تمام ِنیمهشب ها را به یادت صبح میکردم .
تو از احوال ِیک رنجور ِدلخسته چه میدانی . . ؟
من دارم بزرگترین کار دنیا رو میکنم ،
چون هم غمگینم هم امیدوار ،
هم دلتنگم هم امیدوار ،
هم خستهام هم امیدوار ،
هم سردرگمم هم امیدوار ،
میدونی امیدوار بودن و امیدوار موندن چه کار سختیه . . :)؟
هدایت شده از ‹ مَبـهوت ›
ولی یه روزی میفهمی؛
دنیا باهات لج نکرده بود،
فقط داشت بهت یاد میداد؛
چطور رها و بی نیاز بشی
و قـــــــوی ترین ورژن خودتو داشته باشی.!
بگذار چای سرد شود ؛
بگذار ساعت بایستد ؛
اصلا بگذار عمر من تمام شود .
وقتی محو ِتماشای ِتو ام ،
چیز دیگری مهم نیست . . !