eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
18هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 موثرترین راه برای خلاص شدن فوری و شگفت‌انگیز از موهای زائد! 🤩 ➖ از اینکه هر روز موهای زائدت رو با ژیلت بزنی خسته شدی؟ 😭 ➖ دوست داری با پوستی صاف و درخشان اعتماد به نفست رو بالا ببری؟ 😍 ✅ توی این کانال، محصولات باکیفیت و درمانی برای از بین بردن موهای زائد وجود داره که می‌تونه پوستت رو فقط در 5 دقیقه تمیز و شفاف کنه. 👈روی لینک بزن و خودت ببین 👇 https://eitaa.com/joinchat/1818558504Cefc7ece368
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_یازده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یه ادم چقدرمیتونست
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. چندماهی ازتمام این اتفاقات گذشته بودکه یه شب امیرامدخونه گفت پس فرداروز پدرکارهات روبکن باهم میریم پیش خانوادت..میدونستم برای تبریک روز پدرمیخوایم بریم رفتم۲تاکادوبرای پدرخودم وبابای امیرخریدیم،قبل ازسفررفتیم خونه ی مادرشوهرم کادو پدرش دادیم فرداشم باهم رفتیم،شهرستان..سرراه چندتاشاخه گل یه جعبه شیرینی خریدیم..چون بی خبررفته بودیم باباومامانم ازدیدنمون خیلی خوشحال شدن،بابام زنگ زد بقیه خواهربرادرهامم بیان تادورهم باشیم،امیرگفت اگراجازه بدیدمن تدارک شام ببینم بابام اولش قبول نکردولی امیر انقدراصرارکردتاکوتاه امد..به امیرگفتم میخوای چکارکنی؟گفت توفقط وسایل جمع کن من میرم جوجه میخرم گفتم توحیاط که نمیشه جوجه زدسخت بروکوبیده بخرخندیدهیچی نگفت..خلاصه من باکمک مامانم وسایل جمع کردیم منتظرامیرموندیم تقریبا همه امده بودن که امیرامدگفت راه بیفتیدمیخوام ببرمتون یه جای که حسابی بهتون خوش بگذره،هرچی پرسیدیم کجاپیچوندحرفی نزدتومسیرکه میرفتیم گفتم امیرمن غریبه ام که چیزی بهم نمیگی!گفت یه کم دندون روجیگربذارمیفهمی.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 چه طور جلوی ریزش مو رو بگیریم؟ مطمئن باش با این روش آلمانی ، موهات 2 برابر میشه 🇩🇪 اگه تو هم این محصول رو میخوای بزن رو لینک زیر و از سایت اصلی با تخفیف استثنایی و ارسال رایگان سفارش بده👇🏻📲📲 https://landing.saamim.com/rRcmm https://landing.saamim.com/rRcmm
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
اتوپلاستی گوش ١٢ سال سابقه | ١۵٠٠٠ نمونه کار 💥 40% تخفیف ویژه برای 10 نفر اولی که امروز رزرو کنن 💯 پرداخت اقساطی بدون سود، بدون ضامن https://eitaa.com/joinchat/441516894Cefd19b9258 👂🏻✨🥰😍 ملینیک اولین مرکز تخصصی اتو پلاستی وکوچیک کردن گوش تو ایرانه با سابقه کار زیاد و شرایط پرداااخت از دم قسطط. کافیه وارد پی.جمون بشی و نمونه های قبل و بعد رو ببینی🥰 👇🏻👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/441516894Cefd19b9258 شماره تماس جهت مشاوره «۰۹۱۲٩٣١۴٠۶٨» ‼️فرصت استثنائی فقط تا پایان بهمن ماه💥
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدیمیها خوب فهمیده بودن از زندگی چی میخوان حیاط ... حوض ... آسمون ... چندتایی درخت که به وقت و فصلش میوه هاشو بچینی و بشینی لب حوض،لذتشو ببری همین قدر ساده و قشنگ ...🥰 🖌 اینستاگرام ما👇 @daneshanushe✍️
دیگه خورشت تکراری نمیپزی😉🍽 انقدر غذای متنوع و خوشمزه واسه اتون گذاشتم که🫕🥗🍛🥧 هر بار یکیشو درست کنی میشه پایه ثابت برنامه غذای هفتتون 🍵🥙 https://eitaa.com/joinchat/1630930396C48aa7c3ef3 اگه یه سری به کانال من بزنی پشیمون نمیشی😃😇
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🍴زن هم زن های قدیم غذا می‌پختن بوی غذا هفت تا خونه اون ور تر میرفت 🫕 https://eitaa.com/joinchat/1630930396C48aa7c3ef3 زود بیا اینجا تا پاک نشده رمز و راز آشپزی کردن زن های قدیم رو بهت بگم😁👆
گذشته ات رو نميتونى دوباره بنويسى؛ اما ميتونى يه كاغذ تميز و سفيد بردارى و آينده ات رو اونجورى كه ميخواى بنويسى! هیچوقت دیر نیست.☘ ❤️🔴❤️ ۰ @daneshanushe✍️
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجربه تلخ این خانم از بوتاکس صورتشون 😔 واقعا ارزش دیدن داره اگه پوستتون چروک داره یا شادابی قبلش رو از دست داده 😢 اگه نمیخواید بوتاکس و تزریق کنید 🤦🏻‍♀️ حتما این روش گیاهی رو امتحان کنید و به راحتی 10 سال جوان تر بشید👌🏻 دریافت اطلاعات بیشتر و مشاوره ی جوانسازی 👇🏻👇🏻👇🏻 https://landing.saamim.com/5eVcZ https://landing.saamim.com/5eVcZ
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_دوازده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. چندماهی ازتمام ای
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. امیر گفت یه کم دندون رو جیگر بذار میفهمی..لحظه به لحظه که نزدیکتر میشدیم من شکم بیشتر میشد ولی با خودم میگفتم غیر ممکنه،بعدازنیم ساعت رسیدیم جلوی باغ پدرم امیرریموت در زد. وارد باغ شدیم من باتعجب نگاهش میکردم..دستم روگرفت گفت جونمم برات میدم این که چیزی نیست..مطمئن بودم بقیه ام مثل من غافلگیرشده بودن،بابام تاازماشینش پیاده شدگفت امیراینجاامدیم چکار؟امیرکلید باغ بهش دادگفت قابل شمارونداره اینم کادوی روزپدرمن وشیرین!!اگربگم قشنگترین شب زندگیم بودباورتون نمیشه همه ازخوشحالی گریه میکردیم،مردزندگی من بازم گل کاشته بود..بابام اون شب جلوی جمع اعتراف کردچندماه بعداز ازدواجم وقتی رفتارخانواده ابوالفضل رودیده پشیمون شده ازاینکه خواستگاری امیر روالکی ردکرده ومامانم حرفش تاییدکرد..خلاصه امیربااین کارش منوازعذاب وجدانی که داشتم نجات دادالبته بهش پیشنهاد دادم جای پول بابام خونه منو به نام خودش بزنه که دعوام کردگفت دیگه این حرف نزن… ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌