ماهها پیش تا ساعت ۳ بیدار میموندیم و میگفتیم و میخندیدیم ولیالان حتی نمیدونم چطوری بهت سلام بدم ..
میدونی چرا جای زخمی که دوستت به وجود آورده تا مدت ها درد میکنه؟ چون خاطراتی که باهاش داشتی رو مرور میکنی و هر بار به خودت لعنت میفرستی. این لعنت فرستادنا حکم نمک رو دارن که روی زخمت پاشیده میشه.
ماها وقتی با کسی تو رابطهایم و یا با کسی
رفیقیم میگیم نمیتونم بدونت بمونم باید
حتما باشیا .. ولی وقتی اون رابطههه به
هم میخوره خیلی دردناک به نبودنشون
عادت میکنیم :)) طوری که میپرسیم ؛
چیشد ؟ من به نبودت عادت کردم ؟
و اون زمان هست که بغض میکنی و
میفهمی چقد این عادت کردنه تلخه.
یك جایی میرسد که آدم دست به خودکشی
میزند؛ نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند، نه.
قیدِ احساسش را میزند !
من تا ته جهنم باهات موندم،
یه بار زورت به من نرسه، یه بار
منو از این خرابه جمع کن، یه بار
چاقو رو تا ته وجودم نبر.