سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت5 حتی یکبار حرفش رو به ملیح هم زدم و وحشت زده اش کردم، اما وقتی تر
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت52
فهیم بازوم رو گرفت و من رو به سمت خودش برگردوند
+حوری... خسرو اومده خونه ی ما، به فرامرز گفته میخوام حوری رو ببینم، هنوز ننه اش هم خبر نداره که اومده... ما هم بهش نگفتیم ماجرای صیغه رو... فرامرز میگه بفهمه قیامت میشه
با حرص گفتم
+چرا قیامت بشه؟ مگه خسرو چیکاره ی منه؟
+خودت میدونی چی دارم میگن حوری... من مخالف این دیدار بودم، به فرامرز هم گفتم خواهرم رو هوایی نکن، خودت به خسرو بگو و شر ماجرا رو بکن... منتهی فرامرز میگه خود حوری بیاد بگه بهتره... میگه... یعنی یک جوری بگه که خسرو فکر کنه حوری با میل خودش بله گفته، شاید اینجوری کمتر دردسر درست کنه
اشک نشست روی گونه ام و گفتم
+به من ربطی نداره خسرو در موردم چه فکری میکنه... اصلا بذار بفهمه مادرش چه بلایی سرم آورده
فهیم دستم رو گرفت و گفت
+حوری، خودت میدونی واسه من خیلی عزیزی، میدونی که دلم نمیخواد اخمی به صورتت بشینه، قربون چشم هات برم، من اگر حرفی میزنم به خاطر خودمونه، فکر نکنی دارم طرف قوم شوهرم رو میگیرم. امشب بله برون حنیفه است، خسرو بفهمه چی به سرت آوردن بلوایی به پا میکنه که اول از همه دودش تو چشم خودمون میره. شاید مراسم بله برون بهم بخوره، تو که اینو نمیخوای؟ به خدا من به فرامرز گفتم ج8 حوری بعد بله برون میاد، اما انگار خسرو یک بوهایی برده که اصرار داره همین امروز تو رو ببینه
دلم نمیخواست برم، اصلا دلم میخواست خسرو بلوا به پا کنه، با خودم گفتم بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.. میمونم تا ببینم خسرو چیکار میکنه، اما فهیم انقدر گفت و تو گوشم خوند که راضیم کرد برم خونه اش
با همون لباسی که دو روز بود از تنم در نیاورده بودم به کمک فهیم از پله ها پایین اومدم. خبری از آقا نبود اما ننه تو حیاط داشت تخمه بو میداد، منو که دید با نگرانی گفت
+کجا میرید؟ با این ریخت و قیافه این دختر رو کجا میبری؟
فهیم رو ترش کرد و گفت
+آوازه ی کارهای آقا تو کل ده پیچیده ننه، نگران ریخت و قیافه ی این بدبخت نباش. بعدم امشب بله برون حنیفه اس، خواه ناخواه فک و فامیل حوری رو با این سر و صورت میبینن... میخوام ببرمش خونه ام،هم یکم استراحت کنه، هم واسه بله برون ی دستی به صورتش بکشم رد کبودی ها تو چشم نباشه آبروی نداشته امون بره
ننه با غصه نزدیکم شد، اشک نشست روی گونه اش و گفت
+ای کاش من میمردم و این روزا رو نمیدیم
دست دور شونه ام انداخت و محکم بغلم کرد و گریه اش اوج گرفت. اما راستش دیگه دلم واسه ننه نمیسوخت.
°• همسرانه❤️
گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد.
این کار هم همسرتان را به شما دلگرم میکند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر میکند
◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیتتان بردارند.
▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد.
▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد.
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
یکی از بزرگترین مشکل زوجها در روابط شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یکدیگر است.
هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمیدهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکومکردن و خاموشکردنِ طرف مقابل دارند.
باید بدانید که بیاهمیتی به این موضوع باعث میشود زندگیتان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکلگیری کند.
"به همسرتان فرصـت محبت كردن بدهيد"
🍃 ما هميشه منتظر محبت ديدن از طرف مقابل هستيم. ولی در روابط زوجين مهم اين است كه زن اجازه دهد مرد به او محبت كند و مرد نيز به همين شكل عمل كند.
👈 محبت مرد در بيان نيازها، خواستهها و پيگيریهايش خلاصه میشود و محبت زن در انتظار برآورده كردن درخواستهايش از مرد خلاصه میشود.
✅ اين گفتگوی دو طرفه است كه باعث ساخته شدن اين نوع محبت در بين زوجين میشود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت52 فهیم بازوم رو گرفت و من رو به سمت خودش برگردوند +حوری... خسرو اوم
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت53
درسته تا جایی که میتونست پشت ما رو میگرفت اما تو قضیه ی ازدواج من انگار با شنیدن ماجرای خرید خونه سست شده بود و طرف آقا رو گرفته بود
بی جون از بغلش بیرون اومدم و بدون اینکه جوابی بهش بدم پشت سر فهیم از خونه بیرون زدم. ماشین آقا فرامرز جلوی در بود، فهیم در عقب رو باز کرد و اشاره ای کرد تا سوار شم. هنوز نمیدونستم کارم درسته یا نه، کمی دست دست کردم و بالاخره دل رو به دریا زدم و سوار ماشین شدم.
خونه ای فهیمه بود خونه ی برادربزرگتر کدخدا بود که سال های زیادی بود کسی توش زندگی نمیکرد
پشت سر فهیم وارد خونه شدم، روی تخت چوبی گوشه ی حیاط نشستم و گفتم
+جون ندارم راه برم آبجی، بگو بیاد همینجا باهاش حرف میزنم
فهیم با نگرانی نزدیکم شد و گفت
+قربونت برم، یک وقت حرفی نزنی بیشتر جوشی بشه ها... بذار بله برون و عقد حنیفه تموم شه،بعد یک فکری برای این ماجرا میکنیم
میدونستم کاری از دست هیچکس ساخته نیست، نه فهیم و حنیفه، نه حتی خسرو...
تو حال و هوای خودم بودم که صدای سلام ضعیفی به گوشم رسید، سرم رو بالا گرفتم، خسرو بود... با دیدنم چشم هاش گرد شد و حیرت زده گفت
+کی این بلا رو سرت آورده؟
سرم رو پایین انداختم و سکوت کردم، هول زده نزدیکم شد و کنارم نشست، دست آتل گفت
+منو نگاه کن حوری...بگو کی اینکارو کرده تا قلم دستش رو بشکنم
فقط وقتی جدی بود حوری صدام میزد، وگرنه همیشه پری صدام میزد...
آهی کشیدم و زمزمه کردم
+کار آقامه...
+چرا...چرا اینکارو باهات کرده؟ چطور دلش اومده؟
مکثی کردم و گفتم
+چون نخواستم شوهر کنم، چون جواب رد به خواستگاری که واسم اومده بود دادم اینکارو کرد
چنگی به موهاش زد و با صدای خفه ای گفت
+همین امشب... تو مراسم بله برون بهرام و خواهرت کار رو تموم میکنم. مادرم که تو عمل انجام شده قرار بگیره دیگه نمیتونه اعتراض کنه
کوتاه نگاهش کردم و گفتم
+چه کاری رو
👌#حکایتی_زیبا_و_آموزنده
مردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت
خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت
و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید.
بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و
تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و
خانهاش فرو ریخت.
شیخ را ترس برداشت و سراغ عارف
شهر رفت و راز این همه بدبیاری و
مصیبت را سوال کرد.
ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت میدانی
که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی
بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی
آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست.
شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر
یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت
گذشت و خوشحالی ثانیهای که بر تو
وارد شده است.
شیخ گفت:
روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت
که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر
خود را کرده است، کاش میمرد و من
مال پدرم را زودتر تصاحب میکردم.
زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای
لحظهای شاد شدی که میتوانستی
خانه پدریات را بفروشی و خانه
بزرگتری بخری. تمام این بلاها به
خاطر این افکار توست.
مرد گریست و سر در سجده گذاشت و
گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با
من چنین کردی اگر عاق میشدم چه
میکردی؟؟!! سر بر سجده گذاشت و توبه کرد
✨✨✨
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
✅ بیمه کوثر ارائه دهنده انواع پوششهای بیمهای (اشخاص، اموال، مسئولیت و مهندسی )
📞 ۰۲۱۸۹۳۸۲
💻 https://kins.ir
566.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرامش آسمان شب
سهم قلبهای❤️ پاکتان
و نور ستاره ها
روشنىِ بخش
تمام لحظه هایتان
✨شبتون بخیر 🌼🌺
تقویم نجومی اسلامی
👈 یکشنبه 👈10 فروردین / حمل 1404
👈29 رمضان 1446👈30 مارس 2025
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅امور ازدواجی خواستگاری عقد و عروسی.
✅نقل و انتقال و جابجایی.
✅دیدارهای سیاسی.
✅پرداختن به عمران و آبادی شهر و روستا.
✅آغاز و تاسیس امور خیریه.
✅و خرید احشام و چارپایان خوب است.
🚘مسافرت: مسافرت همراه صدقه باشد.
👶مناسب زایمان و نوزاد مبارک و شجاع باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌓 امروز : قمر در برج حمل است و امور زیر خوب است:
✳️ختنه نوزاد.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️خرید لوازم و مایحتاج زندگی.
✳️و آغاز درمان و معالجات خوب است.
🔵مناسب نوشتن و بستن حرز برای اولین بار و نماز آن و حکاکی خوب است.
👩❤️👨 مباشرت امشب و فردا شب دوشنبه: مباشرت مکروه و ممکن است فرزند شرور و یا یاغی گردد.
⚫️ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات ، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث گوشه گیری و انزوا می شود.
💉🌡حجامت خون دادن فصد و زالو انداختن #خون_دادن یا #حجامت #فصد#زالو انداختن در این روز، از ماه قمری باعث نجات از بیماری می شود.
😴😴 تعبیر خواب ۶لههر:
خواب و رویایی که شب دوشنبه دیده شود تعبیرش از آیه ی 1 سوره مبارکه "حمد" است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که نامه یا حکمی از جانب بزرگی به خواب بیننده برسد و سبب خوشحالی وی گردد. و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
کتاب تقویم همسران صفحه ۱۱۶
💅 ناخن گرفتن
یکشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بی برکتی در زندگی گردد.
👕👚 دوخت و دوز
یکشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست . طبق روایات موجب غم واندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود( این حکم شامل خرید لباس نیست)
✴️️ وقت #استخاره در روز یکشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب.
❇️️ ذکر روز یکشنبه: یا ذالجلال والاکرام ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۴۸۹ مرتبه #یافتاح که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد.
💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_علی_علیه_السلام و #فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها. سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روزه بهههها پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸بامید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🌸ســــلام
🍃🌸صبح دل انگیـز
🍃🌸بهاریتون پـرانـرژی
🍃🌸دلتون پراز نغمههای شادی
🍃🌸و پـر از احـساس خوشبختی
🍃🌸جـاده زنـدگی تـون هـموار
🍃🌸و تـوأم با سلامتی و کامیابی
🍃🌸صبح یکشنبه تون بخیر