eitaa logo
قهوه قجری
65 دنبال‌کننده
272 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
و عاشقانه‌های ما جایی کامل می‌شد که تو حجاب را کنار می‌زدی و صورت سفید و پاکت را به من نشان می‌دادی کاش همیشه اینگونه بودی...
من غیر از تو و تنهایی با غیر معاشرت نمی‌کنم. تو چون تحریک به خنده کردنم واداری، و تنهایی برای حضورش در غم هایم و شاهد غم، در دلم، که از فراق تو، از چشمانم جاری می‌شوند. تنهایی با من نمی‌گوید، شاید چون به بودن تو در کنارم، باید از پیشمان برود. ولیکن بیشتر از تو، زندگی ام را در آغوش می‌گیرد. قاصدک
قهوه قجری
کسی میتونه بگه این تو چه دستگاهیه؟ (راهنمایی: توی یکی از بیات های آوازیه)
چه دیالوگ ها که در این کتاب نبود
تنهایی درد ندارد، درد این است که کسی نفهمد تنها هستی - صادق هدایت
به من گفتند: او پوسیده است. تاکی می‌خواهی آن جا بنشینی. کمی دیگر تو هم مثل او می‌پوسی. ای کاش یادشان می‌آمد: زمانی که من پوسیده بودم، زمانی که تنهایی یارم بود، زمانی که تاریکی خانه ام بود، زمانی که غم پیراهنم بود و زمانی که زندگی را از خود ترد کرده بودم، او بود که کنارم ماند، او بود که یارم شد، او بود که روشناییم شد، او بود که دلیل لبخند هایم شد و زندگی را بار دیگر به من بخشید.
پلک می زدم باغ در آتش می سوخت مرگ من برای ادامه ی باغ کافی نبود پس من آواز خواندم سکوت کردم من و گندم آموخته بودیم که در فقر سکوت کنیم رو به روی من سه شمع افروختند من نمی توانستم در حریق باغ و مرگ گندم این سه شمع را جواب گویم ما در این کوچه با این سه شمع عمر باخته بودیم می گفتند: در انتهای باغ در کنار حریق سه جغد ما را نظاره می کنند سه شمع را خاموش کردیم جغدها پرواز کردند هندوانه در بشقاب بود -احمدرضا احمدی
دیشب که دلم ز تاب هجران می سوخت اشکم همه در دیدهٔ گریان می سوخت می سوختم آنچنان که غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان می سوخت
دریا، اشک های ابر هایی هست، که خود روزی دریا بودند قاصدک