eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.4هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.6هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت95 به خدا تو همین مدت حس میکنم یک حنیفه ی دیگه شدم، اصلا عاشق اسم
🤝♥️ بیا بیرون، فکر کردی این زن و مردی که با خودت آوردی میتونن جلوی منو بگیرن؟ هه... گوه خوردی دختره ی فاسد، معلوم نیست چه گندی زدی که شبونه از خونه ی شوهرت فرار کردیآقا مشت میکوبید و فحش میداد و تهمت میزد به دختری که به عنوان دخترش هم قبولش نداشتده دقیقه بعد صدای بلند تاجی خانم به گوشم رسید و پشت بندش صدای معترض مرتضی+آقا سیفی، از شما بعیده این آبروریزی، صدات تا چند خونه بالاتر میره، هرچی نباشه این دختر تو این خونه بزرگ شده، آبروی این دختر آبروی شمام هستصدای کوبیدن چیزی بلند شد و پشت بندش آقا فریاد زد+گور بابای این دختر و آبروش... وقتی از خونه ی شوهرش فرار کرد آبرو سرش نمیشد؟ شمام تاجی خانم تو کاری که بهت مربوط نیست دخالت نکن،حوری دختر منه، منم شوهرش دادم. حالام میخوام بفرستمش با شوهرش بره، کجاش آبروریزیه؟ صدای معترض مرتضی به گوش رسید+هی مردک، احترام سن و سالت رو دارم که چیزی بهت نمیگم، حرف دهنت رو بفهم، دختر بیچاره رو دادی به یکی که همسن خودته، پول چشمت رو کور کرده بیچاره، انقدر بی غیرتی که دخترت رو فروختیکمی بعد صدای جیغ ننه و دخترا بلند شد، انگار آقا با مرتضی دست به یقه شده بود، سریع در رو باز کردم و بیرون دویدم، حدسم درست بود، آقا و مرتضی دست به یقه شده بودند و البته که مرتضی هم جوون تر بود و هم هی..کلی تر و در ازای چند لگدی که می‌خورد مشت های گره کرده اش به سر و صورت آقا اصابت میکردننه جیغ میزد و التماس میکرد که مرتضی شوهرش رو رها کنه و مرتضی نمیدونم چی شنیده بود از آقا که خشمش فروکش نمیشد و انگار تا بلایی سر آقا نمیاورد دلش آروم نمیگرفتدر نهایت با اصرار من و صدیقه و گریه های ننه مرتضی یقه ی آقا رو ول کرد و عقب کشید، آقا مرتضی تفی جلوی آقا انداخت و گفت+اگر به حرمت زن و دخترات نبود بابت غلطی که کردی همینجا زنده زنده چالت میکردم مردک، تو غیرت نداری؟ خیر سرت چند سال این دختر عین دختر خودت بوده، فروختیش به چی؟ به ی خونه فکستنی؟ آقا با وجود اینکه کتک خورده بود و خون از کنار دهنش روی زمین میریخت بازم زبونش کوتاه نمیشد +آره، فروختمش، به ازای تمام سال هایی که نون سفره ام رو خورده فروختمش، تو مردی؟ غیرت داری؟ بیا پول منو بده تا دست از سرتون بردارم، وگرنه تا زمانی که من از لحاظ قانونی پدرشم، من میگم این مرد شوهرشه و باید بره پیش شوهرش. شمام بدو دنبال قانون تا بتونی ثابت کنی من آقاش نیستمگریه ام شدت گرفت، این مرد چقدر بی رحم بود که در ازای لقمه نونی که خدا شاهد بود حتی یکبار هم با پول خودش سر سفره ی ما نیومده بود طلب پول میکرد
🌸🍃 *حال دلت* که خوب باشد 🍃 😍😍😍 *حال دلت* که خوب باشد، آدم‌ها همه‌شان دوست داشتنی‌اند . *حال دلت* که خوب باشد ، حتی چراغ‌ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می‌شود . *حال دلت* که خوب باشد ، می‌شوی هم‌بازی مهربان بچه‌ها و هم‌صحبت دلسوز بزرگ‌ترها . *حال دلت* که خوب‌ باشد، رنگ‌ها همه خوش‌رنگ‌اند ، و حتی ابری‌ترین روزها هم نوید بارانی زیبا را می‌دهند . *حال دلت* که خوب باشد، همه تو را قشنگ‌تر می‌بینند . امروز تصمیم بگیر تمام چیزهایی که آزارت میدهد را رها کنی ، تا *حال دلت* خوب شود . *فقط باید بخواهی . همین*
شاید خیلی ها باشن که سال های زیادی از زندگیشون گذشته باشه و حرمت ها بینشون به کلی شکسته شده باشه متاسفانه.. اما اصلا نگران نباشید ماهی را هروقت از آب بگیری تازه ست... از همین لحظه شروع کنید که به تعمیر رابطه تون... شاید اولش جوابی نگرفتید از همسرتون یا حتی مورد تمسخر هم واقع شدید ولی خودتونو نبازید همچنان ادامه بدید... یه کم زمان میبره ولی درست میشه
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت96 بیا بیرون، فکر کردی این زن و مردی که با خودت آوردی میتونن جلوی م
🤝♥️ مرتضی سری به نشونه ی افسوس تکون داد، دست کرد تو جیبش و دسته ای پول درآورد و پرت کرد تو صورت آقا و گفت+این باشه پیشت تا از گشنگی نمیری، سر فرصت حسابمو باهات صاف میکنم تا برای یک لقمه نون دخترات رو حراج نکنیننه زد زیر گریه و تندی پول ها رو برداشت و گفت+نکن آقا سیفی، اجر این سال ها رو با این کارت خراب نکن.. حوری دختر منه، من بهش شیر دادم،چطور میتونی انقد بی رحم باشی که در قبال این سال ها ازشون پول بخوای؟ این دختر هنوز دختر ماس... آقا از جا بلند شد، چنگی به پول های تو دست ننه زد و لگدی به ساق پاش کوبید+گمشو زنیکه. همینکه از اینجا پرتت نمیکنم برو خداروشکر کن،ی عمر به من دروغ گفتی فکر کردی حلالت میکنم؟ تو خدا پیغمبر سرت میشه و این همه سال به شوهرت دروغ گفتی؟ بزار اینا برن اول از همه تو رو پرت میکنم از اینجا بیروناینو گفت و بی توجه به حال و روز ما مشغول شمردن پول شد، کمی بعد نیشش تا بناگوش باز شد و گفت+همینقدر که دادی سری بعد واسم بیاری بسه، میتونم پول این خونه رو بدم شر این مرده رو از سرم باز کنم، این دختره رو هم هر قبرستونی میخوایید ببرید. البته که آقا هاشم حاضر بود بیشتر از اینا بابتش پول بده، اما چه کنم که دل رحمم، نمیخوام این دختر بره جایی که دلش رضا نیست. هرچی نباشه عمری تو این خونه بوده و منم آقاش حساب میشم و باید خیر و صلاحش رو در نظر بگیرم... حالا اگر بعدها بیشتر پول لازمم شد بازم بهتون سر میزنمصدیقه به سمتم اومد و گفت+بریم حوری، فقط شناسنامه ات رو بیار، لازم نیست چیزی از خونه ی این مرد بی رحم برداریبا غصه سری تکون دادم و برای خداحافظی فرو رفتم تو بغل حنیفه و زدم زیر گریه، دلم نمیخواست پل های پشت سرم رو خراب کنم جوری که دیگه نتونم خانواده ام رو ببینم، اما آقا همه چیز رو خراب کرده بود. به اجبار از همشون خداحافظی کردم و بین اشک و گریه خونه ی بچگی هام رو ترک کردم، تنها چیزی که از اون خونه با خودم بردم یک شناسنامه بود و لباس تنم... هنوز سوار ماشین نشده بودم که چشمم به هاشم افتاد، کمی جلوتر از خونه ی ما ماشینش رو پارک کرده بود و داشت به سمتمون میومد، مرتضی جلوم ایستاد و رو به هاشم که میخواست بازوم رو بگیره گفت+دستت بهش بخوره دستت رو قلم میکنم هاشم، این دختر، خاتون نیست که هر بلایی بخوای سرش بیاری، منم مرتضی بچه سال نیستم که در برابر کارهات ساکت بمونمهاشم صداش رو انداخت رو سرش+این دختر زن منه، میفهمی؟ زن منو میخوای کجا ببری؟اصلا تو کی هستی؟
🔹️ 🔹️ 💢فاش کردن رازهای قدیمی در دوره شناخت ⚡هنوز خبری نیست. نامزد هستید اما با زن و شوهر شدن فاصله زیادی دارید و این فاصله به شما می‌گوید لزومی برای افشای رازهای گذشته وجود ندارد (زمانی که آن مشکل حل شده و یا اثری از آن دیگر وجود ندارد) ⚡حتی برخی رازها باید برای همیشه دفن شوند چرا که از ایجاد سوءتفاهم و برهم زدن آرامش زندگی و حتی سوءاستفاده طرف مقابل چیزی عادیتان نمی‌شود. ⚡حتی پس از ازدواج هم نباید برخی مسائل را بیان کرد. 🌷🌸🍃🌺🍃🌸🌷
🔺 تنبیه موقع عصبانیت ممنوع 🔹هر وقت خواستید فرزندتان را تنبیه کنید، از روی عصبانیت این کار را نکنید؛ چون فرزند این گونه برداشت می کند که به خاطر عصبانیت و ناراحتی پدر یا مادرم تنبیه شدم و متوجه رفتار منفی خودش نمی شود. علاوه بر اینکه تنبیه کردن کودکان از روی عصبانیت، اثر تربیتی نخواهد داشت، بلکه موجب نهادینه شدن پرخاشگری در کودکان نیز می شود.
💫یک روایت عاشقـانہ💍 مراسم‌عقدانجام‌شد.✨ بعدازمراسم‌آقاعبداللھ‌خواسٺ ‌تابامن‌حرف‌بزند. 'اولین‌برخورد زندگی‌مشترکمان‌بود.♡'🌿 قبل‌ازصحبٺ‌ازمن‌خواست‌تایک ‌مهربرایش‌بیاورم.چون‌روحیه ایشان‌رامیشناختم‌ازباب‌شوخی‌ گفتم: "مهر؟مهربرای‌چی؟مگرحاج آقاتااین‌موقع‌نمازشان‌رانخوانده اند؟" دیدم‌حال‌عجیبی‌دارد.نگاهی بھ‌من‌کردوگفت:"حالاشمایک‌مهر بیاورید."امامن‌دست‌بردارنبودم. گفتم:"تانگوییدمهربرای‌چه‌می خواهید،نمیآورم."گفت:"میخواهم‌ نمازشکر بخوانم‌وازاینکہ‌خداوند چنین‌همسری‌بہ‌من‌داده‌ازاو تشکرکنم."دیگرحرفی‌نزدم.رفتم و بادوجانمازبرگشتم.❣🌱 •بھ‌ روایٺ‌ همسر شهید عبداللھ‌ه میثمی
⭕️ کلمات مثبت به جای منفی: به خودت نگو: همه از من بهتر دارن پيش ميرن در عوض بگو: من با كسى رقابت ندارم به خودت نگو: چرا اين اتفاق واسه من افتاد؟ در عوض بگو: اين اتفاق چى ميخواد بهم ياد بده؟ به خودت نگو: دارم با زندگيم چيكار ميكنم؟ در عوض بگو: دقيقا همونجايى ام كه بايد باشم به خودت نگو: نبايد اين كارو ميكردم در عوض بگو: اون درس رو لازم داشتم تا پيشرفت كنم به خودت نگو: ميترسم اگه نشه چى؟ در عوض بگو: هر چيزى مال من باشه، به من ميرسه +ببینید چقدر تاثیر میزاره در روانتون و چند برابر بهتون قدرت میده و ذهنتون رو از استرس و فشار ازاد میکنه... این جملات رو‌ بخونید و ببینید چقدر تاثیر داره
میخوای یه بانوی باسیاست بشی اینو بخون👇👇👇👇 💟 نکته مهم اینکه اگر هدیه ای از سمت همسرتان دریافت می کنید هیچ وقت شروع نکنید از همون اول انتقاد بکنید 😬 ⁉️ چرا رنگ قرمزش نگرفتی ،😬 ⁉️چرا مثلا کوتاه ترش را نگرفتی،😬 ⁉️ چرا اینجوری نگرفتی .😬 با کمال میل هدیه ایشان را بپذیرید سعی کنید حداقل چند بار حتی اگه خوشتان نیامد از آن استفاده بکنید، ❌ هیچ وقت هدیه همسرتان را به کسی نبخشید؛ به دلیل اینکه اندازه تان نیست یا از رنگش خوشتان نمیاد بخواهید به کسی ببخشید؛ حتی اگه اندازه تان نبود یا حتی از رنگش هم خوشتان نیامد فکر اینکه بخواهید بروید مغازه و آن را تعویض بکنید را از سرتان بیرون بیاورید. با کمال میل و با هیجان خاصی هدیه همسرتان را قبول کنید..