𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
تو خوب بودن ما خوب نبودایی پنهون شده، گریههایی پنهون شده، بغضایی قورت داده شده ..
خندههای مارو به خوشحال بودنمون
معنی نکنین، ما از دردی ک فراتر رفته
اشک چشامون خشك شده..
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
خندههای مارو به خوشحال بودنمون معنی نکنین، ما از دردی ک فراتر رفته اشک چشامون خشك شده..
و ناچاریم وانمود کنیم چیزی نیست ..
ما از ضربههایی که بهمون وارد شده
جون سالم به در بردیم اما، خوب بودن
دیگ هیچوقت تو وجود ما رشد نکرد.
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
و ناچاریم وانمود کنیم چیزی نیست .. ما از ضربههایی که بهمون وارد شده جون سالم به در بردیم اما، خوب ب
باد شد و رفت رو هوا .. قاطیه ابرا شد.
پرندها شد و رفت ..
و ما هیچوقت از ضربههایی ك خوردیم از ادمایی که دوسشون داشتیم خندیدیم اما
جنس خندههامون پر بود از بغضهایی که
تو گلو موند ولی به گریه ختم نشد.
روحمون رو وسط از دست دادنا باختیم.
قول دادیم کنار بیاییم، قول دادیم فراموش
کنیم، کنار اومدیم، فراموش کردیم، ولی
قلبمون رو هم فراموش کردیم، دلمونو هم
اتیش زدیم ..
شاید اگه بودن ما حالمون خوب بود.
اگه بودن ما لازم نبود بغضامون تبدیل
به یه سنگ بشن تو ته قلبمون.
شاید اگه نمیرفتن، ما خیلی شاد بودیم.
اونا برداشتن و رفتن .. اما خاطراتشونو
جا گذاشتن و مارو هم جا گذاشتن.
و ما موندیم با کلی خاطرات و اشكهای
تلخ.
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
میدونی ؟ ما میخندیم ولی حالمون خوب نیست ..
میگذره، عادت میکنی، میخندی، میگردی.
ولی حالت خوب نیست.
ولی حالت خوب نیست.
ولی حالت خوب نیست..