سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی یه هفته ای خیاط رفت و اومد و هی شکافت دوباره دوخت تا تونست لباسارو تموم
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
دو روز مونده بود به مراسم مادرم دوباره خیاطو خبر کرد که لباسای مارو درست کنه ولی هرچی وصله پینش کرد مثل اولش نشد که نشد باز از هیچی بهتر بود به همون قانع شدیم بعد از اون روز نگاه مازیار به من عوض شده بود هر جا میرفتم با نگاهش دنبالم میکردم وقتایی که حواسم نبود بهم خیره میشد خیلی معذب بودم از رفتارش فک میکردم حالا که اومده زیاد تو عمارت نمونه و با عمو بره سر زمینا ولی مازیار برعکس مراد اهل کار نبود مراد همپای عمو از صبح زود میرفت بیرون و شب برمیگشت ولی مازیار بیشتر اوقات تو عمارت بود
اون موقع ها کسی تو روستا ماشین نداشت یه کسی بود که بهش میگفتن مد آقا یه مینیبوس داشت یک روز در میون از روستا میرفت به سمت شهر کسایی که میخواستن برن رو میبرد فرداش باز برمیگشت اونایی که روستا میخواستن بیان رو میاورد عمو باهاش صحبت کرده بود یک روز قبل از مراسم فقط خانواده مارو سوار کنه و بریم شهر منو گلی کلی ذوق داشتیم اخه اولین بار بود میخواستیم بریم شهر ولی سوسن انگار اصلا خوشحال نبود واسه اومدن...
هرچی به زمان رفتن نزدیک میشدیم احساس میکردم غمگین تر میشه مادرم واسه عمه کلی شیرینی محلی درست کرده بود ببریم میگفت بار اول میریم خونش زشته دست خالی باشیم
میخواستیم زود بخوابیم که صبح زود بلند شیم و خواب نمونیم تو رختخواب فکر این بودم که شیرین چقدر الان خوشحاله با کسی که میخواسته داره ازدواج میکنه که سر و صدایی که از اتاق عمو میومد توجهمو جلب کرد دقیق نمیفهمیدم چی میگن فقط صدای جر و بحث عمو و زنعمو از اتاق میومد بعد از یک ربع عمو از اتاقشون زد بیرون و به سمت باغ راه افتاد گلی به مادرم گفت:
_ یعنی چیشده ؟عمو کجا رفت ؟
مامانم گفت:
_ شما به کار بزرگترا کار نداشته باشین بخوابین که صبح زود باید بیدار شین
دوباره به رختخواب رفتیم چشمامون داشت گرم خواب میشد که در اتاقمون رو زدن سه تایی از جا پریدیم مادرم رفت درو باز کرد عمو پشت در بود از مادرم خواست بره بیرون تا باهاش حرف بزنه مادرم که رفت منو گلی کنجکاو از پشت شیشه بیرونو نگاه میکردیم عمو سرشو انداخته بود پایین و معلوم بود از حرفی که داره میزنه راضی نیس بعدشم همونجور که سرش پایین بود
تقویم نجومی اسلامی جمعه
✴️جمعه 👈24 بهمن /دلو 1404
👈24 شعبان 1447👈13 فوریه 2026
🏛مناسبت های دینی و اسلامی.
📛صدقه صبحگاهی خیرات اموات و رفع اثر نحوست کند.
🎇 امور دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر مناسب است:
✅استراحت در منزل.
✅اشتغال به عبادات روز جمعه.
✅و عدم دیدارها خوب است.
👶 مناسب زایمان نیست.
🚘مسافرت :
مسافرت خوب نیست و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
👩❤️👨مباشرت و انعقاد نطفه امروز :
مباشرت پس از فضیلت نماز عصر مستحب و فرزند حاصل از آن دانشمندی با شهرت جهانی شود.ان شاءالله.
👩❤️💋👨مباشرت و انعقاد نطفه:
امشب (شب شنبه) :حکمی مبنی بر کراهت یا استحباب وارد نشده است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی:
🌗 امروز قمر در برج جدی است و برای امور زیر خوب نیست:
📛امور ازدواجی مخصوصا عقد.
📛و دیدارهای مهم با روسا خوب نیست
💇💇♂ اصلاح سر و صورت
طبق روایات اصلاح مو، سر و صورت باعث اصلاح امور است
💉حجامت:
خون دادن فصد و زالو انداختن#خون_دادن یا #حجامت ، زالو انداختن موجب دفع صفرا می شود.
✂️ ناخن گرفتن.
جمعه برای #گرفتن_ناخن، روز بسیار خوبیست و مستحب نیز هست. روزی را زیاد ، فقر را برطرف ، عمر را زیاد و سلامتی آورد
.
👕👚 دوخت و دوز.
جمعه برای بریدن و دوختن، #لباس_نو روز بسیار مبارکیست و باعث برکت در زندگی و طول عمر میشود.
✴️️ وقت استخاره:
در روز جمعه از اذان صبح تا طلوع آفتاب و بعد از زوال ظهر تا ساعت ۱۶ عصر خوب است.
😴😴 تعبیر خواب:
تعبیر خوابی که شب " شنبه " دیده شود طبق آیه ی 25 سوره مبارکه "فرقان" است.
یوم تشقق السماء بالغمام و نزل الملائکه تنزیلا...
و از معنای آن استفاده می شود که خواب بیننده را خصومتی یا گفتگویی ناشایست پیش آید صدقه بدهد تا رفع گردد.ان شاءالله. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
❇️️ ذکر روز جمعه
اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم ۱۰۰ مرتبه.
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۲۵۶ مرتبه #یانور موجب عزیز شدن در چشم خلایق میگردد .
💠 ️روز جمعه طبق روایات متعلق است به #حجة_ابن_الحسن_عسکری_عج . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
🌷رسیدن به حاجت رفع گرفتاری
🌸🍃این دعای شریف از #امام_زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نقل شده
🌸🍃و هر کس آن را زیاد بخواند گرفتاری
و مشکل او حل گشته و به حاجت خویش خواهد رسید .
❤️بسم الله الرحمن الرحیم ❤️
✨أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ مُبدِئُ الخَلقِ و مُعیدُهُم و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ مُدَبِّرُ الأُمورِ وَ باعِثُ مَن فِی
القُبُورِ و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ القابِضُ الباسِطُ و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ وارِثُ الأَرضِ و مَن عَلَیها
أَسأَلُکَ بِاِسمِکَ الَّذی إِذا دُعیتَ بِهِ أَجَبتَ وِ إِذا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ و أَسأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهلِ بَیتِهِ و َبِحَقِّهُمُ
الَّذی أَوجَبْتَهُ عَلی نَفسِکَ أَن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَن تَقضِیَ لی حاجَتی السَّاعَةَ السَّاعَةَ یا
سَیِّداهُ یا مَولاهُ یا غِیاثاهُ.أَسأَلُکَ بِکُلِّ اِسمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفسَکَ وَاسْتَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ أَن تُصَلِّیَ
عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أََن تُعَجِّلَ خَلاصَنا مِن هذِهِ الشِّدَّةِ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالاَبصارِ یا سَمیعَ الدُّعاءِ
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِرَحمَتِکَ یا أَرحَمَ الرّاحِمینَ ✨
📚 الکلم الطیب ص ۱۴ - صحیفه مهدیه ص ۳۹۷-۳۹۸
🌸به امید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله 🌸
🍃«یا ربَّ الحُسَین بِحَقِّ الحُسَین اِشفِ صَدرِ الحُسَین بِظُهورِ الحُجَّة»🍃
🕊 اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَ
981.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️✨سلام به جمعه
⚪️✨خوش آمدین
❤️✨الهےخونه دلتون خالےازغم
⚪️✨زندگیتون پرازشادی
❤️✨سرمایه تون۲برابر
⚪️✨نان سفرتون پربرکت
❤️✨ونگاه خداهمراهتون باشه
⚪️✨الهی که امروزیکی از
❤️✨بهترین جمعه های
⚪️✨زندگیتون باشه
❤️✨صبحتون بخیر جمعه تون گلبارون
✅نکاتی درباره ی زنان ومردان:
👨🏻مردان نیاز دارند در مشکلات تنها باشد و مشکلش را خودش حل کند💘
👩🏻زن همدرد می خواهد و نمی خواهد تنها باشد💓
👨🏻مردان می خواهند قهرمان زندگی همسرشان باشند💘
👩🏻زنان می خواهند شوهرشان بدانند که به او تکیه کرده اند
👨🏻مردان از وقت گذراندن بیش از حد همسرشان با فرزندان حسودی می کنند💘
👩🏻زنان از وقت گذرانی همسرشان با بچه ها لذت میبرند💓
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
🔥تهمت
☄تهمت و بهتان از جمله اعمال زشت و زننده ای است که خود شیطان هم از آن بیزار است. شیطان با این که از کارهای زشت و اعمال انسان استقبال می کند، اما در برخی موارد هم از کارهای انسان دوری می جوید. تهمت زدن هم به قدری زشت و نا پسند است که شیطان هم از آن خجالت می کشد. با اقدام به تهمت زنی وجهه اشخاص در جامعه یا به عبارتی آبروی فرد از بین می رود. عمل بهتان آثار بدی را هم برای تهمت زننده و هم برای شخص تهمت زده شده به دنبال دارد.
🌪برخی افراد بدون هیچ دلیلی به دیگران تهمت می زنند بدون این که بتوانند چیزی را اثبات کنند.
💥پس اگر از فردی در برابر فردی دیگر پرسشی شود و از او خواسته شود که موضوعی نامعلوم را اثبات کند، این عمل بهتان یا تهمت زنی نامیده نمی شود. به همین خاطر برای شفاف سازی و دوری از گناه پیش از هر چیزی از خود فرد سوال کنید. در روایات مختلفی از امامان نیز آمده است که نبایستی به شنیده های مردم اکتفا کرد ،به این علت که حضرت علی (ع) فرموده اند: بین حق و باطل چهار انگشت(ازچشم تاگوش) فاصله وجود دارد.
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥 نوجوانان عاشق مسئولیتهای اجتماعی هستند/دکتر عزیزی
🎥#دکتر_عزیزی
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی دو روز مونده بود به مراسم مادرم دوباره خیاطو خبر کرد که لباسای مارو درس
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
بعدشم همونجور که سرش پایین بود رفت مادرم با غصه نگاهی به ما انداخت و به سمت اتاق اومد نمیدونستم عمو بهش چی گفته ولی معلوم بود حرف خوشایندی نبوده که اینجور مادرم بهم ریخت نگاهی به ما که که با کنجکاوی خیره شده بودیم بهش کرد و گفت: _بخوابین
گلی گفت:
_ مامان عمو چی گفت ؟چیزی شده؟
مامان انگار دیگه طاقت نیاورد مادوتارو گرفت تو بغ لش و شروع به گریه کرد فقط گفت :
_ما فردا نمیتونیم باهاشون بریم میمونیم عمارت سه تایی خوش میگذرونیم
منو گلی وا رفتیم باورمون نمیشد بهش نگاه میکردیم که بگه الکی گفته
ولی قضیه جدی بود عمو به مادرم گفته بود نمیتونه مارو ببره گریه هایی که اونشب از ته دل کردیم و یادمون نمیره نه واسه خاطر اینکه نمیریم شهر اون شب از ته دل معنی بی کس. ی رو ح. س کردیم اگه آقاجانم بود جای ما حتما جلوی مینیبوس بود زنعمو به هدفش رسیده بود تونسته بود عمو رو راضی کنه مارو نبرن به خان بابا هم گفته بودن خاتون خودش دوس نداشته بیاد فردا صبحش با حسرت بقیه رو که با خوشحالی از در عمارت میرفتن بیرونو نگاه میکردیم اونا که رفتن با گلی یه گوشه نشستیم انقدر غم جفتمون زیاد بود حوصله هیج کاری رو نداشتیم مادرم اشکایی که سعی میکرد از ما پنهون کنه رو پاک کرد و پاشد رفت برامون صبحانه بیاره اون چند روزی که اونا رفتن مادرم و زیور سعی کردن انقد به ما خوشبگذره که یادمون بره شهر و جشن شیرینو ولی مگه میشد واسه خودمون آزادانه تو عمارت میگشتیم ما حتی نمیتونستیم با خانواده مادرم رفت و آمد کنیم خان بابا قدغن کرده بود روز دوم از مادرم اجازه گرفتیم با گلی تا لب چشمه بریم بیایم مادرمم با کلی سفارش اجازه داد با حنا یکی از کارگرای عمارت که مخصوص شستن لباسا بود بریم اون زمان لباسارو میبردن لب چشمه میشستن خونه ما لوله کشی اب داشت ولی فقط واسه دستشویی و حموم اب داشتیم یه شیر ابم لب حوض بود که واسه شستن ظرفا استفاده میشد لباسارو میبردن لب چشمه منو گلی از عمارت بیرون نمیرفتیم فقط اجازه داشتیم باغ پشت عمارت بریم واسه هوا خوری و بازی ولی سوسن و سیمین زیاد میرفتن خونه پدر بزرگش مثل ما همش تو این عمارت زندونی نبودن واسه همین رفتن تا رودخونه هم مارو به ذوق آورده بود اماده شدیم و با حنا به سمت چشمه حرکت کردیم
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسیر نور از تاریکی میگذره...💫
#دڪتر_انوشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼🍃
ره رستگاری همین است
#دکتر_الهی_قمشه_ای
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨✨ داستان فوق العاده مهندس و كارگر/دکتر صاحبی
🎥#دکتر_صاحبی
🔶🔸🔸🔸🔸
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻦ!
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪی ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍم میگذﺍﺭﯼ،
ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ میپرﺳﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻧﻤﺮﺍﺕ ﺍﻭ نمیرﻭﯼ،
ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻉ ﻏﺬﺍ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﺍ میپرسی،
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩی ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ میکنی،
ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺟﻮﯾﺎ میشوی،
ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺩﻋﻮﺍ نمیکنی،
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪی ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ.
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ، ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﺁﻓﺮﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ.
👤 پروفسور حسابی