صدا پیچید توی مغزش و دستانش که چسبیده بود به دستکش های شبح شل شدند و افتادند پایین. انگار کش آمدند.
زانوهایش رسید به سردی زمین. صدا این بار جمله عجیبی گفت: عطرت چه بوی خوبی دارد.
حاال هم میخواست آرام باشد اما میترسید. این آهنگ را دوست نداشت. صدای نازک دوستش هنوز توی سرش
بود: این آهنگ بوی مرگ میدهد. چرا اینقدر دوستش داری؟
لب هایش لرزید و کلماتی را هجی کرد: مردن لذت دارد. این ریتم مرگ است.
آهنگ توی باندها میپیچید و با صدایی صاف میرفت توی سرهایشان. درست کنار این صدا نشستند و گوشه دیوار
سیگارهای باریک گران قیمت را دود کردند. دود چرخید و بخار شد. رفتند توی این مه غلیظ کشنده. صدا همراهشان
شد و رفت توی خونی که میچرخید میان گوشت تنشان. خلسه شان کامل شد. آهنگ شیطانی، سیگارهای خونآلود
و گوشه خلوت که جان میداد برای لذت بردن.
هر دو خندیدند. سیگار مخدر آنها را برد به جایی دیگر، به فضایی دیگر. نورها شدیدتر شد و بوها لذت بخش تر.
مردمکهای چشم قربانی گشاد شد. بدنش لرزید و سردش شد. خودش میدانست که باید تسلیم شود. دیگری مشتاق
بود تا هر چه زودتر شکنجه اش کند.
ادامه دارد...
#رمان_ترسناک
#فصل_۱
#قسمت_۳
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏🕸﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
برای ورود به بُعد تاریک و دارک دنیا فقط کافیه اسم زیر رو لمس کنی:)👇🏻🎴
🚷[«♕ دارکــاینفـو | 𝕕𝕒𝕣𝕜𝕚𝕟𝕗𝕠 ♕»]🚷
لینک ناشناسمون برای:
✅-انتقاد و پیشنهادات
✅-معرفی فیلم ترسناک
✅-تعریف اتفاقای ترسناکی که خودتون تجربه کردید
و...
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kcv952k&btn=شنوندهدارکاینفو
اعضای کانالت فیک هست ؟
چون هر دفه میام داخل کانالت ۲۰۰ نفر لفت میدم😎
꧁꧂꧁꧂꧁꧂
نه واقعین ولی چون تبلیغات داریم ریزش داره
چقدر ادمین های کانالت زیاده یک سوم رو میشناسم 🙂🤣
꧁꧂꧁꧂꧁꧂
خوبه دیگه
https://eitaa.com/darkinfo/2704
نمیصرفه
꧁꧂꧁꧂꧁꧂
برو چنلای دیگرو ببین بعد میفهمی میصرفد 😂😂
به سلامتی فردا امتحان تیزهوشان دارم، هیچی نخوندم، هیچی بلد نیستم، فقط به یه چیز پناه بردم:
امام حسین. که امیدوارم جواب بده😅😂
꧁꧂꧁꧂꧁꧂
اوه اوه اشکال نداره موفق باشی اگرم نیاوردی بدون صلاح خدا بوده
https://eitaa.com/darkinfo/5021
من بچه که بودم ( کمتر از چهار سال) یه دوست خیالی داشتم که بهش میگفتم « آمنی»
بعد مثلا از من میپرسیدن: آمنی کجاست؟ میگفتم: رفته سر کار یا مثلا میگفتم رفته سر قبرش.
꧁꧂꧁꧂꧁꧂
آره یکی از دوستای منم اینجوری بود کل زندگیش با اونا میچرخید