هر دو بخوانیم
"از هـمدیگـر جـدا نشویـد"
🍃 فعالیتهای دونفره تنها مخصوص تازه عروس و دامادها نیست. حتی اگر دهها سال از زندگی مشترکتان بگذرد، باز هم میتوانید از لذت قدم برداشتن در کنار هم بهرهمند شوید و با وقتگذرانیهای دونفره آرامش بگیرید.
👈 چند وقت است که با هم سینما نرفتهاید؟ از آخرین باری که فقط شما دو نفر پشت میز رستوران یا کافه نشسته بودید چقدر گذشته؟ آخرین بار که با هم آشپزی کردید کی بوده؟
❎ اگر پاسخ دادن به این سؤالات برایتان سخت است، بدانید که بیش از اندازه از هم فاصله گرفتهاید.
✅ همین امروز بلیت سینما بگیرید و دونفره فیلم ببینید ویا همین هفته در کنار هم کیک درست کنید و از با هم ساختن و حتی با هم خرابکاری کردن لذت ببرید.
🌿🌺﷽🌿🌺
✔️ هرگاه که دعاهایتان به اجابت نمی رسد،به این دلیل است که هنوز راه پاکی جلای روح خود را که همانا رها کردن
دیگران و رها کردن موقعیت ها یا مشکلات مالی یا روحی و روانیست را بلد نیستید.
عفو و بخشش ، یکی از مهمترین و والاترین انواع پاکی روح است و یکی از صورت های باارزش عشق است.
اگر به عفو و بخشش اقدامکنید،به قدرت شفابخش عشق الهی پی می برید.
باید جراحات و آزارهای گذشته را ببخشید و تصور نکنید که این بخشیدن ، لطفی به شخص اشتباه کننده است ، بلکه نیکی ای در حق خودتان است.
نفرت ، انزجار ، انتقام ، خشم و... همه باعث فرسودگی روح شما می شود و روح شما را به تباهی می کشاند و باعث
مشکلاتی بزرگ در زندگی شما می گردد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت95 به خدا تو همین مدت حس میکنم یک حنیفه ی دیگه شدم، اصلا عاشق اسم
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت96
بیا بیرون، فکر کردی این زن و مردی که با خودت آوردی میتونن جلوی منو بگیرن؟ هه... گوه خوردی دختره ی فاسد، معلوم نیست چه گندی زدی که شبونه از خونه ی شوهرت فرار کردیآقا مشت میکوبید و فحش میداد و تهمت میزد به دختری که به عنوان دخترش هم قبولش نداشتده دقیقه بعد صدای بلند تاجی خانم به گوشم رسید و پشت بندش صدای معترض مرتضی+آقا سیفی، از شما بعیده این آبروریزی، صدات تا چند خونه بالاتر میره، هرچی نباشه این دختر تو این خونه بزرگ شده، آبروی این دختر آبروی شمام هستصدای کوبیدن چیزی بلند شد و پشت بندش آقا فریاد زد+گور بابای این دختر و آبروش... وقتی از خونه ی شوهرش فرار کرد آبرو سرش نمیشد؟ شمام تاجی خانم تو کاری که بهت مربوط نیست دخالت نکن،حوری دختر منه، منم شوهرش دادم. حالام میخوام بفرستمش با شوهرش بره، کجاش آبروریزیه؟ صدای معترض مرتضی به گوش رسید+هی مردک، احترام سن و سالت رو دارم که چیزی بهت نمیگم، حرف دهنت رو بفهم، دختر بیچاره رو دادی به یکی که همسن خودته، پول چشمت رو کور کرده بیچاره، انقدر بی غیرتی که دخترت رو فروختیکمی بعد صدای جیغ ننه و دخترا بلند شد، انگار آقا با مرتضی دست به یقه شده بود، سریع در رو باز کردم و بیرون دویدم، حدسم درست بود، آقا و مرتضی دست به یقه شده بودند و البته که مرتضی هم جوون تر بود و هم هی..کلی تر و در ازای چند لگدی که میخورد مشت های گره کرده اش به سر و صورت آقا اصابت میکردننه جیغ میزد و التماس میکرد که مرتضی شوهرش رو رها کنه و مرتضی نمیدونم چی شنیده بود از آقا که خشمش فروکش نمیشد و انگار تا بلایی سر آقا نمیاورد دلش آروم نمیگرفتدر نهایت با اصرار من و صدیقه و گریه های ننه مرتضی یقه ی آقا رو ول کرد و عقب کشید، آقا مرتضی تفی جلوی آقا انداخت و گفت+اگر به حرمت زن و دخترات نبود بابت غلطی که کردی همینجا زنده زنده چالت میکردم مردک، تو غیرت نداری؟ خیر سرت چند سال این دختر عین دختر خودت بوده، فروختیش به چی؟ به ی خونه فکستنی؟ آقا با وجود اینکه کتک خورده بود و خون از کنار دهنش روی زمین میریخت بازم زبونش کوتاه نمیشد +آره، فروختمش، به ازای تمام سال هایی که نون سفره ام رو خورده فروختمش، تو مردی؟ غیرت داری؟ بیا پول منو بده تا دست از سرتون بردارم، وگرنه تا زمانی که من از لحاظ قانونی پدرشم، من میگم این مرد شوهرشه و باید بره پیش شوهرش. شمام بدو دنبال قانون تا بتونی ثابت کنی من آقاش نیستمگریه ام شدت گرفت، این مرد چقدر بی رحم بود که در ازای لقمه نونی که خدا شاهد بود حتی یکبار هم با پول خودش سر سفره ی ما نیومده بود طلب پول میکرد
🌸🍃
*حال دلت* که خوب باشد
🍃
😍😍😍
*حال دلت* که خوب باشد، آدمها همهشان دوست داشتنیاند .
*حال دلت* که خوب باشد ، حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی میشود .
*حال دلت* که خوب باشد ، میشوی همبازی مهربان بچهها و همصحبت دلسوز بزرگترها .
*حال دلت* که خوب باشد، رنگها همه خوشرنگاند ، و حتی ابریترین روزها هم نوید بارانی زیبا را میدهند .
*حال دلت* که خوب باشد، همه تو را قشنگتر میبینند .
امروز تصمیم بگیر تمام چیزهایی که آزارت میدهد را رها کنی ، تا *حال دلت* خوب شود .
*فقط باید بخواهی . همین*
#حرمت_بین_زن_و_شوهر
شاید خیلی ها باشن که سال های زیادی از زندگیشون گذشته باشه و حرمت ها بینشون به کلی شکسته شده باشه متاسفانه..
اما اصلا نگران نباشید
ماهی را هروقت از آب بگیری تازه ست...
از همین لحظه شروع کنید که به تعمیر رابطه تون...
شاید اولش جوابی نگرفتید از همسرتون
یا حتی مورد تمسخر هم واقع شدید
ولی خودتونو نبازید
همچنان ادامه بدید...
یه کم زمان میبره
ولی درست میشه
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت96 بیا بیرون، فکر کردی این زن و مردی که با خودت آوردی میتونن جلوی م
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت97
مرتضی سری به نشونه ی افسوس تکون داد، دست کرد تو جیبش و دسته ای پول درآورد و پرت کرد تو صورت آقا و گفت+این باشه پیشت تا از گشنگی نمیری، سر فرصت حسابمو باهات صاف میکنم تا برای یک لقمه نون دخترات رو حراج نکنیننه زد زیر گریه و تندی پول ها رو برداشت و گفت+نکن آقا سیفی، اجر این سال ها رو با این کارت خراب نکن.. حوری دختر منه، من بهش شیر دادم،چطور میتونی انقد بی رحم باشی که در قبال این سال ها ازشون پول بخوای؟ این دختر هنوز دختر ماس... آقا از جا بلند شد، چنگی به پول های تو دست ننه زد و لگدی به ساق پاش کوبید+گمشو زنیکه. همینکه از اینجا پرتت نمیکنم برو خداروشکر کن،ی عمر به من دروغ گفتی فکر کردی حلالت میکنم؟ تو خدا پیغمبر سرت میشه و این همه سال به شوهرت دروغ گفتی؟ بزار اینا برن اول از همه تو رو پرت میکنم از اینجا بیروناینو گفت و بی توجه به حال و روز ما مشغول شمردن پول شد، کمی بعد نیشش تا بناگوش باز شد و گفت+همینقدر که دادی سری بعد واسم بیاری بسه، میتونم پول این خونه رو بدم شر این مرده رو از سرم باز کنم، این دختره رو هم هر قبرستونی میخوایید ببرید. البته که آقا هاشم حاضر بود بیشتر از اینا بابتش پول بده، اما چه کنم که دل رحمم، نمیخوام این دختر بره جایی که دلش رضا نیست. هرچی نباشه عمری تو این خونه بوده و منم آقاش حساب میشم و باید خیر و صلاحش رو در نظر بگیرم... حالا اگر بعدها بیشتر پول لازمم شد بازم بهتون سر میزنمصدیقه به سمتم اومد و گفت+بریم حوری، فقط شناسنامه ات رو بیار، لازم نیست چیزی از خونه ی این مرد بی رحم برداریبا غصه سری تکون دادم و برای خداحافظی فرو رفتم تو بغل حنیفه و زدم زیر گریه، دلم نمیخواست پل های پشت سرم رو خراب کنم جوری که دیگه نتونم خانواده ام رو ببینم، اما آقا همه چیز رو خراب کرده بود. به اجبار از همشون خداحافظی کردم و بین اشک و گریه خونه ی بچگی هام رو ترک کردم، تنها چیزی که از اون خونه با خودم بردم یک شناسنامه بود و لباس تنم... هنوز سوار ماشین نشده بودم که چشمم به هاشم افتاد، کمی جلوتر از خونه ی ما ماشینش رو پارک کرده بود و داشت به سمتمون میومد، مرتضی جلوم ایستاد و رو به هاشم که میخواست بازوم رو بگیره گفت+دستت بهش بخوره دستت رو قلم میکنم هاشم، این دختر، خاتون نیست که هر بلایی بخوای سرش بیاری، منم مرتضی بچه سال نیستم که در برابر کارهات ساکت بمونمهاشم صداش رو انداخت رو سرش+این دختر زن منه، میفهمی؟ زن منو میخوای کجا ببری؟اصلا تو کی هستی؟
🔹️#مشاوره_پیش_از_ازدواج
🔹️#نامزدی
💢فاش کردن رازهای قدیمی در دوره شناخت
⚡هنوز خبری نیست. نامزد هستید اما با زن و شوهر شدن فاصله زیادی دارید و این فاصله به شما میگوید لزومی برای افشای رازهای گذشته وجود ندارد (زمانی که آن مشکل حل شده و یا اثری از آن دیگر وجود ندارد)
⚡حتی برخی رازها باید برای همیشه دفن شوند چرا که از ایجاد سوءتفاهم و برهم زدن آرامش زندگی و حتی سوءاستفاده طرف مقابل چیزی عادیتان نمیشود.
⚡حتی پس از ازدواج هم نباید برخی مسائل را بیان کرد.
🌷🌸🍃🌺🍃🌸🌷
🔺 تنبیه موقع عصبانیت ممنوع
🔹هر وقت خواستید فرزندتان را تنبیه کنید، از روی عصبانیت این کار را نکنید؛ چون فرزند این گونه برداشت می کند که به خاطر عصبانیت و ناراحتی پدر یا مادرم تنبیه شدم و متوجه رفتار منفی خودش نمی شود.
علاوه بر اینکه تنبیه کردن کودکان از روی عصبانیت، اثر تربیتی نخواهد داشت، بلکه موجب نهادینه شدن پرخاشگری در کودکان نیز می شود.
#تربیت_فرزند
💫یک روایت عاشقـانہ💍
مراسمعقدانجامشد.✨
بعدازمراسمآقاعبداللھخواسٺ
تابامنحرفبزند. 'اولینبرخورد
زندگیمشترکمانبود.♡'🌿
قبلازصحبٺازمنخواستتایک
مهربرایشبیاورم.چونروحیه ایشانرامیشناختمازبابشوخی
گفتم:
"مهر؟مهربرایچی؟مگرحاج آقاتااینموقعنمازشانرانخوانده اند؟"
دیدمحالعجیبیدارد.نگاهی بھمنکردوگفت:"حالاشمایکمهر بیاورید."امامندستبردارنبودم.
گفتم:"تانگوییدمهربرایچهمی خواهید،نمیآورم."گفت:"میخواهم
نمازشکر بخوانموازاینکہخداوند چنینهمسریبہمندادهازاو
تشکرکنم."دیگرحرفینزدم.رفتم و بادوجانمازبرگشتم.❣🌱
•بھ روایٺ همسر شهید عبداللھه میثمی