سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت52 فهیم بازوم رو گرفت و من رو به سمت خودش برگردوند +حوری... خسرو اوم
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت53
درسته تا جایی که میتونست پشت ما رو میگرفت اما تو قضیه ی ازدواج من انگار با شنیدن ماجرای خرید خونه سست شده بود و طرف آقا رو گرفته بود
بی جون از بغلش بیرون اومدم و بدون اینکه جوابی بهش بدم پشت سر فهیم از خونه بیرون زدم. ماشین آقا فرامرز جلوی در بود، فهیم در عقب رو باز کرد و اشاره ای کرد تا سوار شم. هنوز نمیدونستم کارم درسته یا نه، کمی دست دست کردم و بالاخره دل رو به دریا زدم و سوار ماشین شدم.
خونه ای فهیمه بود خونه ی برادربزرگتر کدخدا بود که سال های زیادی بود کسی توش زندگی نمیکرد
پشت سر فهیم وارد خونه شدم، روی تخت چوبی گوشه ی حیاط نشستم و گفتم
+جون ندارم راه برم آبجی، بگو بیاد همینجا باهاش حرف میزنم
فهیم با نگرانی نزدیکم شد و گفت
+قربونت برم، یک وقت حرفی نزنی بیشتر جوشی بشه ها... بذار بله برون و عقد حنیفه تموم شه،بعد یک فکری برای این ماجرا میکنیم
میدونستم کاری از دست هیچکس ساخته نیست، نه فهیم و حنیفه، نه حتی خسرو...
تو حال و هوای خودم بودم که صدای سلام ضعیفی به گوشم رسید، سرم رو بالا گرفتم، خسرو بود... با دیدنم چشم هاش گرد شد و حیرت زده گفت
+کی این بلا رو سرت آورده؟
سرم رو پایین انداختم و سکوت کردم، هول زده نزدیکم شد و کنارم نشست، دست آتل گفت
+منو نگاه کن حوری...بگو کی اینکارو کرده تا قلم دستش رو بشکنم
فقط وقتی جدی بود حوری صدام میزد، وگرنه همیشه پری صدام میزد...
آهی کشیدم و زمزمه کردم
+کار آقامه...
+چرا...چرا اینکارو باهات کرده؟ چطور دلش اومده؟
مکثی کردم و گفتم
+چون نخواستم شوهر کنم، چون جواب رد به خواستگاری که واسم اومده بود دادم اینکارو کرد
چنگی به موهاش زد و با صدای خفه ای گفت
+همین امشب... تو مراسم بله برون بهرام و خواهرت کار رو تموم میکنم. مادرم که تو عمل انجام شده قرار بگیره دیگه نمیتونه اعتراض کنه
کوتاه نگاهش کردم و گفتم
+چه کاری رو
👌#حکایتی_زیبا_و_آموزنده
مردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت
خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت
و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید.
بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و
تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و
خانهاش فرو ریخت.
شیخ را ترس برداشت و سراغ عارف
شهر رفت و راز این همه بدبیاری و
مصیبت را سوال کرد.
ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت میدانی
که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی
بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی
آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست.
شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر
یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت
گذشت و خوشحالی ثانیهای که بر تو
وارد شده است.
شیخ گفت:
روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت
که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر
خود را کرده است، کاش میمرد و من
مال پدرم را زودتر تصاحب میکردم.
زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای
لحظهای شاد شدی که میتوانستی
خانه پدریات را بفروشی و خانه
بزرگتری بخری. تمام این بلاها به
خاطر این افکار توست.
مرد گریست و سر در سجده گذاشت و
گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با
من چنین کردی اگر عاق میشدم چه
میکردی؟؟!! سر بر سجده گذاشت و توبه کرد
✨✨✨
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
✅ بیمه کوثر ارائه دهنده انواع پوششهای بیمهای (اشخاص، اموال، مسئولیت و مهندسی )
📞 ۰۲۱۸۹۳۸۲
💻 https://kins.ir
566.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرامش آسمان شب
سهم قلبهای❤️ پاکتان
و نور ستاره ها
روشنىِ بخش
تمام لحظه هایتان
✨شبتون بخیر 🌼🌺
تقویم نجومی اسلامی
👈 یکشنبه 👈10 فروردین / حمل 1404
👈29 رمضان 1446👈30 مارس 2025
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅امور ازدواجی خواستگاری عقد و عروسی.
✅نقل و انتقال و جابجایی.
✅دیدارهای سیاسی.
✅پرداختن به عمران و آبادی شهر و روستا.
✅آغاز و تاسیس امور خیریه.
✅و خرید احشام و چارپایان خوب است.
🚘مسافرت: مسافرت همراه صدقه باشد.
👶مناسب زایمان و نوزاد مبارک و شجاع باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌓 امروز : قمر در برج حمل است و امور زیر خوب است:
✳️ختنه نوزاد.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️خرید لوازم و مایحتاج زندگی.
✳️و آغاز درمان و معالجات خوب است.
🔵مناسب نوشتن و بستن حرز برای اولین بار و نماز آن و حکاکی خوب است.
👩❤️👨 مباشرت امشب و فردا شب دوشنبه: مباشرت مکروه و ممکن است فرزند شرور و یا یاغی گردد.
⚫️ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات ، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث گوشه گیری و انزوا می شود.
💉🌡حجامت خون دادن فصد و زالو انداختن #خون_دادن یا #حجامت #فصد#زالو انداختن در این روز، از ماه قمری باعث نجات از بیماری می شود.
😴😴 تعبیر خواب ۶لههر:
خواب و رویایی که شب دوشنبه دیده شود تعبیرش از آیه ی 1 سوره مبارکه "حمد" است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که نامه یا حکمی از جانب بزرگی به خواب بیننده برسد و سبب خوشحالی وی گردد. و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
کتاب تقویم همسران صفحه ۱۱۶
💅 ناخن گرفتن
یکشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بی برکتی در زندگی گردد.
👕👚 دوخت و دوز
یکشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست . طبق روایات موجب غم واندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود( این حکم شامل خرید لباس نیست)
✴️️ وقت #استخاره در روز یکشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب.
❇️️ ذکر روز یکشنبه: یا ذالجلال والاکرام ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۴۸۹ مرتبه #یافتاح که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد.
💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_علی_علیه_السلام و #فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها. سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روزه بهههها پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸بامید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🌸ســــلام
🍃🌸صبح دل انگیـز
🍃🌸بهاریتون پـرانـرژی
🍃🌸دلتون پراز نغمههای شادی
🍃🌸و پـر از احـساس خوشبختی
🍃🌸جـاده زنـدگی تـون هـموار
🍃🌸و تـوأم با سلامتی و کامیابی
🍃🌸صبح یکشنبه تون بخیر
♥️🌱
💫
#موضوع
💎#جملات_تأثیرگذاری که شما را در بین مشکلات زندگی به #موفقیت میرساند.
#بخش_اول
📎#هیچ_وقت سقف رویاهای خود را برای هماهنگ شدن با حقیقت پایین نیاورید، #بلکه طرز فکر و عقایدتان را برای تطابق با اهدافتان بالا بکشید.
📎#شما از آنچه فکر می کنید، شجاعتر هستید، از آنچه فکر می کنید، #قویترید و از هر آنچه به شما می گویند، باهوشترید.
📎دیوارهایی #زندگیتان را محدود می کنند که خودتان برای خودتان می سازید.
📎#حرف_نزن؛ تنها عمل کن. چیزی نگو؛ فقط نشان بده. به کسی وعده نده؛ تنها ثابت کن.
📎هیچ وقت دنباله روی از یک #رؤیا را به خاطر این که وقت زیادی می برد رها نکن. زمان خیلی زود می گذرد.
📎از این که چه #اشتباهی ممکن است رخ دهد واهمه نداشته باش. به این فکر باش که #چه_کارهایی درستی می توانی انجام دهی.
📎#هیچ وقت به خاطر این که دیگران تو را تائید نمی کنند، از انجام کاری که آن را درست انجام میدهی، دست برندار.
📎#نظم یعنی کاری که باید آن را درست انجام دهی، حتی اگر دلتان نمی خواهد آن کار را بکنی.
این مبحث ادامه دارد...
💞 آقای عزیز
عذرخواهی از خانومت عین مردونگیه 🥰
👈 مردانگی ایجاب می کنه که شوهر اگر به همسرش یا به دیگری ظلم کرده عذرخواهی کنه، زیرا مردانگی یعنی صداقت و بزرگواری.
❣و هنگامی که مرد عذرخواهی می کنه، از چشم همسرش نمی افته و خودش رو در برابر همسرش سبک نمی کنه، بلکه ارزشش بیشتر میشود.
👈عذرخواهی ضعف نیست، بلکه ضعف اینه که اشتباه خودتون رو پنهان کنین و مغرور بمونین و با عذرخواهی همسرتون هم از شما یاد میگیره.
سیاست مردانه
همسرداری
❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت53 درسته تا جایی که میتونست پشت ما رو میگرفت اما تو قضیه ی ازدواج م
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت54
، عذاب وجدان داشت خفه ام میکرد، با خودم گفتم تو شوهر داری حوری، همین چند روز قبل بله گفتی و محرم مرد دیگه ای شدی... چطور میتونی بشینی تا یک مرد غریبه حرف بزنی
خسرو با مهربونی گفت
+یعنی نفهمیدی دوستت دارم؟ نفهمیدی چشمم دنبالته؟
تلخ گفتم
+از کجا میفهمیدم؟ کم تحقیرم نکردی این مدت! اصلا چطور میتونی از دوست داشتن دختر سیفی گدا بگی! دختر دهاتی رو چه به پسر شهری... اونم کی؟ حوری... دختر سیفی گدا که کلفت خونه اتونه... رو حساب کدوم حرف و رفتارت میفهمیدم حسی بهم داری
+هرکاری کردم به خاطر تو بوده حوری، به خاطر دوست داشتنت...مادرم اگر بو میبرد که دوستت دارم روز به شب نکشیده شوهرت میداد. نمیخواستم سختی های خونه ی آقات بهت فشار بیاره و فکر شوهر کردن به سرت بزنه، واسه همین این فکرو انداختم تو سر مادرم... که تو رو بیاره شهر. با خودم گفتم میای شهر، درس میخونی، تو این فرصت منم از لحاظ مالی خودم رو جمع و جور میکنم و از بابام جدا میشم... بعدش دیگه رضایت پدر و مادرم اونقدرام واسم مهم نیست... به خدا میخواستم همین امسال بعد تموم شدن درست بیام جلو... اما الان با این شرایط دیگه صبر نمیکنم. زنداییم رو میندازم جلو، دایی فرامرز هم پشت منه، مادرم نمیتونه کاری بکنه
دلم میخواست بهش بگم مادرت فهمید... فهمید و روز به شب نکشیده شوهرم داد، دلم میخواست داد بزنم و بگم بخوره تو سرت عشقی که فقط حقارت رو نصیب من میکرد... اما ساکت موندم...
+بهت قول میدم همه چیزو درست کنم، عقدت میکنم، دستت رو میگیرم از اینجا میبرمت... دیگه نمیذارم اخمی به صورتت بشینه، نمیذارم کسی دستش بهت بخوره... من دوستت دارم حوری، اوایل سعی میکردم انکارش کنم، اما وقتی به خودم اومدم دیدم عشقت تو تار و پود تنمه، دیدم دیگه نمیتونم اسمت رو فراموش کنم، تصویر چشم های معصومت حتی تو خواب هم از یادم نمیرفت. واسه همین بود نمیخواستم عروسک خیمه شب بازی مادرم بشی، نمیخواستم لباس باز بپوشی و بیای تو جمع... دلم نمیخواست هی برگردی ده و خبر بفرستن نامزد کردی...
چشمم پر از اشک شد، به خودم گفتم حق نداری اشک بریزی حوری... اشک بریزی همه چیز خراب میشه، دیگه این مرد باورش نمیشه تو به میل خودت زن عموش شدی
کمی خودم رو جمع و جور کردم و زمزمه کردم
+دیر اومدید آقا خسرو... خیلی دیر اومدید... همه چیز تموم شد، من الان نامزد یکی دیگه ام.. محرم مرد دیگه
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا چه حد مجاز هستیم
در زندگی فرزندمان تجسس کنیم ؟!/دکتر انوشه
🎥#دکتر_انوشه
@daneshanushe✍️