3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینیم و یاد بگیریم
با حرفاش موافقی؟
#دڪتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیچاره مردها ...😄/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشبخت آن که
خر آمد، الاغ رفت
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دسته گل کاغذی🌸
#اوقات_فراغت
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حق الناس...
بیا تا برات تعریف کنم چیه..؟؟؟
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
🧳 دکتر شکوری میگه:
«گاهی خودمون رو با زنجیر اشتباهات گذشته میبندیم و هر بار که میخوایم بلند شیم، یه صدای درونی میگه:
"تو که قبلاً نتونستی، الانم نمیتونی!"»
🧠 اما آدمها تغییر میکنن...
نه چون گذشتهشون رو فراموش میکنن، بلکه چون بالاخره تصمیم میگیرن ازش عبور کنن.
"خودبخشی" یعنی پذیرفتن این واقعیت که من، الان همون آدم دیروز نیستم.
💡 تو قرار نیست برای همیشه خودت رو بابت نسخهی قبلیت مجازات کنی…
تو هم حق داری دوباره شروع کنی./دکتر شکوری
🎥 #دکتر_شکوری
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_پنجاه_دو اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. شاید هرکس دیگه جای
#سرگذشت_شیرین
#رنگ_آرامش
#پارت_پنجاه_سه
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم.
زنگ طبقه سوم زدم یه دختربچه جواب داد گفتم سلام عزیزم مامانت خونست؟
یهو در زد گفت مامان خاله امده!!ازپله ها رفتم بالا وقتی رسیدم طبقه سوم دیدم در نیمه بازصدای صحبت کردن یه خانم باهمون دختربچه میاد..تقه ای به درزدم گفتم ببخشید..چندثانیه بعدش یه خانم خیلی جوان امدجلوی دربهش میخورد چند سالی هم ازمن کوچیکترباشه گفت بفرمایید؟بعد دخترش امدگفت مامان چرا تا مطمئن نشدی دربازکردی این که خاله نیست!!گفتم خیلی مزاحمتون نمیشم امدم راجع به یکی ازهمسایه هاچندتاسوال ازتون بپرسم..باتعجب گفت کدومشون،عکسی که ازاون زن داشتم بهش نشون دادم گفتم این خانم اینجا زندگی میکنه..بادهن بازگفت این عکس دست شماچکارمیکنه؟!گفتم میشناسیدش؟گفت اره خواهرشوهرمه طبقه دوم میشینه مادرشوهرمم طبقه اول!!!بعد عکس ابوالفضل نشون دادم گفتم این اقاروچی!؟گفت این شوهر خواهرشوهرمه..یه لحظه احساس کردم دارم میفتم حالم خیلی بدشد روپله نشستم خانمه که حال روزم دیدرفت برام اب اوردگفت شماکی هستی؟به زوریه کم اب خوردم گفتم من زن اول این اقاهستم...
ادامه در پارت بعدی 👇
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・