سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهل_سه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یادمه توماه هفتم بود
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_چهل_چهار
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
بامامانم که قطع کردم به ابوالفضل زنگزدم گفتم کجارفتی؟گفت امدم شیربخرم چطور؟گفتم اونMکیه،انگارازسوالم جاخورده بودچندثانیه ای مکث کردگفت اون مخفف اسم دوستمه کاری نداری حتی صبرنکردجوابش بدم سریع قطع کرد..دلم مثل سیروسرکه میجوشیدحس خوبی به این ماجرا نداشتم..دوساعتی گذشت که ابوالفضل امدخونه،انقدر از دستش ناراحت بودم که تحویلش نگرفتم..غذاش کشید خورد بعدم تی وی روشن کرد..رفتم کنارش نشستم گفتم این کدوم دوستته که پیام عاشقانه برات فرستاده؟بعدش چرا اسمش مخفف سیوکردی..طلبکارانه گفت اسم دوستم محمد چندنفرم به این اسم سیوکردم برای اینکه قاطی نکنم به این اسم سیو کردم وازهمه ایناگذشته ماباهم خیلی شوخی داریم قرارنیست من برای هرپیامی که برام میادبه توجواب پس بدم تو وظیفه داری جواب بدی ولی من نه،مامردهستیم ممکنه توپیامهامون باهم شوخی کنیم درضمن دفعه اخرتم باشه میری سرگوشی من!!من که زن تونیستم
انقدرپرو بودکه یه چیزی هم بهش بدهکارشدم..دیدم اگراین بحث ادامه بدم ممکنه به جاهای خوبی ختم نشه بنابراین تصمیم گرفتم بیخیالش بشم همه چی فراموش کنم...
ادامه در پارت بعدی 👇
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹انسان و انسانیت.// در ادبیات.🌱/دکتر الهی قمشه ای
🎥#دکتر_الهی_قمشه_ای
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
💫حکایت های زیبا و آموزنده 💫
ـ🤍🌼🤍🌼🤍🌼
ـ🌼🤍🌼🤍🌼
حكيمى در بیابان به چوپانی رسید و گفت:
چرا به جای تحصیل علم، چوپانی می کنی؟
چوپان در جواب گفت:
آنچه خلاصه ی دانشهاست ،یاد گرفته ام.
حكيم گفت:
خلاصه دانشها چیست ؟
چوپان گفت:
پنج چیز است:
⚘تا راست تمام نشده ،دروغ نگویم!
⚘ تا مال حلال تمام نشده، حرام نخورم!
⚘تا از عیب و گناه خود پاک نگردم،
عیب مردم نگویم!
⚘تا روزی خدا تمام نشده، به در خانهٔ دیگری نروم!
⚘تا قدم به بهشت نگذاشته ام، از هوای نَفس و شیطان، غافل نباشم!
حكيم گفت:
حقاً که تمام علوم را دریافته ای، هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب علم و حکمت سیراب شده!!!!
27.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه عمری باشه⭕️⚜
@daneshanushe✍️
#آقایون_بخونن...!🌹
به خانمت نگو میخوری میخوابی!! چکار میکنی؟ مگه تو خسته ای؟
👈کار خونه و سرو کله زدن با بچه ها خستگی خودشو داره
💙همدیگرو درک کنیم💙
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر مادر در تربیت فرزند با هم، همنظر باشن
#عزیزی
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
چهار قانون زندگی:
۱- به هیچ وجه برای دلسوزی با کسی نمون، چون بعد از مدتی فقط تو هستی که روح و روانت آسیب میبینه.
۲- خودت رو فراموش نکن. هیچوقت خودت، الویت هات، ارزش هات و خط قرمز هات رو فدای کسی نکن.
۳- همه ی خودت رو برای یک نفر نزار، دائما ذهن و فکر خودت رو درگیر آدم ها نکن. تو با هدفت،معیارهات، و خواسته هات تعریف میشی.
۴- غصه بخور، اشک بریز، شکست بخور، ولی دوباره بلند شو و ادامه بده ولی نزار به کمتر از لیاقتت برسی./دکتر انوشه
#دکتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
من فریبا کوثری هستم مربی یوگا🧘♂
در حوزه آسیب شناسی و اصلاح بدن
فعالیت دارم
اگر هنـــوز نتـــونستـی آرامشــــت رو
به دســت بیــــاری یا بدن درد داری 🥺😩
بیا خیلی علمی و اصولی تَن(جسم) و
جانِت(روحت) رو درمان کن! 👌🏻
📉آموزش رایگان و مطالب علمی
💪🏻اصلاح بدن و سلامتی
👩💻کلاس های مجازی
🧣کلیپ های انگیزشی
✨شما بانوی ارزشمند و متعهد
به سلامتی با ما همراه باشیددر:
آگاهی تَن و جان 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/486867754C56c8864fd8
📚 #نصیحت_روباه_به_فرزندنش
روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغ ها میتوانی انگور بخوری،غیر از آن باغی که متعلق به ملای ده است!
حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو!
روباه جوان از پدرش پرسید؛
چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟
روباه به فرزندش پاسخ داد؛
نه فرزندم، اگر "ملا" بفهمد که ما از انگور باغش خورده ایم، فتوا می دهد و گوشت روباه را حلال می کند و دودمانمان را به باد می دهد! با این جماعت که قدرتشان بر جهل مردم استوار است، هیچ وقت در نیفت!!
· · ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_چهل_چهار اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بامامانم که قطع کر
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_چهل_پنج
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
اخرای ماه هفتم حالم بد شد ،دل درد خیلی شدیدی داشتم.. ابوالفضل سرویس برده بودبندرعباس،بامادرش رفتیم بیمارستان دکتر که شرایط بدم رودیدگفت باید بستری بشی..میخواستم به ابوالفضل خبربدم که زودتربرگرده ولی گوشی خودم شارژ نداشت باگوشی هم اتاقیم زنگ زدم،زنگ دوم که خورد صدای یه زن پیچید تو گوشم که باطنازی گفت بفرمایید!!فکرکردم شماره رواشتباه گرفتم قطع کردم دوباره گرفتم بازم اون زن جواب داگفتم ببخشیدشما؟!
طلبکارانه گفت توزنگ زدی!؟من خودم معرفی کنم!!گفتم این شماره همسرم چراشماجواب میدید؟باحرفم انگار ترسید چون چند ثانیه ای سکوت کردبعدبادست پاچگی گفت این گوشی من پیداکردم دوباره گفت پیداکه نه همسرتون گوشیش تومغازه ما جاگذاشته..گفتم مغازه شماکجاست؟گفت میتونی بیای بگیریش؟گفتم همسرم باراورده بندرعباس توراهم هزارجاوایمیسته من چه میدونم گوشیش کدوم شهرجاگذاشته!!گفت ماهم بندرعباسیم پس هنوزبرنگشته اگربهتون زنگ زدبهش بگید تو مغازه ترشی فروشی گوشیش جاگذاشته،من ساده ام کلی ازش تشکرکردم گفتم خداخیرت بده نگهش دارمیاد ازتون میگیره...
ادامه در پارت بعدی 👇
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・
عـــشـــق یعنی :
[جهان غایب و تو حاضرِ قلبم باشے🤍]
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe