eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
سه سال پیش اولین مواجه‌هایی که با خشونت بالای ۱۸ سال داشتم آغاز شد. اوایل با انیمه‌ی اتک آن تایتان ایجاد شد. یادم است بخاطر سبک انیمیشنی که داشت خشونتش برایم چندش‌آور نبود و اذییتم نمی‌کرد. اما ای کاش اذییتم می‌کرد. چون این اذییت نشدن خودش مقدمه‌ای برای بی‌باکی روانی بود. من احساس می‌کردم که از دیدن صحنه‌ی خشونت‌آمیز نباید بترسم و نمی‌ترسم؛ اما تاثیرات مخربش آرام آرام بر ذهنم غلبه کرد و هنوز هم گاهی اذییتم می‌کند. پدر و مادرم خیلی تلاش کردند که جلویم را بگیرند و اجازه ندهند بیشتر از این آسیب ببینم اما فایده‌ای نداشت. لجبازی‌ام آنقدر زیاد بود که... خاطرم هست پایم را یک قدم آن طرف تر گذاشتم و برای مقابله با ترس ذهنی‌ام شروع به دیدن صحنه‌هایی کردم که در واقعیت رخ داده بودند. اعدام‌های دردناک، برخی از فیلم‌های منتشر شده از دارک‌وب، برخی گیف‌های خاص و... از آن روز تا مدت‌ها من درگیر بودم. (ببخشید اینطور می‌گویم ولی...) درگیر خریت نوجوانی و برای اولین بار از آن پرده برداشتم. الآن هم اگر به طور اتفاقی یا تصادفی صحنه‌ی خشنی از جلوی چشم‌های من بگذرد تمام آن فیلم‌ها به یاد من خواهند آمد. من خیلی تلاش کردم تا آنها را فراموش کنم و فکر می‌کنم همه‌اش لطف خدا بود (واقعا پدرم درومد). شخصیت‌های انسان‌ها با هم فرق می‌کند. ممکن است شخصیتی پیدا شود که نتواند جز فیلم‌های ژانر دلهره‌آور چیزی ببیند؛ و از آن طرف ممکن است کسی مثل من هر لحظه از آنها برایش مخرب باشد. آن ماجرا به من ثابت کرد ترسیدن من ضعف نبود، بلکه قوت بود. من در مسابقه‌ی دشمنی با خودم بودم و ناخودآگاهم این را نمیخواست. عقل من هنوز به رشد کافی نرسیده بود و نمی‌فهمید؛ اما اجازه‌ی دخالت عقلا و بزرگترها را هم نمی‌داد. این فقط یک مورد از مواردی‌ست که من فکر می‌کردم از باتجربه‌ها بیشتر می‌فهمیدم اما اشتباه می‌کردم و خطابم درست به کسانی‌ست که چنین فکر می‌کنند. شاید گاهی ممکن است حرف تجربه‌مندان به نظرتان اشتباه بیاید؛ اما حداقل شنیدن و فکر کردن درباره‌ی آن که ضرری ندارد؛ دارد؟ چه اشکالی داشت اگر من آن آزمون‌های شجاعت را از خودم ۵ سال یا ۶ سال دیگر می‌گرفتم؟ وقتی به سن فعلی‌ام می‌رسیدم به عمق فاجعه پی می‌بردم و اصلا سراغش هم نمی‌رفتم. لطفا با خودتان دشمنی نکنید. شنیدن حرف‌ها و فکر کردن به آنها نشانه‌ی ضعف نیست.
قهوه قجری
سه سال پیش اولین مواجه‌هایی که با خشونت بالای ۱۸ سال داشتم آغاز شد. اوایل با انیمه‌ی اتک آن تایتان ا
پ.ن: فقط خداروشکر سراغ کارهای پارانرمالی مثل احضار جن و روح و... نرفتم وگرنه که...😂
قهوه قجری
https://abzarek.ir/service-p/msg/3120742
میشه یکم از خودتون بگین؟ دانشگاه موسیقی می‌خونین ؟ :: نخست عارض شوم که دانش‌آموز سال آخر هستم و اگر حق توفیق داد امسال روانه‌ی دانشگاه بشوم. امیدوارم رشته‌ای بخونم که نیازهای وطن را رفع کند. موسیقی را از ۷ سالگی دنبال می‌کنم. ابتدا با بلز و ارف و فلوت و پس از آن هم تا الان مشغول به تار و سه‌تار. موسیقی بعد جدیدی از زندگی را به رویم باز کرد. اگر مانند افلاطون نگویم عالم سمفونی موسیقی‌ست، معتقدم موسیقی بخش عظیمی از زندگی ما را در دست دارد.
قهوه قجری
https://abzarek.ir/service-p/msg/3120742
تهرانی هستین؟ جای خوب برا آموزش تار میشناسین؟ :: تهرانی که نه فرزند قم هستم ولی برای تار اگر تهران هستید باید سراغ بگیرم ولی صرفا الان برای اینکه کارتون راه بیوفته علی‌اصغر عرب‌شاهی را توصیه می‌کنم که واقعا پنجه‌ی خوبی دارند. حقیقتا نمیدونم کجا هم تدریس می‌کنند ولی انگار سخت شاگرد قبول میکنن
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟
در کودکی راحت وابسته می‌شدم و سخت دل می‌کندم هرچه بزرگتر شدم برعکس شد سخت‌تر وابسته شدم و راحت‌تر دل کندم (البته نه نسبت به اونی که سخت دل بستم. مشکل جملات اینستاگرامی اینه که تعمیمات‌کلی و جملات قصارشون ممکنه پارادوکس و متناقضش دربیاد. خب کسی که سخت به کسی دل می‌بنده که نمیتونه راحت ازش بکنه و بره. تازه میخواد به کسی اعتماد کرده نزدیک بشه و ارتباط داشته باشه. خلاصه که اگر قصار و شاعرانه حرف بزنید هواستون باشه چون شاعرانگی هم باید یذره منطق داشته باشه همینجوری نمیشه)
قهوه قجری
در کودکی راحت وابسته می‌شدم و سخت دل می‌کندم هرچه بزرگتر شدم برعکس شد سخت‌تر وابسته شدم و راحت‌تر دل
البته خیلی از اساتید مثل اسماعیل امینی چنین نظری ندارن ولی از اون طرف کسانی مثل ضیاء موحد به منطق شعر باور دارن
نمیدونم چه بلایی سرم اومده از دیشب تا الان یکسره فکر سیاسی می‌کنم. احساس می‌کنم مغزم عادت نداشته این همه مدت از سیاست دور باشه و همین شده که دوباره به سمتش برگشته