Benita
Part thirteen #Dry.veins 💢 برنادت به سمت وان خم شد و گفت باید جواب پس بدی برای همه شون به قیافه
Part fifteen
#Dry.veins 💢
دید پائو:
برنادت خیلی الکی جیغ میزد ولی وقتی که دیگه صداش نیمد سفت زدم رو ترمز دیدم کنارم افتاده
موهاشو از صورتش کنار زدم و با دستام صورت شو گرفتم برنادت ! برنادت تروخدا پاشو گوه خوردم تند رفتم ایی خدااا
سریع به آمبولانس زنگ زدم وقتی رسیدن برنادت بلند کردم و روی تخت گذاشتم و باهم وارد آمبولانس شدیم
ماشین امبولانس وایساد داد زدم چرا وایسادید!
_ترافیکه
بزن بغل خودم میرم
_وای اخه
بزن بغل
امبولانس گوشه ای وایساد و من برنادت بلند کردم انداختم رو شونم رون هاشو سفت گرفتم که یه وقت برنگرده بیفته
از سرعتم استفاده کردم و بعد ۲ دقیقه به بیمارستان رسیدیم
بعد از چکاب دکتر ، دکتر پیش من اومد و گفت :
_نسبت تون چیه ؟
نمی تونستم بگم دوست شم چون به مامورا خبر می دادن و برنادت هم زیر سن قانونی یه پس گفتم نامزد مه
_عالیه چقدر بهم میاین
(من به اون اخه؟) مرسی
_ اما راجب این حادثه انگار که از ترس یا شوک بیهوش شدن و فشار شون افتاده علاوه بر اون انگار درگیر میگرن هم هستن
میگرن؟ اخه سابقه نداشته
_کم کم علائم ش پیدا میشه چون انگار جدید درگیرش شدن
خب باید چیکار کنم؟
باید از چیزهایی که بهش استرس وارد میکنن دور باشه از موبایل و چیزهای الکتریکی کمتر استفاده کنه برای سردردش و برای جلوگیری میگرن چند تا دارو .
باشه مرسی
دکتر رفت منم سریع به بخش رفتم دیدم برنادت به هوش اومده سریع دویدم سمتش و دست شو گرفتم دلم می خواست بغلش کنم و بگم ببخشید منو ولی احساسات درستی برای بیان کردنش ندارم پس در نتیجه یه ببخشید خشک و خالی کردم
_خیلی عوضی ای اینو میدونی که؟
اره میدونم
_ خوبه ولی راستی دانشگاه چی؟
یادت رفته پدر من صاحب اونجاست
_درسته ولی برای تو تبعیض قائل میشن نه من
غلط میکنن باید تورو هم بپذیرن
_جولیا چی اون حتما منتظرته
چجوری تو این وضعت به فکر اونی؟
_ به هر حال دوست دخترته ها اگه با من این رفتار داشتی روز اول کات می کردم
کی گفته با توهم عین اون رفتار میکنم؟
_بسه داری لا.س میزنی باهام در حالی که پارتنر داری
باشه
_پائو برای جبرانی اون روزت آماده ای؟
چی الان؟ باشه خب
_ دیروز تو مدرسه یکی بهم دعوت نامه جشن بالماسکه داد میای بریم باهم؟
ولی آخه خودت میگی پارتنر داری باهام حرف نزن الان داری ازم درخواست میکنی؟ بابا دست خوش
_اصلا نخواستم برو گمشو
خب حالا لوس
_نگاه کن تروخدا آقای از خود راضی به من میگه لوس
حالا مهمونی کی هست؟
_امشب
چیی! ایی نههه
_ارهههه ( با نیشخند ) چی بپوشم راستی ؟
هرچی فقط باز و کوتاه نباشه
_مگه بابا می اینطوری دستور میدی؟
نمیاما
_خب حالا باشه
ادامه دارد ...