eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
18هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌿 روی خودت تمرکز کن، نه روی همسرت 🌿🌸 گاهی ما آن‌قدر در اشتباهات طرف مقابلمان دقیق می‌شویم که فراموش می‌کنیم خودمان هم سهمی در ماجرا داریم… همیشه حق با تو نیست، همیشه هم این تو نیستی که درست می‌گویی. کمی فاصله بگیر، از بالا به اختلاف‌ نگاه کن، می‌بینی هر دو در ساختن آن نقش داشته‌اید. وقتی بپذیری که تو هم ممکن است اشتباه کرده باشی، ذهن و دلت آرام‌تر می‌شود. رابطه‌ای که در آن هر دو برای بهتر شدن خود تلاش کنند، بی‌تنش‌تر، بالغ‌تر و عاشقانه‌تر خواهد بود. ✨ روی رشد خودت تمرکز کن، نه بر تغییر دیگری. آرامش از درون تو آغاز می‌شود. 🍃🫧♥️ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_ده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. خلاصه به اصرارپدرم رف
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یه ادم چقدرمیتونست پست باشه رابطه اون زمان من وامیر مثل دوتا ادم معمولی بودو فقط کمکم کردتاازاون شرایط نجات پیداکنم خودش هرغلطی دلش خواست کردمن حرف نزدیم ولی یه رابطه ی ساده منویه جوری بزرگ کرده بودکه هرکس نمیدونست فکرمیکردمن بودم که خیانت کردم بااینکه ازدست بابام خیلی ناراحت بودم ولی یه جورای هم بهش حق میدادم اگرتومحل این حرف میپیچیدابروچندساله اش میرفت دیگه نمیتونستن تواون محل زندگی کنه،امیر وقتی ماجراروفهمیدگفت هرجورشده پول باغ جورمیکنم به بابات پس میدم گفتم توچرا ؟؟!! من خونم میفروشم پولش به بابام میدم..امیر گفت برای فروش خونه عجله نکن درستش میکنم..بعدازاین اتفاق بابام یکبارم راجع به این موضوع باماحرف نزدوهمیشه یه جوری رفتارمیکردکه انگاراتفاق خاصی نیفتاده،ولی من خیلی ناراحت بودم اخه بابام برای اون باغ خیلی زحمت کشیده بود..مثل بچه اش دوستش داشت ولی بخاطرمن ازش گذشته بود.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥 توصیه دکتر عزیزی به زوجینی که مهمان زیادی برای عروسی دارند/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تقدیم به تو که عزیزترینی😍🥰 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
918.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا پشت وپناه همسرم باش🌹 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عالییییییی هستن حتما گوش کنید /دکتر الهی قمشه ای 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_یازده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یه ادم چقدرمیتونست
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. چندماهی ازتمام این اتفاقات گذشته بودکه یه شب امیرامدخونه گفت پس فرداروز پدرکارهات روبکن باهم میریم پیش خانوادت..میدونستم برای تبریک روز پدرمیخوایم بریم رفتم۲تاکادوبرای پدرخودم وبابای امیرخریدیم،قبل ازسفررفتیم خونه ی مادرشوهرم کادو پدرش دادیم فرداشم باهم رفتیم،شهرستان..سرراه چندتاشاخه گل یه جعبه شیرینی خریدیم..چون بی خبررفته بودیم باباومامانم ازدیدنمون خیلی خوشحال شدن،بابام زنگ زد بقیه خواهربرادرهامم بیان تادورهم باشیم،امیرگفت اگراجازه بدیدمن تدارک شام ببینم بابام اولش قبول نکردولی امیر انقدراصرارکردتاکوتاه امد..به امیرگفتم میخوای چکارکنی؟گفت توفقط وسایل جمع کن من میرم جوجه میخرم گفتم توحیاط که نمیشه جوجه زدسخت بروکوبیده بخرخندیدهیچی نگفت..خلاصه من باکمک مامانم وسایل جمع کردیم منتظرامیرموندیم تقریبا همه امده بودن که امیرامدگفت راه بیفتیدمیخوام ببرمتون یه جای که حسابی بهتون خوش بگذره،هرچی پرسیدیم کجاپیچوندحرفی نزدتومسیرکه میرفتیم گفتم امیرمن غریبه ام که چیزی بهم نمیگی!گفت یه کم دندون روجیگربذارمیفهمی.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدیمیها خوب فهمیده بودن از زندگی چی میخوان حیاط ... حوض ... آسمون ... چندتایی درخت که به وقت و فصلش میوه هاشو بچینی و بشینی لب حوض،لذتشو ببری همین قدر ساده و قشنگ ...🥰 🖌 اینستاگرام ما👇 @daneshanushe✍️
گذشته ات رو نميتونى دوباره بنويسى؛ اما ميتونى يه كاغذ تميز و سفيد بردارى و آينده ات رو اونجورى كه ميخواى بنويسى! هیچوقت دیر نیست.☘ ❤️🔴❤️ ۰ @daneshanushe✍️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_دوازده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. چندماهی ازتمام ای
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. امیر گفت یه کم دندون رو جیگر بذار میفهمی..لحظه به لحظه که نزدیکتر میشدیم من شکم بیشتر میشد ولی با خودم میگفتم غیر ممکنه،بعدازنیم ساعت رسیدیم جلوی باغ پدرم امیرریموت در زد. وارد باغ شدیم من باتعجب نگاهش میکردم..دستم روگرفت گفت جونمم برات میدم این که چیزی نیست..مطمئن بودم بقیه ام مثل من غافلگیرشده بودن،بابام تاازماشینش پیاده شدگفت امیراینجاامدیم چکار؟امیرکلید باغ بهش دادگفت قابل شمارونداره اینم کادوی روزپدرمن وشیرین!!اگربگم قشنگترین شب زندگیم بودباورتون نمیشه همه ازخوشحالی گریه میکردیم،مردزندگی من بازم گل کاشته بود..بابام اون شب جلوی جمع اعتراف کردچندماه بعداز ازدواجم وقتی رفتارخانواده ابوالفضل رودیده پشیمون شده ازاینکه خواستگاری امیر روالکی ردکرده ومامانم حرفش تاییدکرد..خلاصه امیربااین کارش منوازعذاب وجدانی که داشتم نجات دادالبته بهش پیشنهاد دادم جای پول بابام خونه منو به نام خودش بزنه که دعوام کردگفت دیگه این حرف نزن… ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌