فور=عزل/جآدوگرْ بدونِ چوبْ دستي٭
منم ریدم به رفیقاشون
امروز مدرسه عدسی داد اومد رفیق اون عن خانوم عدسی بریزه روم، دستشو گرفتم عدسی رو ریختم رو اون یکی رفیقش( فاز جومونگ گرفته بودم) خیلی خوب بود