آفتاب چشم من با دیدنت پنهان شدهست
آسمان زندگانی بر دلم ویران شدهست
قصهات از قهوههای کافهی دیدارمان
تلختر بود و درون سینهام زندان شدهست
فرق عشق و شهوت از مو کمتر است اما بدان
موی تو حال مرا در هردو سرگردان شدهست
از زمان رفتنت بسیار سختی دیدهام
تا به جایی که دلم مختار و خودگردان شدهست
خسرو و شیرین و فرهادم به مانند مناند
داستان عاشقیشان ذکر جاویدان شدهست
هرچه میگویند از عشاق نشنیده بگیر
زخم قلبم بعد تو، کاری و خونباران شدهست
مشکلات زندگی مثل گره سختند و کور
راه حل این گره موکول بر دندان شدهست
بارها گفتم بیا شاید علاجم میشدی
حال میگویم نیا که حال پربحران شدهست
نگاه کن به زمین! ملک سوگواران است
یکی نمرده ولی کشتهها هزاران است!
خطا نمیرود اما نمیزنم از ترس
چرا که دشمنِ من در میان یاران است!
کجا ز نیش زبان میتوان پناه گرفت
دهان خلق نگر! حفرههای ماران است!
لطیفهایست که تر دامنان شریفترند
زمانهایست که مفسد ز رستگاران است!
محک به دست کسی نیست، زرشناسی نیست
زمان، زمانهی دلخواه کم عیاران است!
مرا به حق حقات ای شیخ هیچ امیدی نیست
برو که هق هق من خود دعای باران است!
به ملک شعر و ادب فاش میتوانی دید
پیاده پیشتر از دستهی سواران است!
حسین جنتی
توی آهنگسازی شعر مهمتر از ملودیه.
چه در آواز
چه در تصنیف
چه بداهه نوازی
چه پاپ
چه حتی رپ
اگر محمدرضا لطفی و مهدیار آقاجانی باشی اگر نتونی شعر درست انتخاب کنی نتیجهش میشه محمد معتمدی
یا مثلا شاپور (رپر لیبل ملتفت)
اگر افسرده هستید در گذشته،
اگر مضطرب هستید در آینده،
و اگر در آرامش هستید در حال زندگی میکنید.
-لائوتسه