🌹 ❄️ ذکرهـای زیبـا
❄️از چیزی نگرانی؟ بگو: حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت وهو رب العرش العظیم.
❄️ گرفته میشی بگو: لااله الا الله ولا حول ولا قوه الا بالله.
❄️ ناراحتی؟ همیشه بگو: إنما أشکو بثی و حزنی لله.
❄️در زندگیت موفق نیستی؟ بگو: و ما توفیقی إلا بالله علیه توکلت وإلیه أُنیب.
❄️ خوشحال نیستی؟ همیشه بگو: حسبی الله ونعم الوکیل. از دنیا
❄️خستهای؟ بگو: اللهم اجعل همی الاخره.
❄️نمازهایت را به موقع و مداوم نمیخوانی؟ همیشه بگو: اللهم اجعلنی مقیم الصلاه ومن ذریتی.
❄️ میخواهی ازدواج کنی؟ بگو: ربی لاتذرنی فردا وانت خیرالوارثین.
❄️تنهایی؟ همیشه بگو: ربی هب لی من لدنک سلطانا نصیرا.
❄️خوشحالی؟ همیشه بگو: الحمدلله حمدا کثیرا.
❄️در کارهایت سختی میبینی؟ بگو: اللهم یسرلی اموری واشرح لی صدری.
❄️دوست داری آرزویت برآورده شود همیشه بگو: استغفرالله واتوب الیه.
❄️ تو دلت از دست کسی ناراحتی؟بگو: اللهم اجعلنی من کاظمین الغیظ والعافین عن الناس.
❄️ میخواهی دایم قرآن بخوانی ،بگو: اللهم اجعل القران ربیع قلبی.
❄️خونهای در بهشت میخواهی بگو: قل هوالله احد. الله صمد. لم یلدولم یولد. ولم یکن له کفوا احد
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ماه_رجب
#خودسازی
🔻دوست داشتن مردم چه ربطی داره به مذهب و ایمان؟/دکتر رحیم پور
🎥#دکتر_رحیم_پور
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
🐍داستان آموزنده چوپان و مار
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، شیر را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «دیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴بی ریشه ای بیش نیستن/دکتر الهی قمشه ای
🎥#دکتر_الهی_قمشه_ای
#ظلم
#آگاهی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_اول اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم... ۵تاخواهردارم ۳تابردا
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_دوم
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
یادمه پنج شنبه شب حنابندون بود،تو حیاط داشتن برای شام غذا میپختن،به مامانم گفتم میخوام برم ارایشگاه موهام درست کنم..مامانم نیشگونی ازم گرفت گفت دختره ی چشم سفیدبااین همه کارکجامیخوای بری بروتوحیاط کمک کن،انقدرنیشگونش دردداشت که زدم زیرگریه گفتم نمیخوام کمک کنم میخوام برم ارایشگاه همه خواهرام رفتن چرانمیذاری من برم..گفت ورپریده اوناشوهردارن برای تو زوده اگرداداشت بفهمن حالت جامیارن،داشتم بامامانم جربحث میکردم که خالم امدتواتاق به مامانم گفت شیرین چشه؟مامانم اخمی بهم کردگفت ولش کن حرف زیادی میزنه،سریع دست به دامن خالم شدم گفتم ترخدا راضیش کن بذاره برم ارایشگاه..خالم که خیلی مهربون بودبه مامانم کفت اسیه بذاربره عروسی برادرشه..همیشه که جشن وعروسی نیست،مامانم گفت پشت سرمون حرف میزنن تواین جماعت نمیشناسی..خالم گفت خودم میبرمش پیش فرنگیس میگم یه کم موهاش مرتب کنه..خلاصه باالتماسهای منو خواهش تمنای خالم مامانم راضی شد...
ادامه در پارت بعدی 👇
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ
ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ تاﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ!
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ درﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ، از ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ میﺩﻫﻨﺪ
ﻣﯿﺰﺍﻥ منطق ﺷﺎﻥ
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ
میزان اصالت شان
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ،
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ نشان ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
آدميان را تنها در عصبانیت میتوان شناخت...
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😳همسرم نمیگذارد خانوادهام را ببینم چون میگوید باید مهریهام را ببخشم!/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
آقایان بخوانند👇
📌نقش پـدر خانه
💠 زمانی که پدر نقش موثری در خانه ایفا نمیکند، تمام مسئولیتهای بچهها برعهده مادر میافتد و مادر همیشه احساس خستگی و عصبی بودن و حتی افسردگی دارد.
👈 این مساله باعث میشود مادر نتواند وظایف مادری و همسرداری خود را به خوبی انجام دهد و روابط گرم و موثری با بچهها و همسر نخواهد داشت!
👈 پدر باید ساعتی در روز کنار بچهها باشد تا مادر بتواند برای خودش وقت بگذارد و به کارهای مورد علاقهاش بپردازد.
👈در غیر این صورت مادر همیشه از نظر روانی و جسمی توان لازم را برای ایفای نقش مادری و همسرداری نخواهد داشت.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_دوم اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یادمه پنج شنبه شب حنابن
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_سوم
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
خلاصه باالتماسهای منو خواهش تمنای خالم مامانم راضی شد..شاید تعجب کنید اما توفامیل ماتادخترشوهرنمیکردحق نداشت ارایشگاه بره،خالم منو رسوند ارایشگاه سفارشات لازم به فرنگیس خانم کردبرگشت..وقتی خالم رفت فرنگیس که هنرش فقط بند انداختن مورنگ کردن بودنگاهی بهم کردگفت خب شیرین جون میخوای چکارکنی!؟گفتم نمیدونم ولی اگرمیشه موهام یه کم حالت بده تاازاین صافی دربیاد..وقتی موهام دیدگفت ماشالله چه موهای داری مثل ابریشم حیف نیست میخوای حالتشون بدی گفتم خیلی تکراریه من همیشه همینجوریم میخوام یه کم تغییرکنم،دستی به موهام کشیدگفت خب خیلی بلنده،باسشوارنمیتونم حالت بدهم بیا با بابلیس فرشون کنم..خلاصه فرنگیس مشغول شدموهای خرمایی بلندم روفرکرد
وقتی کارش تموم شدخودم روتواینه دیدم باورم نمیشداینی که تواینه است منم!!
واقعاتغییرکرده بودم..دوستداشتم یه کمم ارایش کنم گفتم میشه یه ذره کرم رژم برام بزنی،خندیدگفت خالت خیلی سفارش کرده که ارایشت نکنم ناراحت نشه،گفتم تامن برسم خونه مهموناامدن انقدرم شلوغه که کسی حواسش به من نیست....
ادامه در پارت بعدی 👇
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
شبتون پر از🕊✨
ستاره هایی باشه🕊✨
که هر شب به خــدا🕊✨
سفـارش تـونـو میکنـن 🕊✨
الهـی آرزوهـای دلتـون 🕊✨
با حکمت خدا یکی باشه🕊✨
شبتـون زیبـا 🕊✨