49K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سیاست #نامزدی
👌در دوران نامزدی احتیاط و دقت کنید؟
👈 اولین مولفه یا مرحله ازدواج احساس است. دختر و پسر باید به هم احساس پیدا کنند. و با شناخت بیشتر این احساس عمیقتر گردد.
👈 اگر پس از گذشت چند ماه بعد از آشنایی هنوز احساس در شما شکل نگرفته دقت کنید مشکلی وجود دارد.
اگر خیلی از موارد در حال جنگ و جدل هستید و بعد خود را با جمله: چون دوستش دارم ادامه می دهم؛ گول بزنید در یک رابطه غلط قرار گرفته اید...
👈 بعضی در این موارد با گفتن بعد از ازدواج خوب میشه یا بعد از ازدواج احساس پیدا میکنیم خود را گول میزنند در حالیکه بعد از ازدواج هر مشکلی چند برابر خواهد شد و چیزی بهتر نخواهد شود...
❤️
🟣 قبل از #ازدواج قوانین دعوا را یاد بگیرید.
در دعواهای زناشویی این موارد ممنوع هستند، آن ها را به خاطر بسپارید:
کش دادن مسئله، رفتار سرد داشتن، ناامید شدن از رابطه؛ مرور جملههای همسر، جدا کردن جای خواب
حق نداریم به خانوادههای هم توهین كنیم. سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است. هیچكسی حق ندارد جای خودش را عوض كند.
هر كسی برای آشتی پیشقدم شود؛ نفر دیگر باید برایش كادو بخرد. حق نداریم مسائل و مشكلات كهنه را مطرح كنیم. در حین دعوا فقط راجع به همان موضوع بحث میكنیم.
شام و ناهار نپختن و نخوردن نداریم. همه اعضا باید مثل قبل برای غذا خوردن حاضر باشند. حق نداریم اشتباه طرف مقابل را تعمیم دهیم؛ "مثلا عبارت تو همیشه" ممنوع است چون این كار دعوا را به اوج میرساند.
باید به هم فرصت دهیم كه هر فردی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا پنج دقیقه صحبت كند و طرف دیگر هم پنج دقیقه فرصت پاسخگویی دارد. در صحبت همدیگر نمیپریم. اگر حرفی هم باقی ماند باید به فردا موكول شود تا سر و ته بحث مشخص شود
✍🏻 هر مردي که شما را دوست دارد براي زندگي كردن مناسب نيست
➖بزرگترین اشتباهی که یک دختر مرتکب میشود این است که بگوید، چون یک مردی من را خیلی خیلی دوست دارد پس او مردِ مناسبِ من است و به دردِ من میخورد و به خاطرِ علاقه اش به من چنین یا چنان خواهد کرد.
•● ابدا این موارد ارتباطی با هم ندارند و قرار است که شما هم او را دوست داشته باشید، نه اینکه چون او شما را دوست دارد به او علاقمند شوید.
#همسرداری 👰🏻♀️💍
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت31 حنیفه با دلخوری گفت +چی میگفتی به آقا بهرام که لبخند به لبش بود؟
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت32
+حنیف... میشه به تاجی خانم بگی آقا بهرام رو پیدا کنه؟ لااقل بهش بگم خواستگارم کیه
حنیفه رو ترش کرد و گفت
+وااا! حرفا میزنی ها حوری... من ی کاره پاشم به تاجی خانم بگم میخوام آقا بهرام رو ببینم؟ نمیگه این دختر چقدر بی چشم و روهه! توام خیلی سخت میگیری، آقا بهرام گفت که عاشق دلخسته ات واسه بله برون ما میاد، بله برون ما هم سه شب دیگه اس... نترس. تا اون موقع عقدت نمیکنن
آهی کشیدم و سرم رو پایین انداختم، بعدم هرچقدر اصرار کردن برن برق...صم دلم راضی نشد، انقدر غصه تو دلم بود که اصلا نفهمیدم کی فهیمه رو با لباس سفید عروس آوردن وسط و کی آخر شب شد و آقا اومد و فهیم و فرامرز رو دست به دست هم داد، این وسط فقط هر از گاهی توجه ام به عشرت خانم جلب میشد که چشم هاش شده بود کاسه ی خون و یک جا بند نمیشد. همینکه آقا فرامرز با کت و شلوار مشکی اومد تو حیاط، عشرت خانم چنگی به دست ندیمه اش زد و تا جایی که میتونست رو گرفت و سرش رو پایین انداخت
دلم براش میسوخت، خیلی دوست داشتم بدونم چه مشکلی داشته که راضی شده ی زن جوون رو برای شوهرش عقد کنه.
همراه فهیم و آقا فرامرز به سمت خونه ی برادر دیگه ی کدخدا رفتیم، حج...له ی عروس رو اونجا برپا کرده بودن، نیم ساعتی اونجا موندیم و آخرشب که شد عشرت خانم در حالی که تلاش میکرد کسی متوجه حال خرابش نشه جلو رفت و دست فهیم رو گرفت و گذاشت تو دست شوهرش و با صدای خفه ای گفت
+خوشبخت بشید... خودم دست به دستتون دادم تا جلوی همه بگم هیچوقت بینتون قرار نمیگیرم، دستی که خودم تو دست شوهرم گذاشتم رو هیچوقت از دستش نمیکشم
صداش بغض داشت و میلرزید، حرفشو زد و بعدم چادرش رو روی سرش کشید و چند قدم عقب رفت. حس کردم هر لحظه ممکنه بیفته و از حال بره، نزدیک ندیمه اش شد و محکم دستش رو گرفت و بهش تکیه داد
آقا فرامرز هم کمی منقلب شده بود، اما خیلی زود خودش رو جمع و جور کرد و همراه عروسش به سمت حج....له رفت،بعد رفتن عروس و داماد حیاط خونه خلوت و خلوت تر شد، حنیفه اشاره ای بهم کرد تا از اونجا بریم، لحظه ی آخر، قبل اینکه از حیاط خونه بیرون برم چشمم به عشرت خانم افتاد که روی زمین فرود اومد و ندیمه اش هول زده تلاش میکرد مانع افتادنش بشه
چشم گرفتم ازشون و با غصه بیرون رفتم. نمیدونم چرا دلم برای این زن میسوخت.
اون شب تا دیروقت صدای هق هق ریز ننه میومد. دلش گرفته بود، میگفت هزاربارم بهم بگن دخترت خوشبخت شده و افتاده تو پول و ثروت... من که دلم آروم نمیگیره! هرچی نباشه فهیم سر هوو رفته، مگه میشه هووش تو زندگیشون دخالت نکنه...
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸الهی در این شب زیبـا
💫هیچ قلبی گرفته نــبــاشه
🌸و هر چی كه بهترينه
💫برای همه عزيزانم رقم بخوره
🌸و آرامش مهمون
💫همیشگی دل هاشون باشه
شبتون آرام و در پناه خدا 🌸
🌸🍃﷽🍃🌸
تقویم نجومی اسلامی
✴️ پنجشنبه 👈7 فروردین /حمل 1404
👈26 رمضان 1446 👈 27 مارس 2025
🕋 مناسب های دینی و اسلامی
🎇 امور دینی و اسلامی.
❇️ روز بسیار شایسته و خوب و خوش یُمنی است برای همه امور خصوصا:
✅نقل و انتقال و جابجایی.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅داد و ستد و تجارت.
✅درختکاری.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅صدقه دادن ثواب چند برابر دارد.
✅و انواع ملاقات ها خوب است.
📛ولی برای ازدواج خیر ندارد و به جدایی می انجامد.
🤒 مریض امروز زود خوب می شود.
👶 مناسب زایمان و نوزاد عمر طولانی دارد.
🚘مسافرت: سفر با صدقه خوب است.
🔭احکام نجوم.
🌗 امروز قمر در برج حوت است و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است.
✳️از شیر گرفتن کودک.
✳️بذر افشانی و کاشت.
✳️افتتاح کسب و کار.
✳️و دادن سفارش جنس نیک است.
🟣کتابت ادعیه و احراز و حکاکی روی سنگ نماز و بستن حرز خوب است.
💑مباشرت امشب: (شبِ جمعه)، فرزند پس از فضیلت نماز عشا سخنوری توانا و کلامش بجا و موثر واقع گردد.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز ،باعث رهایی از بلا می شود.
💉💉حجامت فصد خون دادن.
#خون_دادن یا #حجامت و فصد باعث خلاصی از مرض می شود.
😴😴 تعبیر خواب امشب:
خواب و رویایی که شب جمعه دیده شود تعبیرش از آیه ی 27 سوره مبارکه "نحل " است.
قال سننظر اصدقت ام کنت من الکاذبین...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که برای خواب بیننده حالتی غیر از آن حالتی که داشت روی دهد و از جانب شخص خوب و بزرگی به عظمت و بزرگی برسد. و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن:
🔵 پنجشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز خیلی خوبیست و موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است.
👕👚 دوخت و دوز:
پنجشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نوخ روز خوبیست و باعث میشود ، شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد.
✴️️ وقت استخاره:
در روز پنجشنبه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعد از ساعت ۱۲ ظهر تا عشاء آخر ( وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز پنجشنبه نیز: لا اله الا الله الملک الحق المبین
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۳۰۸ مرتبه #یارزاق موجب رزق فراوان میگردد .
💠 ️روز پنجشنبه طبق روایات متعلق است به #امام_حسن_عسکری_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
742.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸صبحتان نورانی و
🌱رنگين ترازرنگين کمان
🌸روزتان فرخنده و
🌱ازمهربانی جاودان
🌸قلبتان سرشاراز
🌱آرامشی زيبـا شود
🌸خنده باشد هديه امروز
🌱بررخسارتان
🌸ســـلام صبحتـون شـاد
🌱امروزتون پر از امید و مـهر
برای پیدا کردن مسیر صحیح زندگی چه باید کرد؟
🛣🛣🛣🛣
●باید با حال و هوا و احساس خودت هماهنگ
شوی
●در حالت آرامش به ندای قلبی و درونی ان توجه کن و دقت کن چه پیامی به تو میدهد
●از افراد منفی دوری کن
●کار مورد علاقه ات را انجام بده تا حال و هوای مثبت در تو ایجاد شود
●ارتباط قوی و معنوی با خدا برقرار کن
●به هر کاری دست می زنی ،علت آن را بررسی کن..
جوابی که از ندای درونت تحویل می گیری پیگیر آن باش یا آن را رها کن
●در لحظه زندگی کن.
📕"نویسنده کتاب خوشبختی ات باش"
✍ نفیسه معتکف
♥️🍃
زندگی بیهدف درست مثل قطاری است که بدون تعیین مقصد درحرکت باشد. این قطار یا به ناکجاآباد میرسد یا واژگون می شود.
اگر هدف نهاییتان مشخص نکرده باشید به مقصدی که آرزویش را در سردارید نخواهید رسید! هر فرد موفقی برای خود اهداف مشخص و معینی دارد که بهصورت پیوسته و هدفمند به سمت آنها پیش میرود.
همسرانه
❤️
♥️🍃
🔴 به مردان اندرز ندهید⛔️
💠مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند.
💠 اگر مشکلی را مخفی میکنند یعنی مایل هستند به تنهایی موضوع را حل کنند و خود را برای حل آن قادر میدانند.
💠 پس کتمان برخی مشکلات یا مسائل توسط آنها نشانه بیاعتمادی به شما نیست.
💠 آنها در صورت لزوم با شما در میان میگذارند. وظیفه شما خانمها این است که بعد از مطلع شدن، مرد را نصیحت نکنید و حتی احساس درونی او را تایید نمایید. مثلا بگویید: من مطمئنم که قادر هستی این مشکل را حل کنی!
💠 با روانشناسی یکدیگر و آگاهی از تفاوتهای روحی و شخصیتی یکدیگر، مانع ایجاد بگو مگو و مشاجرات لفظی شویم!
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت32 +حنیف... میشه به تاجی خانم بگی آقا بهرام رو پیدا کنه؟ لااقل بهش
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت33
آخرش انقد ننه هق هق کرد که صدای داد آقا دراومد
+دِ خفه شو زن، اه... حالمون رو بهم زدی، هی فرت و فرت دماغتو بالا میکشی... دختر شوهر دادی، نفرستادی سینه قبرستون که انقدر زار میزنی... ی نون خور کمتر گریه کردن داره؟
ننه به سختی جلوی گریه اش رو گرفت و کمی از آقا فاصله گرفت.هنوز خبر خواستگاری رو به آقا نداده بود و امید داشتم فرشته خانم منصرف شده باشه
اما اشتباه میکردم. صبح اول وقت، وقتی ننه داشت برای فهیم و آقا فرامرز صبحانه حاضر میکرد سروکله ی فرشته خانم پیدا شد، همراه زن جوونی اومده بود که تا اون روز ندیده بودمش
حنیفه در رو براشون باز کرد و تعارفشون کرد بیان داخل. منم به عمد دویدم تو سالن بلکه صدای حرف زدنشون به گوشم برسه
فرشته خانم بی مقدمه رفت سر اصل مطلب
+بدری خانم، این خانم جاری کوچیک منه، اومدیم خبر بدیم که امشب میاییم خواستگاری حوری جان
ننه با کنجکاوی گفت
+خیر باشه خانم، فقط من یادم رفت بپرسم خواستگاری از حوری برای کی؟
فرشته خانم پشت چشمی نازک کرد و گفت
+برای یکی از تاجرهای معروف شیراز... برادرشوهرمه، اسمش آقا هاشمه... ماشالله یک خونه داره هفتصد هشتصد متر... چند دهنه مغازه داره و کلی مال و ملک دیگه... دستش به دهنش میرسه، دست به خیر داره، حوری رو دیده و پسندیده
ننه بهت زده گفت
+یعنی این خانم که جاری شماست زن همین آقا هاشمه؟
زن جوون رو ترش کرد و گفت
+وا... این چه حرفیه؟ مگه من عقلم کم باشه پاشم بیام خواستگاری واسه شوهرم! اسم شوهر من اکبره خانم... هاشم آقا برادر بزرگتر شوهر منه، اصلا زن نداره! گفتن قراره بیان خواستگاری، ما هم صبحی اومدیم
ننه کمی دست دست کرد و در نهایت گفت
+چی بگم والا... قدمتون سر چشم.. بفرماید. در این خونه به روی شما بازه
فرشته خانم جواب قطعی رو که گرفت دیگه معطل نکرد، اشاره ای به جاریش کرد و تندی از جا بلند شدن و خداحافظی کردن و رفتن
به محض اینکه در حیاط بسته شد دویدم تو مطبخ و با دلخوری گفتم
+ننه... واسه چی گفتی بیان؟ اصلا پرسیدی این آقا هاشم که میگن چند سالشه؟یا همین که شنیدی مال و ملک داره رضایت دادی؟
ننه دلخور گفت
+میفهمی چی میگی حوری؟من کی چشمم به مال و اموال این و اون بوده؟ من به خاطر احترامی که براشون قائل بودم گفتم. بعدم هر دختری صدجور خواستگار میاد واسش، قرار نیست هرکی در این خونه رو زد دو دستی تقدیمت کنیم که! این آقا هاشمم هرچی مال و اموال داره ارزونی خودش