دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...
-سیمین بهبهانی
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخه ما آدما چقدر باید پست باشیم که اینجوری حیوان آزاری کنیم؟
تهش که چی؟
اینکه برای حیوان جنگلی که ممکن است روزها بیغذا مانده باشد؛ غذای ناسالم تند بدهیم و سپس به ضجهی حیوان بینوا بخندیم و ازش میم بسازیم؟
بگیم بهبه به این جیغها؟
چه خوب صداشو درآوردم ویو بگیرم؟
واقعا اینه انسانیت؟
با اون روغن و فلفل احتمالا مرده تا الان
حیوون یه جوری جیغ زد دندههاش معلوم شد...
تازه سنجاب!
جوندهی محتاطی که روی درخت هم ساکته تا شکار نشه
غذاشو (بلوط) با دندونهای جلوییش باز میکنه و با عقب میجوه تا صدای کمتری تولید بشه
قهوه قجری
آخه ما آدما چقدر باید پست باشیم که اینجوری حیوان آزاری کنیم؟ تهش که چی؟ اینکه برای حیوان جنگلی که مم
چجوری میگید این هوش مصنوعیه؟
سعدی:
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
یکی تمام بود مطلع بر اسرارم
حافظ:
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد
سعدی:
زین سبب خلق جهانند مرید سخنم
که ریاضت کش محراب دو ابروی توام
حافظ:
در صومعهی زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشهی ابروی تو محراب دعا نیست