تو رفتی قدرت پرواز از بال و پرم رفت ..
تو رفتی سیلِاشکی تازه بر چشم ترم رفت.
کسی حال من ویرانه را هرگز نمیفهمد
خودم با چشمِخود دیدم که نیمِدیگرمرفت!
داشتم چتای قدیمیمو با یه شخص
میخوندم اونجا فهمیدم که آدما چقدر
میتونن عوض بشن ..
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀.
نمیدونستی اون اغوش آخرین بغله و همش میگی کاش میتونستم بیشتر بغلش کنم :)))
هنوز آغوش گرم چار سال پیشت رو
روی تنم حس میکنم ..
میگفت درد یعنی دلتنگ کسی باشی که
ذرهای براش مهم نیست « زجر » یعنی :
اینو بدونی و باز نتونی بیخیالش بشی ..
دوستی با هر که کردم، جز نامردی ندیدم
در حیرتم آیا اصلا دوستی به معنای واقعی
وجود خارجی دارد :)؟