eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.6هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
📡خبری با تیتر عجیب در سراسر دنیا مخابره شد😱😳 🚨مادر26ساله نوزاد25 ساله به دنیا آورد!!‼️😳😱 ♨️ویژگی های عجیب این نوزاد↙️↙️ https://eitaa.com/joinchat/269287466C978e5b6ad5 ❌کاملا واقعی و مستند خودت ببین☝️
🏆 اصول مدیریت چالش های خواهر و برادرها 👈 مثلاً می‌بینیم که یک وسیله‌ای افتاده و شکسته مادر می‌دوئه میاد؛ علی باز زدی شکوندی؟😡😤 👦🏻 علی میگه نه مامان، من نشکوندم.😢 👧🏻 فاطمه میاد میگه من بودم...😓 و مامان میگه قربونت برم، پس تو شکوندی؟! اشکال نداره، پیش میاد بالاخره..🥰 👆 و بچه‌ها اینو کاملاً می‌بینند لمس می‌کنند و می‌فهمند! 🔰 وقتی که بچه‌ای می‌بینه، بین اون و خواهر برادرش فرق گذاشته می‌شه، اینجاست که حالا یه «خشم درونی👿» نسبت به اون خواهر یا نسبت به اون برادرش پیدا می‌کنه و میگه که اونو بیشتر از من دوست دارن...
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
بسم الله الرحمن الرحیم اگر میخوای امسال به صورت رایگان آموزشهای تدابیر و اصولِ طب ایرانی _ اسلامی رو ببینی و در مسیرِ پیاده روی اربعین بتونی قدمی در مسیر سلامتی زائران اباعبدالله برداری وارد کانال زیر شو و از آموزش های رایگان بهره مند شو آموزشهایِ رایگان و علمیِ طب سنتی و اسلامی 👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3814326763C68f6ef02d1
" قضاوت نکنیم " يكم آروم باشيم، انقدر قاب های روی ديوار آدمهارو حدس نزنيم، يكم رعايت كنيم، يكم احترام بزاريم بهم... يكم به خلوتهامون، به حالامون، به مودامون ، احترام بذاريم. يه وقت هايی ، فقط نگاه كنيم و رد شيم، يه وقت هايی حتی سعی كنيم كه نگاه هم نكنيم. يه وقت هايی انگار نشنيديم.. يه وقت هايی بلند شيم و خداحافظی كنيم و بريم، مهم نيست كه ناراحت ميشن، مهم اينه كه شما نمی خواين بشنوين. يه وقت هايی بگيم : من دوست ندارم بشنوم ! كنار هم عشق كنيم بپذيريم همو... من ايمان دارم چشمهاي مردمانی كه ديگران را قضاوت می كنند روزی باز نخواهد شد ! ‌💛🧡❤
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوزم موهای زائدتو لیزر میکنی😂 در عرض 2 دقیقه از شر موهای مزاحمت خلاص شو 🫡در ضمن کاملا جذبیه و از ریشه موهارو هدف قرار میده و از بین میبره و هیچگونه عوارضی هم نداره🥰 شک نکن میتونی یکی از بهترین حس های زندگیتو تجربه کنی با این اسپری دائمی مشاوره رایگانشو از دست نده👇👇 bam30.com/ads/landings/5024-11331 bam30.com/ads/landings/5024-11331 آخرین فرصت برای دریافت هدیه ویژه نوروز 🔥👆
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
اگر مشکل مالی دارید؛ حسابی به شوهرتون "قوت قلب" بدید بهش "اعتماد به نفس" بدید بهش بگید: من به تو ایمان دارم تو میتونی از پس مشکلات بربیای
‌ 🔥 حاج آقا آنتن زنده رو ترکوند 😂 خاطره باحال از حاج آقا موسوی زیاد شنیدین ، ولی این یکی جدیده و به نفعتونه جلو خانواده بازش نکنید 😂👇 https://eitaa.com/joinchat/3525641100C42620a13c5 🔴 ببین المیرا شریفی چی میگه🤣👆
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
‌‌ 👆 آقا من واقعا موندم حاج آقا با چه جرأتی اینارو تو تلویزیون تعریف میکنه 😂 خدایی رو دستش نیمده تا حالا🤦🏻‍♀🤣👆 ‌
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت34 حرفش تموم نشده بود که صدای آقا رو از پشت سرم شنیدم، با سرخوشی داش
🤝♥️ تا شب عین مرغ سرکنده بودم، نه یک جا بند میشدم نه میتونستم چیزی بخورم. تاجی خانم خبر فرستاده بود که لازم نیست برای فهیم و آقا فرامرز غذا بفرستیم و خودش براشون غذا میفرسته. ننه اولش دلخور شد! گفت لابد میگن اینا دستشون به دهنشون نمیرسه، نمیتونن غذای قوت دار بپزن برای تازه عروس و داماد... اما وقتی همون گوشتی که میخواست برای فهیم درست کنه رو گذاشت جلوی ما و همه با اشتها مشغول خوردن شدن کمی دلش آروم گرفت. به قول خودش فقط غصه ی من رو داشت که عین مادر مرده ها ی گوشه کز کرده بودم و لب به چیزی نمیزدم.. شب که شد قبل اومدن مهمون ها با دخترا رفتیم تو مطبخ، همه کنجکاو بودن تا از پنجره ی مطبخ آقا هاشم رو ببینن... کمی که گذشت صدای در اومد، ننه و آقا برای استقبال رفتن و دخترا مدام سرک میکشیدن... یکدفعه بهار گفت +اینه؟ این که خیلی پیره آبجی... اشک نشست روی گونه ام، حنیف تشری به دخترا زد و از دم پنجره کشیدشون کنار. خودشم کنار من نشست و با محبت گفت +گریه نکن حوری، هنوز که چیزی نشده... از خواستگاری تا بله برون و عقد کلی وقت هست... هق هق کنان گفتم +اصلا صد سالم وقت باشه، تهش چی میشه؟ آقا منصرف میشه دخترا کمی دلداریم دادن، حنیفه هم تندی سینی چایی و ریخت، همینکه ننه صدام زد به زور حنیفه سینی رو دستم گرفتم و راهی سالن شدم، سالن کوچک خونه پر مهمون بود، فرشته خانم و شوهرش و مادرشوهرش به همراه همون زن جوون و شوهرش و آقا هاشم یک طرف نشسته بودند. با اشاره ی ننه سینی رو جلوی سرهنگ گرفتم، دست هام میلرزید و دلم میخواست قدرتش رو داشتم تا همشون رو از خونه بندازم بیرون تند تند چایی رو تعارف کردم و بدون اینکه نگاهشون کنم کنار ننه نشستم. با نشستنم سرهنگ گلویی صاف کرد و گفت +ازدواج سنت پیامبره، هاشم هم جوون هجده ساله نیست که از سر احساسات تصميم گرفته باشه، دختر شما رو دیده و ماشالله دختر شما انقدر با وقار و با کمالات بوده که دلباخته شده... الانم ریش و قیچی دست شما، ما با هر شرایطی شما بگید موافقیم چشم چرخوندم و نگاهم رو به آقا هاشم دوختم و اینبار با دقت بیشتری نگاهش کردم، حدودا پنجاه ساله بود، قد بلند با چشم و ابروی مشکی و بینی استخونی، یک چهره‌ی عادی داشت اما چشم هاش... انگار تاب نگاه کردن به چشم هاش رو نداشتم آقا که مشخص بود از خوشحالی روی پای خودش بند نیست لبخندی زد
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
😍دنبال یه هدیه خاص وموندگاری که عزیزانت خوشحال کنی👌😳⁉️ من رفتم خونه رفیقم وقتی انگشتر تو دستش رو دیدم چشام گردوبراق🤩 شد خیلی شیک و خوشگل بود فضولیم گل کرد😁 ازش پرسیدم که از کجا خرید😅 💎راستی عید فطر به ازای ثبت خرید به قید قرعه کشی هدیه عیدی واریز می کنند💎 💥یک کانالی بهم معرفی کرد ☺️باورتون نمی‌شه وقتی عضوش شدم چشام اینطوری 👀شد ✅اگر علاقه خاصی به انگشتر 😍داری عضو این کانال👇🏼 شوو انگشتر های باب دلت اینحاس😉 https://eitaa.com/joinchat/3327787398C23b68528e2