قهوه قجری
مثل شطرنج میمونه اوپنینگ و گشایش نسبتا خوب میانه بازی معمولی پایان بازی ضعیف.
چی، مثل شطرنج میمونه؟
قهوه قجری
مثل شطرنج میمونه اوپنینگ و گشایش نسبتا خوب میانه بازی معمولی پایان بازی ضعیف.
ولی این نشون میده که یا شطرنج بلد نیستی
یا این که بازی ندیدی🤣
قهوه قجری
ولی این نشون میده که یا شطرنج بلد نیستی یا این که بازی ندیدی🤣
خب چرا پس منو توی این بازی شکست نمیدی صدرا؟😂
مست و غزل خوان زد
حلقه به در نوروز
چهره گشاید بهار
روز من است امروز
چشمه به جوش آمد
می به سبو آمد
از نفس حافظ فال نکو آمد
مژده ی عید آمد
بخت سعید آمد
مشت زمین وا شد
سبزه پدید آمد
سبزه ی یار آمد
عطر مسیحایی گیسوی نگار آمد
قفل غزل وا شد
هلهله در هلهله آواز پرستوی بهار آمد
خلد برین آمد
فصل شکوفایی رویای زمین آمد
کار دل عشاق سکه شد و سین محبت به سر سفره سین آمد
شور بهاران شکافت
از دل ویرانه ها
خال تب گل ببین بر تن پروانه ها
نو شدن از کهنگی موسم شیدایی است
در تن و جان بهار روح اهورایی است
تخت چمن سبزه ی عید دولت جمشید شد
همت کوروش بلند بار دگر عید شد
موسم شیدایی است فرصت مجنون شدن از خرقه ی لیلایی است
پیک بهاران رسید فصل فراوان شدن
میوه گمگشته زیبایی است
مژده عید آمد
بخت سعید آمد
مشت زمین وا شد
سبزه پدید آمد
بانگ طرب ساز کن حنجره در حنجره آواز کن
شور به الحان فکن از ره سلمک گذری هم به سراپرده شهناز کن
مست و غزل خوان زد
حلقه به در نوروز
چهره گشاید بهار
روز من است امروز
چشمه به جوش آمد
می به سبو آمد
از نفس حافظ فاله نکو آمد
تخت چمن سبزه ی عید دولت جمشید شد
همت کوروش بلند بار دگر عید شد
سبزه یار آمد عطر مسیحایی گیسوی نگار آمد
قفل غزل وا شد
هلهله در هلهله آواز پرستوی بهار آمد
بانگ طرب ساز کن حنجره در حنجره آواز کن
شور به الحان فکن از ره سلمک گذری هم به سراپرده شهناز کن
خلد برین آمد
فصل شکوفایی رویای زمین آمد
کار دل عشاق سکه شد و سین محبت به سر سفره سین آمد
قهوه قجری
شاعرش کیه؟
"نوروز" با صدای همایون شجریان و با آهنگسازی سهراب پورناظری از مجموعه آثار آلبوم "ایران من" است که در سال ۱۳۹۷ منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت. شعر این اثر را اسحاق انور سروده است.
یه پل رو بهت و وحشت جمعیت
یه نردبون شعلهور تو مرکز قرنیهت
به لطف مهر افسر امنیت
فقط سقوط آزاده، با حداکثر ظرفیت
از خودم بیشتر از همه ترسیدم
اون طفل معصومی
که شد حضرت معصیت
این سرودههای ناب و لحظههای سکوت
به مغز تبریک بگو به قلب هم تسلیت
من در پی کنج پنهان
واسه حدس این سرنوشت موجپیما
نه دیگه مرغ شیدام
نه تو عمق میدان
تنها نور باقی از هر نقطه پیداست
یه رخ بنما به ما تا برهنهتر
ببینی چهارستونت
رفت به رهن ترس
که خورده به ایست
این قوم گُم توبهنویس
یه طعمه ی ریز
به قول کهنه رییس
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست، دشمن است
شکایت کجا بریم؟
سعدی تو کیستی؟
که در این حلقهی کمند
چندان فتادند که ما صید لاغریم