میگفت درد یعنی دلتنگ کسی باشی که
ذرهای براش مهم نیست « زجر » یعنی :
اینو بدونی و باز نتونی بیخیالش بشی ..
دوستی با هر که کردم، جز نامردی ندیدم
در حیرتم آیا اصلا دوستی به معنای واقعی
وجود خارجی دارد :)؟
ماهها پیش تا ساعت ۳ بیدار میموندیم و میگفتیم و میخندیدیم ولیالان حتی نمیدونم چطوری بهت سلام بدم ..
میدونی چرا جای زخمی که دوستت به وجود آورده تا مدت ها درد میکنه؟ چون خاطراتی که باهاش داشتی رو مرور میکنی و هر بار به خودت لعنت میفرستی. این لعنت فرستادنا حکم نمک رو دارن که روی زخمت پاشیده میشه.
ماها وقتی با کسی تو رابطهایم و یا با کسی
رفیقیم میگیم نمیتونم بدونت بمونم باید
حتما باشیا .. ولی وقتی اون رابطههه به
هم میخوره خیلی دردناک به نبودنشون
عادت میکنیم :)) طوری که میپرسیم ؛
چیشد ؟ من به نبودت عادت کردم ؟
و اون زمان هست که بغض میکنی و
میفهمی چقد این عادت کردنه تلخه.