خوب بود و بیشتر کارهای خونه رو کمکش میکردم
اون روز عصر رفتم تو حیاط دور بزنم که یه پرتقال خیلی چشمم رو گرفته بود و از درخت رفتم بالا که بچینمش که یهو با شنیدن صدای یک نفر ترسیدم و هول شدم و پرت شدم پایین دقیق افتادم تو بغلش ولی خیلی ترسیدم به خودم آمد و فوری بلند شدم دیدم همون پسر اون شبی هست خسرو
نمیتونی قبل از رفتن به جایی چیزی بگی منو ترسوندی
خوبه خودت پرت شدی تو بغلم اونوقت طلبکار هم هستی
تقصیر خودت بود که پرت شدم پایین
✅ همتایی_تحصیلی
مطلوب این است که تحصیلات آقا پسر، یک مقطع بالاتر از خانم باشد فاصله بیشتر مطلوب نیست.
💫 در صورت وجود شرایط مطلوب در زمینه های دیگر، هم سطح بودن آنان نیز قابل قبول است.
💫 درصورتی که تحصیلات خانم از آقا بالاتر باشد، ممکن است مشکلاتی را در زندگی مشترک به وجود آورد چراکه با ویژگی غرور و اثبات اقتدار مرد منافات دارد. حتی اگر زن با تواضع و فروتنی، برای تحصیلات بالاتر خود جایگاهی قائل نباشد باز هم ممکن است مرد از تذکرات او در زندگی زناشویی، برداشت درستی نداشته باشد و تصور کند که دچار خود بزرگ بینی شده و جایگاه معلمی یافته است.
❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️
❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت18 خانه فرشته خانم خیلی بزرگ بود و حیاطش هم پر از درخت بود خیلی حس خ
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت19
پس حقت بود که ازم مواظبت کنی
از رو زمین بلند شد بعد که خودش رو تکون زیر لب میگفت که همین حالا باید هوس پرتقال کنه نمیگه بلایی سرش میاد
وقتی رفت داخل منم رفتم رو پله ها نشستم و کاری نکردم تا یه خورده بعدش فرشته خانم صدام زد و بلند شدم رفتم پیشش
مگه خسرو صدات نزد که بیای داخل
نه چیزی نگفتن
از دست این پسر بیا داخل
بلدی غذا هم بپزی
بله خانم همه کارها رو بلندم انجام بدم
خوبه از امروز دیگه همه کارهای خونه به عهده خودته فقط طرف اتاق خسرو نرو چون خوشش نمیاد که کسی بره تو اتاقش
هر موقع لازم باشه خودش میگه
چشم خانم
الانم برو میز رو بچین برای شام حاظر کن
چشم
اون شب گذشت
تا فردا که خسرو رفت و کارهای مدرسه ام رو کرد و از فردا باید میرفتم مدرسه
فرشته خانم هم گفته بود قبل از رفتن به مدرسه باید همه کارهام رو میکردم