اگه میشد چی؟ اگه میرسیدم چی؟
اگه اون حرفو میگفتم چی؟
بس کن این اگه و ایکاشها رو
بس کن سوگواری برای گذشته رو
خب الان غصه خوردن چیزیو عوض میکنه؟
رها کن بره گذشته رو ...
درستو از گذشته بگیر و بردار و برو ادامهی زندگی .
@darsargomm
از دیروز که خبر تشییع و تدفین آقا منتشر شد، خودم را زدم به ندیدن، به نشنیدن،
به نفهمیدن، به ننوشتن.
تا قبل از این هم نخواستم که باور کنم ولی این خبر، داستانِ دیگری دارد.
تشییع در لغت یعنی به قصدِ وداع دنبالِ کسی رفتن، و در واقعیتِ زندگی یعنی آنجایی که تو دیگر باید باور کنی که عزیزی از دست دادهای. و تدفین یعنی به جبرِ روزگار باید عزیزت را به دلِ خاک بسپاری. و سپردن در لغت به معنایِ به امانت دادن است. تو عزیزت را به خاک امانت میدهی و امانت از ریشهی اَمان به معنای آرامش است. کاش از این آرامش چیزی به بازماندگان هم میرسید.
و چه غریبانه است داستانِ هر تدفین ...
گویی در هر تدفین بخشی از وجود تو نیز با آن عزیزِ رفته دفن میشود.
اصلا آدمیزاد همینطور است دیگر؛ در هر فقدانی بخشی از وجودِ خودش را از دست میدهد، انگار فقدانِ آن بخش از وجودش باید تا ابد یادآورِ فقدانِ عزیزش باشد.
کاش از ما چیزی بماند بعد این همه فقدان..
فاطمه کریمیان
@darsargomm
امشبم از همون شباست که داغ دلمون تازه شده، انگار همین الانِ الان آقامونو شهید کردن ...
حس و حالی شبیه ۹ اسفند،
شبیه شبِ اعلام آتش بس ...
خدایا بیشتر از قبل بهمون قدرت تحلیلِ همه جانبه، شجاعت و صبر بده.
@darsargomm
فعلا تا اطلاع ثانوی، بیشتر از قبل غمگین خواهم بود برای رهبرِ شهید، مردمِ شهید، مردمِ داغدار و ایرانِ عزیزم
@darsargomm
هدایت شده از | دَر سَر گُم |
کمی پس از جنگ همه به زندگی عادی برمیگردند، به جز آنها که جنگ زندگیشان را [ بخوان عزیزانشان را ] از آنها گرفت 💔
@darsargomm
دَر سَر گُمtmpopdqxfn1_compressed.opus
زمان:
حجم:
6.7M
🔶روایت زندگی شهید محمدخانی
🔹قسمت دهم ( پایانی)
🎙گوینده: فاطمه کریمیان
@darsargomm
چند ساله که ماه محرم سعی میکنم کمی مَقتل هم بخونم و محرمهای خاصتری رو دارم تجربه میکنم .
محرم امسال یه قسمتاییشو میذارم توی کانال که با هم بخونیم.
هیئت میرید ما رو هم یاد کنید .
@darsargomm