#همسرداری
میخوای یه بانوی باسیاست بشی اینو بخون👇👇👇👇
💟 نکته مهم اینکه اگر هدیه ای از سمت همسرتان دریافت می کنید هیچ وقت شروع نکنید از همون اول انتقاد بکنید 😬
⁉️ چرا رنگ قرمزش نگرفتی ،😬
⁉️چرا مثلا کوتاه ترش را نگرفتی،😬
⁉️ چرا اینجوری نگرفتی .😬
با کمال میل هدیه ایشان را بپذیرید سعی کنید حداقل چند بار حتی اگه خوشتان نیامد از آن استفاده بکنید،
❌ هیچ وقت هدیه همسرتان را به کسی نبخشید؛ به دلیل اینکه اندازه تان نیست یا از رنگش خوشتان نمیاد بخواهید به کسی ببخشید؛ حتی اگه اندازه تان نبود یا حتی از رنگش هم خوشتان نیامد فکر اینکه بخواهید بروید مغازه و آن را تعویض بکنید را از سرتان بیرون بیاورید.
با کمال میل و با هیجان خاصی هدیه همسرتان را قبول کنید..
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت97 مرتضی سری به نشونه ی افسوس تکون داد، دست کرد تو جیبش و دسته ای پ
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت98
مرتضی ضربه ی محکمی به تخت سئنه ی هاشم کوبید و گفت+منو نمیشناسی بیش..رف؟من همونی ام که وقتی داشتی زن برادرم رو گول میزدی خفه خون گرفتم، همونی که خراب شدن زندگی برادرم رو دیدم و نیومدم دمار از روزگارت دربیارم، حالام راهتو بکش برو پی زندگیت، وگرنه مرتضی نیستم اگر همینجا نفستو نبرم هاشم که انگار از حرف و برخورد جدی مرتضی ترسیده بود قدمی به عقب برداشت و گفت+من... میرم شکایت میکنم، صیغه نامه دارم، میرم میگم زن منو دزیدید... +حتما برو،برو از کل ثروت و نفوذت استفاده کن ببینم چه گوهی میتونی از بخوری. منتهی اینبار من بیکار نمیشینم هاشم، شده دار و ندارم رو بدم میدم، به خاطر دزدیدن بچه ی برادرم و رها کردنش تو بیابون میکشونمت دادگاه... شاهدم دارم، یک نفر اون شب زمستونی تو رو دیده که بچه رو گذاشتی کنار برکه، اینبار دیگه بچه نیستم که ساده بگذرم ازت، ندار هم نیستم که بشینم و باج دادن خودت و اون برادر بی..شرف تر از خودت رو تماشا کنمهاشم که انگار از تهدید جدی مرتضی ترسیده بود بی حرف عقب عقب رفت و به سرعت سوار ماشینش شد و از اونجا دور شد. با رفتنش نفس راحتی کشیدم، این مرد انگار نمیخواست دست از سر من بردارهسوار ماشین که شدیم با شرمندگی گفتم+من شرمنده ام... پول زیادی بهش دادید... مرتضی با محبت گفت+تو الان عضوی از خانواده ی ما هستی عزیزم، نیازی به شرمندگی نیست. میخوام باور کنی برای ما عزیزی و حتی اگر لازم باشه بیشتر از این ها خرج میکنیم تا تو آرامش داشته باشی.درسته که ما خیلی وقت نیست همدیگه رو میشناسیم، اما من هربار با فکر کردن به اینکه تو برادرزاده امی وجودم پر از شوق میشه. پس شرمنده ی هیچکس نباش. ما باید شرمنده ی تو باشیم که سال ها قبل اونقدری تلاش نکردیم که پیدات کنیم. زیر لب ازش تشکر کردم و سرم رو به شیشه ی ماشین تکیه دادمتو راه برگشت به شیراز صدیقه کنارم نشسته بود و از خانواده اش میگفت، از پدر و مادری که اگر من رو ببینن عاشقم میشن، از محمدی که اگر بفهمه دخترش زنده اس بال درمیاره و میاد شیراز... منم دلم خوش بود به حرف هاش، با خودم گفتم کار دنیا رو ببین حوری، عمری مردی که فکر میکردی آقاته بهت سرکوفت یک لقمه نونش رو زد، حالا بعد این همه سال فهمیدی پدر واقعیت سال ها دنبالت بوده و در غم نبودت چه سختی ها که نکشیده ماشین مرتضی جلوی در سفید رنگی از حرکت ایستاد، صدیقه با هیجان گفت+اینجا خونه ی پدری منه، جایی که ما توش بزرگ شدیم. از ماشین پیاده شدم و همراهشون به سمت خونه رفتیم
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ برای شناخت همسر، ازدواج سنتی خوبه یا مدرن؟!
👤گفتگو با دکتر لاور، کارشناس خانواده
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
تا برق قطع نشود قدر داشتن برق را نمی دانیم . تا شوفاژ خراب نشده و آب گرم هست نمی فهمیم دوش گرفتن چه موهبتی می تواند باشد .
تا وقتی تنمان سلامت است نمی فهمیم یک دندان خراب ، یک سردرد تخیلی ، یک دیسک کمر ناقابل میتوانند چه روزگاری از آدم سیاه بکنند .
تا وقتی شب کارنباشید نمی فهمید گذاشتن سر روی بالش چقدر رویایی و لذتبخش است . تا وقتی پدر و مادر هستند نمی فهمیم خشم و غیظ و قهرشان هم چقدر دوست داشتنیست .
برای حس کردن خوشبختی شاید خیلی امکاناتنیاز نباشد . فکر کردن به این که فقط تو از بین میلیون ها موجود ریز کله گنده ی دم دار شانس زندگی کردن پیدا کرده ای ، خودش میتواند یک قوت قلب بزرگ باشد .
فکرکردن به اینکه زندگی هرچند سخت و هرچند کوتاه به تو فرصت بودن داد و آن میلیون های دیگر حتی همین فرصت کوچک را هم نداشتند اگر لبخند به لب نیاورد ولی ما را کمی فکری که می تواند بکند .
بعد شاید بشود از چیزهای کوچک زندگی ، از چیزهای خیلی کوچک مثل یک لامپ روشن بالای سر ، یک دوش آب گرم ، یک تن سالم ، یک خواب راحت و یکخانواده بیشتر لذت برد .
بله آدمی قدر داشته هایش را تا وقتی که دارد نمی داند و هیچ بعید نیست ما آدم های همیشه ناراضی ، ما خدایگان نک و ناله ، ما رهروان هیچ وقت نرسیده به سرمنزل مقصود ، وقتی قدر ( زندگی) را بفهمیم که دیگر زنده بودنی درکار نیست .
👤بابک اسحاقى
▫️فراموش نکنید که شما ملکهی همسر خود هستید، پس همواره مثل یک ملکه رفتار کنید، بگذارید مردتان از اینکه مالک شماست به خود ببالد.
▫️یک ملکه هیچ احتیاجی به بدگویی ندارد، هیچ گاه عیب و ایراد رفتاری خانواده همسرتان را به وی نگویید نه بخاطر اینکه آنها هیچ ایرادی ندارند، بلکه بخاطر اینکه شخصیت شما والاتر از این است که وقتتان را به عیب جویی از بقیه اختصاص دهید.
▫️هر گاه مردتان نکتهی مثبتی دربارهی خانوادهی خود گفت سریع گارد نگیرید، لبخند بزنید و حرفش را سریعا تایید کنید و مطمئن باشید چیزی را از دست نمیدهید، بلکه روز به روز نزد همسرتان عزیزتر میشوید.
▫️در مورد خانواده همسرتان همانگونه برخورد کنید که انتظار دارید همسرتان در مواجه با خانواده شما برخورد کند.
🌿#رازهای_همسرداری
اگر احساس میکنید، کسی که با او هستید درکتان نمی کند یا احساساتتان را نمیفهمد و به نیازهایتان پاسخ نمیدهد، حرف هایتان را #مخفی نکنید.
🔹 نیازها و هیجان های خود را با او در میان بگذارید، شاید باز هم پاسخ مناسبی ندهد و بی تفاوت باشد، اما حداقل شما اطمینان حاصل میکنید که پیش داوری نکرده اید و به طور #واضح و روشن خواسته هایتان را با او درمیان گذاشته اید،
و اینگونه راحت تر می توانید در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید...
👈🏻 این گونه رفتار کردن بهتر از انتظار برای فهمیده شدن و رنج کشیدن است.
یادتان باشد حتی #صمیمی ترین دوست و یا همسرتان هم ممکن است از آنچه در ذهن شما می گذرد #آگاه نباشد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت98 مرتضی ضربه ی محکمی به تخت سئنه ی هاشم کوبید و گفت+منو نمیشناسی ب
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت99
فرنگیس خانم باشه ای گفت و همون لحظه تلفن رو برداشت و مشغول شماره گرفتن شد. منم از فرصت استفاده کردم و محو عکس هایی شدم که روی میز چوبی کنارم چیده شده بود، تصویر مرد جوونی که با وجود سیاه سفید بودن عکس ها کک و مک های صورتش من رو یاد خودم مینداخت، با حسرت نگاهی به خانواده ی خوشبختی که از تو قاب عکس بهم لبخند میزدن انداختم. برای لحظه ای حسرت خوردم به بچگی که میتونستم داشته باشم و هاشم ازم دریغ کرده بود. با راهنمایی صدیقه به سمت اتاق سابق مردی که هنوز واسم سنگین بود حتی تو خیالم پدر صداش کنم رفتم، یک اتاق ساده با یک فرش شش متری و یک تخت یک نفره تو اتاق بود، صدیقه پنجره رو باز کرد و گفت+محمد سه ماهی هست نیومده شیراز، معمولا کسی تو اتاقش نمیاد، یکم این پنجره باز باشه هوا عوض میشه. توام استراحت کن، یکم که خستگی در کنی بابا رسیدهازش تشکر کردم و بعد رفتنش روی تخت دراز کشیدمناخودآگاه لبم به خنده ای باز شد و با خودم گفتم+زندگی رو ببین حوری... از کجا به کجا رسیدی دختر، دختر سیفی گدا رو چه به این زندگی... غلتی روی تخت زدم و سعی کردم کمی بخوابم، از وقتی حقیقت زندگیم رو فهمیده بودم انگار خواب بهم حروم شده بود،نیم ساعتی گذشته بود که از صدای بسته شدن در حیاط چشم باز کردم. اتاق یک پنچره ی قدی بلند رو به حیاط داشت، از گوشه ی پنچره نگاهی به بیرون انداختم، مردی تقریبا پنجاه و پنج ساله با کلی پاکت خرید وارد خونه شد و با صدای بلندی گفت +فرنگیس جانم،میای کمک خانم؟خرید کردم برای آخر هفته برای لحظه ای حسرت خوردم، به حال ننه... به حال زن بیچاره ای که حتی یکبار از دهن مردش کلمه ی محبت آمیزی نشنیده بوداز پشت پنجره دیدم که مرتضی وارد حیاط شد، خرید ها رو از دست پدرش گرفت و تند تند مشغول حرف زدن شد، کمی بعد مرد با حالت شوکه ای سرش رو بالا گرفت و چشم تو چشم شد با من، تنها پاکت خریدی که دستش مونده بود از دستش افتاد و صدای شکستن چیزی بلند شدبا اشاره ی مرتضی با پاهای لرزون به سمت حیاط رفتم، مرد که هنوز اسمش رو هم نمیدونستم بهم نزدیک شد، روبه روم ایستاد و با چشم های خیس از اشک گفت+چطور ممکنه... با خاتون مو نمیزنه... بعد این همه سال...فرو رفتم تو بغل گرمش، شونه هاش که لرزید اشک منم دراومد. چند دقیقه ای طول کشید تا بالاخره آروم شد و به سمت سالن رفتیمفرنگیس خانم با محمد تماس گرفته بود و به بهانه ی دلتنگی و کسالت ازش خواسته بود به دیدنش بیاد. مرتضی میگفت محمد تو یزد تو شرکت مخابرات کار میکنه و قول داده آخر هفته رو مرخصی بگیره و بیاد شیراز
660.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب ها آرامشی دارند✨
از جنس خدا✨
پروردگارت همواره
با تو همراه است✨
امشب از همان شبهاییست
که برایت یک شب بخیر✨
خدایی آرزو کردم✨
شبتون بخیر
تقویم نجومی اسلامی
✴️ پنجشنبه👈 21 فروردین /حمل 1404
👈11شوال 1446👈10 آوریل 2025
🕋 مناسب های دینی و اسلامی.
🎇 امور دینی و اسلامی.
❇️ روز بسیار شایسته و خوب و خوش یُمنی است برای همه امور خصوصا:
✅خرید و فروش.
✅مسافرت.
✅شروع به کسب و کار.
✅امور کشاورزی و زراعی.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅و قرض و وام دادن و گرفتن خوب است.
🤒 مریض امروز زود خوب می شود.
👶 مناسب زایمان و نوزاد مبارک و عمر طولانی دارد.
🚘 مسافرت: مسافرت خوب است.
👩❤️👨مباشرت امروز:
مباشرت هنگام زوال ظهر، مستحب و فرزند حاصل هیچگونه انحراف و نادرستی ندارد.
🔭احکام نجوم.
🌗 امروز قمر در برج سنبله است و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است.
✳️خرید باغ و زمین زراعی.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️خرید خانه و آپارتمان.
✳️قباله نوشتن و قولنامه.
✳️و آغاز بنایی و خشت بنا نهادن نیک است.
🟣کتابت ادعیه و احراز و نماز و بستن حرز خوب است.
💑مباشرت امشب: (شبِ جمعه) ، فرزند پس از فضیلت نماز عشاء خطیبی توانا و بیانی رسا و گیرا دارد.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت :
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز ،باعث غم و اندوه می شود.
💉💉حجامت فصد خون دادن.
#خون_دادن یا #حجامت و فصد خبط دماغ می شود.
😴😴 تعبیر خواب امشب:
خواب و رویایی که شب جمعه دیده شود تعبیرش از ایه ی 12 سوره مبارکه "یوسف" علیه السلام است.
ارسله معنا غدا یرتع و یلعب...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که عزیزی از خواب بیننده دور افتد و عاقبت آن دور افتاده خیر و نیک باشد.ان شاءالله و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن:
🔵 پنجشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز خیلی خوبیست و موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است.
👕👚 دوخت و دوز:
پنجشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نوخ روز خوبیست و باعث میشود ، شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد.
✴️️ وقت استخاره :
در روز پنجشنبه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعد از ساعت ۱۲ ظهر تا عشاء آخر ( وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز پنجشنبه نیز: لا اله الا الله الملک الحق المبین
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۳۰۸ مرتبه #یارزاق موجب رزق فراوان میگردد .
💠 ️روز پنجشنبه طبق روایات متعلق است به #امام_حسن_عسکری_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸 زندگیتون مهدوی 🌸