eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
اصلا خواب به چشمم نمیاااااد که بخوام بخوابم
دوست دارم الان پاشم برم حرم ولی خب سحری نمیدونم چیکار کنم سر درد نمیدونم چیکار کنم و مهم تر از همه نمیدونم اصلا چطوری برم...
روی انجام خیلی از کار ها رو دیگه ندارم
گمونم پیر شدم
پسرک زیر لب زمزمه می‌کند: ما بزرگ و نادانیم -خب الان این یعنی چی؟ پسرک: نمیدونم، شعره دیگه -چرا الان تو این موقعیت؟ پسرک سرش را میخاراند: دلیل خاصی نداره. میخوای برات خیام بخونم؟ -نه ممنونم. نیازی نیست پسرک روی تخت دراز کشید و به آسمان خیره شد: اونارو می‌بینی؟ -ستاره‌هارو میگی؟ پسرک لبخندی زد: اونا ستاره نیستن -پس چی هستن؟ پسرک چشمانش را بست و خندید: اونا خانه‌ی ارواحن. ارواحی که به دنبال بازگشت و یا زندگی برای نخستین بار در سطح این سیاره‌ان و دنبال کالبدی می‌گردن که باهاش بتونن اینجا زندگی کنن. از حرفش خیلی جا خوردم و انتظار چنین چیزی را از او نداشتم: چی؟ ارواح؟ پسرک نگاهی به من کرد و سرش را به نشانه‌ی تائید تکان داد: آره ارواح انعکاس خود را در چشمان زلالش می‌دیدم. انگار اخم کرده بودم: مسخره‌ست. آخه چرا ارواح باید بخوان روی این سیاره زندگی کنن؟ پسرک خندید: میگن اهل ساحل بعد مدتی صدای دریارو نمی‌شنون. اینطور که معلومه تو هم دیگه صدای نعمت زندگی رو نمیشنوی آروم کنارش خوابیدم: آخه واقعا زندگی رو همچین دنیایی؟ اصلا میارزه؟ پسرک: این دنیا محشره. توازنی از سیاهی و سفیدیه و یک شاهکاره بی‌مقایسه‌ست. در سفیدی هایش لکه‌های سیاه و در سیاهی‌هایش لکه‌عای سعید معلومه. توی این دنیا هیچ سیاهی و هیچ سفیدی مطلقی وجود نداره! آروم به طرفم چرخید و سرشو رو سینه‌م گذاشت: وقتی هنوز چیزی اون تو می‌تپه، یعنی میتونی ببینی. پس چشماتو باز کن. از چیزی که توش هستی لذت ببر چون خیلیا در حسرت چیزی هستن که تو همین الان درش قرار داری. چشماشو بست و خوابید
خوابم نمیبره...
ولی هنگدرام زدن برعکس چیزی که به نظر میاد خیلی سخته
آدمی به امید زنده‌‌ست و وای به روزی که امید در دلش بمیرد
مهم نیست اگر زیر بار فشاری خم بشی خم شدن بهتر از شکستنه