eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.4هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.6هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید خیلی ها باشن که سال های زیادی از زندگیشون گذشته باشه و حرمت ها بینشون به کلی شکسته شده باشه متاسفانه.. اما اصلا نگران نباشید ماهی را هروقت از آب بگیری تازه ست... از همین لحظه شروع کنید که به تعمیر رابطه تون... شاید اولش جوابی نگرفتید از همسرتون یا حتی مورد تمسخر هم واقع شدید ولی خودتونو نبازید همچنان ادامه بدید... یه کم زمان میبره ولی درست میشه
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت96 بیا بیرون، فکر کردی این زن و مردی که با خودت آوردی میتونن جلوی م
🤝♥️ مرتضی سری به نشونه ی افسوس تکون داد، دست کرد تو جیبش و دسته ای پول درآورد و پرت کرد تو صورت آقا و گفت+این باشه پیشت تا از گشنگی نمیری، سر فرصت حسابمو باهات صاف میکنم تا برای یک لقمه نون دخترات رو حراج نکنیننه زد زیر گریه و تندی پول ها رو برداشت و گفت+نکن آقا سیفی، اجر این سال ها رو با این کارت خراب نکن.. حوری دختر منه، من بهش شیر دادم،چطور میتونی انقد بی رحم باشی که در قبال این سال ها ازشون پول بخوای؟ این دختر هنوز دختر ماس... آقا از جا بلند شد، چنگی به پول های تو دست ننه زد و لگدی به ساق پاش کوبید+گمشو زنیکه. همینکه از اینجا پرتت نمیکنم برو خداروشکر کن،ی عمر به من دروغ گفتی فکر کردی حلالت میکنم؟ تو خدا پیغمبر سرت میشه و این همه سال به شوهرت دروغ گفتی؟ بزار اینا برن اول از همه تو رو پرت میکنم از اینجا بیروناینو گفت و بی توجه به حال و روز ما مشغول شمردن پول شد، کمی بعد نیشش تا بناگوش باز شد و گفت+همینقدر که دادی سری بعد واسم بیاری بسه، میتونم پول این خونه رو بدم شر این مرده رو از سرم باز کنم، این دختره رو هم هر قبرستونی میخوایید ببرید. البته که آقا هاشم حاضر بود بیشتر از اینا بابتش پول بده، اما چه کنم که دل رحمم، نمیخوام این دختر بره جایی که دلش رضا نیست. هرچی نباشه عمری تو این خونه بوده و منم آقاش حساب میشم و باید خیر و صلاحش رو در نظر بگیرم... حالا اگر بعدها بیشتر پول لازمم شد بازم بهتون سر میزنمصدیقه به سمتم اومد و گفت+بریم حوری، فقط شناسنامه ات رو بیار، لازم نیست چیزی از خونه ی این مرد بی رحم برداریبا غصه سری تکون دادم و برای خداحافظی فرو رفتم تو بغل حنیفه و زدم زیر گریه، دلم نمیخواست پل های پشت سرم رو خراب کنم جوری که دیگه نتونم خانواده ام رو ببینم، اما آقا همه چیز رو خراب کرده بود. به اجبار از همشون خداحافظی کردم و بین اشک و گریه خونه ی بچگی هام رو ترک کردم، تنها چیزی که از اون خونه با خودم بردم یک شناسنامه بود و لباس تنم... هنوز سوار ماشین نشده بودم که چشمم به هاشم افتاد، کمی جلوتر از خونه ی ما ماشینش رو پارک کرده بود و داشت به سمتمون میومد، مرتضی جلوم ایستاد و رو به هاشم که میخواست بازوم رو بگیره گفت+دستت بهش بخوره دستت رو قلم میکنم هاشم، این دختر، خاتون نیست که هر بلایی بخوای سرش بیاری، منم مرتضی بچه سال نیستم که در برابر کارهات ساکت بمونمهاشم صداش رو انداخت رو سرش+این دختر زن منه، میفهمی؟ زن منو میخوای کجا ببری؟اصلا تو کی هستی؟
🔹️ 🔹️ 💢فاش کردن رازهای قدیمی در دوره شناخت ⚡هنوز خبری نیست. نامزد هستید اما با زن و شوهر شدن فاصله زیادی دارید و این فاصله به شما می‌گوید لزومی برای افشای رازهای گذشته وجود ندارد (زمانی که آن مشکل حل شده و یا اثری از آن دیگر وجود ندارد) ⚡حتی برخی رازها باید برای همیشه دفن شوند چرا که از ایجاد سوءتفاهم و برهم زدن آرامش زندگی و حتی سوءاستفاده طرف مقابل چیزی عادیتان نمی‌شود. ⚡حتی پس از ازدواج هم نباید برخی مسائل را بیان کرد. 🌷🌸🍃🌺🍃🌸🌷
🔺 تنبیه موقع عصبانیت ممنوع 🔹هر وقت خواستید فرزندتان را تنبیه کنید، از روی عصبانیت این کار را نکنید؛ چون فرزند این گونه برداشت می کند که به خاطر عصبانیت و ناراحتی پدر یا مادرم تنبیه شدم و متوجه رفتار منفی خودش نمی شود. علاوه بر اینکه تنبیه کردن کودکان از روی عصبانیت، اثر تربیتی نخواهد داشت، بلکه موجب نهادینه شدن پرخاشگری در کودکان نیز می شود.
💫یک روایت عاشقـانہ💍 مراسم‌عقدانجام‌شد.✨ بعدازمراسم‌آقاعبداللھ‌خواسٺ ‌تابامن‌حرف‌بزند. 'اولین‌برخورد زندگی‌مشترکمان‌بود.♡'🌿 قبل‌ازصحبٺ‌ازمن‌خواست‌تایک ‌مهربرایش‌بیاورم.چون‌روحیه ایشان‌رامیشناختم‌ازباب‌شوخی‌ گفتم: "مهر؟مهربرای‌چی؟مگرحاج آقاتااین‌موقع‌نمازشان‌رانخوانده اند؟" دیدم‌حال‌عجیبی‌دارد.نگاهی بھ‌من‌کردوگفت:"حالاشمایک‌مهر بیاورید."امامن‌دست‌بردارنبودم. گفتم:"تانگوییدمهربرای‌چه‌می خواهید،نمیآورم."گفت:"میخواهم‌ نمازشکر بخوانم‌وازاینکہ‌خداوند چنین‌همسری‌بہ‌من‌داده‌ازاو تشکرکنم."دیگرحرفی‌نزدم.رفتم و بادوجانمازبرگشتم.❣🌱 •بھ‌ روایٺ‌ همسر شهید عبداللھ‌ه میثمی
⭕️ کلمات مثبت به جای منفی: به خودت نگو: همه از من بهتر دارن پيش ميرن در عوض بگو: من با كسى رقابت ندارم به خودت نگو: چرا اين اتفاق واسه من افتاد؟ در عوض بگو: اين اتفاق چى ميخواد بهم ياد بده؟ به خودت نگو: دارم با زندگيم چيكار ميكنم؟ در عوض بگو: دقيقا همونجايى ام كه بايد باشم به خودت نگو: نبايد اين كارو ميكردم در عوض بگو: اون درس رو لازم داشتم تا پيشرفت كنم به خودت نگو: ميترسم اگه نشه چى؟ در عوض بگو: هر چيزى مال من باشه، به من ميرسه +ببینید چقدر تاثیر میزاره در روانتون و چند برابر بهتون قدرت میده و ذهنتون رو از استرس و فشار ازاد میکنه... این جملات رو‌ بخونید و ببینید چقدر تاثیر داره
میخوای یه بانوی باسیاست بشی اینو بخون👇👇👇👇 💟 نکته مهم اینکه اگر هدیه ای از سمت همسرتان دریافت می کنید هیچ وقت شروع نکنید از همون اول انتقاد بکنید 😬 ⁉️ چرا رنگ قرمزش نگرفتی ،😬 ⁉️چرا مثلا کوتاه ترش را نگرفتی،😬 ⁉️ چرا اینجوری نگرفتی .😬 با کمال میل هدیه ایشان را بپذیرید سعی کنید حداقل چند بار حتی اگه خوشتان نیامد از آن استفاده بکنید، ❌ هیچ وقت هدیه همسرتان را به کسی نبخشید؛ به دلیل اینکه اندازه تان نیست یا از رنگش خوشتان نمیاد بخواهید به کسی ببخشید؛ حتی اگه اندازه تان نبود یا حتی از رنگش هم خوشتان نیامد فکر اینکه بخواهید بروید مغازه و آن را تعویض بکنید را از سرتان بیرون بیاورید. با کمال میل و با هیجان خاصی هدیه همسرتان را قبول کنید..
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت97 مرتضی سری به نشونه ی افسوس تکون داد، دست کرد تو جیبش و دسته ای پ
🤝♥️ مرتضی ضربه ی محکمی به تخت سئنه ی هاشم کوبید و گفت+منو نمیشناسی بیش..رف؟من همونی ام که وقتی داشتی زن برادرم رو گول میزدی خفه خون گرفتم، همونی که خراب شدن زندگی برادرم رو دیدم و نیومدم دمار از روزگارت دربیارم، حالام راهتو بکش برو پی زندگیت، وگرنه مرتضی نیستم اگر همینجا نفستو نبرم هاشم که انگار از حرف و برخورد جدی مرتضی ترسیده بود قدمی به عقب برداشت و گفت+من... میرم شکایت میکنم، صیغه نامه دارم، میرم میگم زن منو دزیدید... +حتما برو،برو از کل ثروت و نفوذت استفاده کن ببینم چه گوهی میتونی از بخوری. منتهی اینبار من بیکار نمیشینم هاشم، شده دار و ندارم رو بدم میدم، به خاطر دزدیدن بچه ی برادرم و رها کردنش تو بیابون میکشونمت دادگاه... شاهدم دارم، یک نفر اون شب زمستونی تو رو دیده که بچه رو گذاشتی کنار برکه، اینبار دیگه بچه نیستم که ساده بگذرم ازت، ندار هم نیستم که بشینم و باج دادن خودت و اون برادر بی..شرف تر از خودت رو تماشا کنمهاشم که انگار از تهدید جدی مرتضی ترسیده بود بی حرف عقب عقب رفت و به سرعت سوار ماشینش شد و از اونجا دور شد. با رفتنش نفس راحتی کشیدم، این مرد انگار نمیخواست دست از سر من بردارهسوار ماشین که شدیم با شرمندگی گفتم+من شرمنده ام... پول زیادی بهش دادید... مرتضی با محبت گفت+تو الان عضوی از خانواده ی ما هستی عزیزم، نیازی به شرمندگی نیست. میخوام باور کنی برای ما عزیزی و حتی اگر لازم باشه بیشتر از این ها خرج میکنیم تا تو آرامش داشته باشی.درسته که ما خیلی وقت نیست همدیگه رو میشناسیم، اما من هربار با فکر کردن به اینکه تو برادرزاده امی وجودم پر از شوق میشه. پس شرمنده ی هیچکس نباش. ما باید شرمنده ی تو باشیم که سال ها قبل اونقدری تلاش نکردیم که پیدات کنیم. زیر لب ازش تشکر کردم و سرم رو به شیشه ی ماشین تکیه دادمتو راه برگشت به شیراز صدیقه کنارم نشسته بود و از خانواده اش میگفت، از پدر و مادری که اگر من رو ببینن عاشقم میشن، از محمدی که اگر بفهمه دخترش زنده اس بال درمیاره و میاد شیراز... منم دلم خوش بود به حرف هاش، با خودم گفتم کار دنیا رو ببین حوری، عمری مردی که فکر میکردی آقاته بهت سرکوفت یک لقمه نونش رو زد، حالا بعد این همه سال فهمیدی پدر واقعیت سال ها دنبالت بوده و در غم نبودت چه سختی ها که نکشیده ماشین مرتضی جلوی در سفید رنگی از حرکت ایستاد، صدیقه با هیجان گفت+اینجا خونه ی پدری منه، جایی که ما توش بزرگ شدیم. از ماشین پیاده شدم و همراهشون به سمت خونه رفتیم
زندگی خیلی کوتاه تر از اینه که بخوای کارایی رو بکنی که دوست نداری یا با آدمایی معاشرت کنی که خوشحالت نمیکنن یا برای چیزایی وقت بذاری که حالتو خوب نمیکنن به این واقعیت فکر کن و برای کسی یا چیزی وقت و انرژی بذار که از جنس خودته و حس خوب میده🐥❤️‍🔥
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ برای شناخت همسر، ازدواج سنتی خوبه یا مدرن؟! 👤گفتگو با دکتر لاور، کارشناس خانواده