آدمای اینجا جالبن!
شاید یکی
یا دوتا
یا شایدم یکی در دوتا
یا...چمیدانم آقا؛
خسته به نظر میرسن.
یکی از زمان، یکی از دلتنگی، یکی وابستگی، یکی نفرت، یکی بیچارگی، یکی خشم، یکی گرسنگی، یکی سیاهیِ افکارش، یکی منظم بودنِ جهانش.
یکی از بیشوهری، یکی از اعصابِ نداشتهش، یکی از نبودِ ادب.
یکی از عشق،
از مرگ،
از زندگی،
از زنده بودن،
از آدما.
اما خب. میشه همزمان از همهی اینا خسته بود. نه؟
اتاقکِ تاریک
آدمای اینجا جالبن! شاید یکی یا دوتا یا شایدم یکی در دوتا یا...چمیدانم آقا؛ خسته به نظر میرسن. یک
میشه مثلا من خودم ازش خسته ام