eitaa logo
🦋 درواژه 🦋 از واژه‌های نثر تا شعر مهتا صانعی
82 دنبال‌کننده
369 عکس
105 ویدیو
3 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با نام شهید شهر عطر آگین است با یاد شهیدان سفرم شیرین است من رزق زیارت از خدا خواستم و دیدم که سر سفره‌ی زین‌الدین است @darvazhe
🦋 بوی خاک، بوی مهدی باد از پنجره‌ی نیمه‌باز داخل می‌وزید. پرده‌ی سفید آرام می‌رقصید و بخار چای از استکان بالا می‌رفت، مثل نفسی که میان اشک و لبخند مانده باشد. خانه بوی خاک می‌داد... بوی همان لباس خاکی‌ای که چند هفته بود هنوز گوشه‌ی اتاق آویزان بود. منیرخانم دست کشید روی آستینش، انگار می‌خواست لمسش کند، لمسِ بودنی که دیگر نبود. صدای رادیو از اتاق کناری می‌آمد، با موج‌های خسته‌ای که از جبهه حرف می‌زدند... از عملیات، از جزیره‌ی مجنون، از بچه‌هایی که رفتند و دیگر کسی صدایشان را نشنید. او آرام‌تر کرد صدا را گوش سپرد. شاید یک‌بار، فقط یک‌بار، صدای مهدی میان این موج‌ها بیاید. در قاب عکس، چهره‌ی مرد جوان هنوز همان بود... آرام، مصمم، بی‌تردید. آخرین روزی که رفته بود، در را که بست، پشت سرش فقط صدای چرخیدن کلید ماند. زن لبخند زده بود، اما دلش تا عمق زمین فرو رفته بود. نگفته بود نرو، چون می‌دانست اگر بگوید، او می‌ماند، و آن وقت جبهه بی‌فرمانده می‌ماند. صبر، برایش از جنس سکوت بود... ظهرها، وقتی صدای خمپاره‌ها از دور شنیده می‌شد، می‌نشست کنار پنجره، روبه‌روی آفتاب، و چای تازه دم می‌کرد. یکی برای خودش، یکی برای مهدی. هیچ‌وقت اجازه نداد بوی چای از خانه برود. می‌گفت: تا وقتی چای می‌جوشد، زندگی هنوز هست. بخار استکان بالا می‌رفت و به عکس روی دیوار می‌رسید... انگار هر روز روحش برمی‌گشت تا بنشیند روبه‌رویش و با همان آرامش بگوید: دل قوی دار... خدا نزدیک است. روزی آمدند... با چهره‌هایی که بوی خبر می‌دادند. نگاهشان را از او می‌دزدیدند، زبان‌شان نمی‌چرخید. منیر خانم فقط پرسید: مهدی برگشت؟ و وقتی گفتند بله، برگشت... فقط سرش را پایین انداخت و گفت: الحمدلله... بعد رفت، سماور را روشن کرد، چای تازه دم کرد، یکی را پر گذاشت، یکی را خالی... اشکی نریخت. فقط دستش لرزید وقتی قند را در استکان انداخت. انگار دلش... سال‌ها گذشت. خانه همان بود، دیوارها همان. اما حالا، در هر گوشه‌اش نوری مانده بود. نوری که از ایمان آمده بود، نه از داغ. هنوز هر صبح، پرده را کنار می‌زد، هوای تازه را می‌کشید و به دوردست نگاه می‌کرد... جایی که خاک و آسمان یکی می‌شد. با خودش می‌گفت: شاید آن‌ها رفتند تا ما یاد بگیریم چطور بمانیم. شاید سهم من از جهاد، همین صبرِ بی‌صداست. باد از کوچه می‌آمد، با خودش بوی خاکِ مجنون را می‌آورد. بویی که برای همه غم بود، برای او آرامش. چون در هر نسیم، صدای او را می‌شنید... مهدی را، که هنوز می‌گفت: برای خدا برو، و برای خدا بمان. 🖋مهتا @darvazhe
هدایت شده از جهان بانو
🎬 نور کم می‌شود، صدای تلاوت بالا می‌گیرد و زنی از دل تاریخ بر صحنه می‌آید؛ ▫️در نمایش «زنی شبیه مادر»، قصه صبر و ایمان، از مدینه تا امروز، روی صحنه جان می‌گیرد. ✍🏻مهتا صانعی 📎 جزئیات بیشتر از نمایش «زنی شبیه مادر» را اینجا بخوانید... سایت | ایتا | بله 📢جهان‌بانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c
هوالمطلوب🍃 به بی‌حیایی در حیا رسیده بود و از اوج، به حضیض لذت ره یافته بود. رهزنان این مسیر بسیارند و تمنای لایمکن‌الفرار را در نمی‌یابند. چونان چُمباتمه‌ای زده‌اند که گوئیا تاریخِ هدررفتِ ادا و اطوار‌های فمینیستی و فاشیستی را از یاد برده‌اند. آنچه فمینیسم از زن ارائه داد و آنچه فاشیسم در مقابلش گفت، همه و همه تاریخِ روبروی چشم‌های ماست. آن‌ها از زن ارائه‌ای از فحشا و هرزگی یا کُلفَتی را خواستار بودند که نه تنها به ره بسته خوردند بل، زن را نیز از دست دادند. هر چه از سنجشِ ارزشی هویت زن دور شدند، به همان میزان ارائه‌ای از حیا و حجاب برایشان سخت و مغفول ماند. از تاریخ که بگذریم، اشکالات درون دینیِ مباحث حیا و حجاب همان گره مغفول در بازپس‌گیری شأنیت حجابِ درست از زیبنده‌ترین سلاله‌های حجاب هست. سوالم این است: چقدر به حیا و عفت بها داده‌ایم تا حجاب برتر را درون خودمان ببینیم و نهادینه کنیم؟! اصلا کجایِ متن جامعه‌‌ی ما دربرگیرنده‌ی اصول بود تا حواشی؟! اینکه بانوان‌مان را چهل و اندی در چنین هفته‌ای، در همایشی خلاصه کنیم به بهانه‌ی حجاب، آیا به نهادینه کردن حیا نزدیک‌تر شده‌ایم؟! بهای داشتن حیا، مانور روی لایحه و اجتماع بانوان است یا تفکر و رشد زیرساخت‌های فرهنگیِ حجاب و متصدیانی که سالها نشسته‌اند و کار را صرفا به ارجاعات انتظامی و گشت‌های ارشاد سپرده‌اند؟! تکرار دوقطبی رفتار کردن و حصار کشیدن بین باحجاب و بی‌حجاب صرفا مسیر حجاب سیاسی را تعریف می‌کند نه آن حجابی که زیرمجموعه‌‌ی حیا قرار گرفته باشد. ما بیشتر از تفهیم حجاب نیازمند تفهیم حیا برای زنان هستیم. نیازمند تفهیم ارزشمندی برای زنان هستیم. نیازمند تفهیم استقلال هویتی برای زنان هستیم. تا وقتی زن به‌ما‌هو زن، دیده نشود، هیچ اتفاق خوشایندی برای این زیباترین آفرینش نخواهد افتاد. شما حتی اگر لایحه‌‌ی عفاف و حجاب را هم اختراع نمی‌کردید، لوایح برخورد با مجرم و متخلف و هنجارشکن وجود داشتند که برخورد قانونی کنند. خواهش می‌کنم قوانین را ذیل فرهنگ ببینید آن‌‌وقت بهتر حل می‌شوند. پ‌ن: نابینا آمده بود. بانو با حجاب به محضر مهمان آمد. باید از سلاله‌ی حجاب به شأنیت حجاب رسید. پ‌ن: بی‌شوخی معتقدم اگر این مسئله‌ی لاینحلِ حجاب در کشورمان را به امپریالیسم غربی سپرده بودیم به نحو احسن کار انجام می‌شد. ☺️ جنابان پایِ کار نداریم. @darvazhe
هدایت شده از جهان بانو
🌐 از نوبل صلح تا کشتار مردم؛ کشور سودان و دومینوی پروژه لیدری زنان در این نشست دکتر فاطمه رایگانی نسبت میان پروژه‌های لیدری زنان، فمینیسم استعماری و سیاست‌های جهانی را بررسی کرد. 🔹تحلیل تجربه زنان در سودان و ایران نشان می‌دهد که بدون پایه نظری و خودآگاهی، جنبش‌ها ممکن است ناخواسته ابزار قدرت‌های خارجی شوند ✍🏻مهتا صانعی 📎 جزئیات کامل نشست و تجربه زنان مسلمان در ایران و سودان را اینجا بخوانید... سایت | ایتا | بله 📢جهان‌بانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c
هدایت شده از جهان بانو
🌐 از سودان تا جهان اسلام؛ سوژه‌سازی زنان در حکمرانی روایت نشست علمی «کشور سودان و دومینوی پروژه لیدری زنان» نشان داد غرب از زنان به‌عنوان سوژه‌های محوری حکمرانی روایت استفاده می‌کند؛ از برجسته کردن در رسانه‌ها، بورس تحصیلی و جوایز بین‌المللی تا معرفی به‌عنوان نماد آزادی. 🎙️سخنرانان تأکید کردند خلأ نهادسازی گفتمانی در جهان اسلام فرصت مهندسی روایت غرب را باز گذاشته است. ✍🏻مهتا صانعی 📎 جزئیات کامل گزارش را اینجا بخوانید... سایت | ایتا | بله 📢جهان‌بانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c
🌹 اگر خالی‌ست جای تو در ایوان‌های بعد از تو همان بوی تو را دارند گلدان‌های بعد از تو تمام رفت و آمدهای من را شهر می‌بینند که دنبال توام در این خیابان‌های بعد از تو مرا با جامه‌های تازه‌ای می‌خواستی اما چه تاریک است تکلیف گریبان‌های‌ بعد از تو تکاپوی مرا گویا نمی‌فهمند این مردم به یادت نیستند انگار انسان‌های بعد از تو مرا بعد از خودت بی‌چتر و بی‌تن‌پوش نگذاری که سرمای بدی دارد زمستان‌های‌ بعد از تو @ashareamirhosienhedayati
معصومه‌ی معصوم... شهیده معصومه کرباسی از آن زن‌هایی بود که مادر بودن را فقط در رسیدگی به پنج فرزندش خلاصه نکرد. او از همان زنانی بود که فهمید نقش زن فقط در خانه تعریف نمی‌شود، بلکه در مسئولیتی است که نسبت به حقیقت، عدالت و آیندۀ جامعه دارند. دغدغه داشت، آن هم نه کوچک... دلش برای بچه‌هاش می‌تپید، اما نگاهش از چهاردیواری خانه فراتر رفت. معصومه می‌دانست اگر امروز قدمی برندارد، فردا فرزندانش در جهانی بزرگ می‌شوند که هیچ نشانی از امنیت و عزتی که او برایشان می‌خواست، ندارد. و انتخابش از سر هیجان نبود... تصمیمی احساسی و لحظه‌ای هم نبود. انتخابی بود میان آرامش کوتاه‌مدت خانه و آینده‌ای که ارزش ایستادن داشت. همین‌جاست که معصومه کرباسی تبدیل می‌شه به یک الگوی زن تراز، زنی که مادری را کنار نمی‌گذارد، اما آن را با مسئولیت اجتماعی و شجاعت در هم می‌آمیزد. یعنی همان نقطه‌ای که نقش زن نه کوچک می‌شود و نه محدود... بلکه پرمعناتر می‌شود. شهیده معصومه شهادت را انتخاب کرد، چون زندگی بی‌مقاومت و بی‌غیرت را نمی‌خواست. این انتخاب، تحلیلی‌ترین شکل از کنش زنانه است، جایی که زن با تمام احساساتش، با تمام وابستگی‌هایش، باز هم توان تصمیمی بزرگ را دارد. رفتنش فقط یک فداکاری نبود. تفسیری بود از زن مسلمان و ایرانی که در بزنگاه‌ها، نقش‌آفرینی می‌کند، نه کناره‌گیری... شهیده معصومه کرباسی برای فرزندانش مادری کرد، و برای زمانۀ خودش مسئولیت... و همین او را به الگویی تبدیل کرد که نامش نه فقط در یک سنگ مزار، که در تعریف زن تراز، زنده می‌ماند. 🖋مهتا صانعی پ‌ن: مزارت...شاه‌چراغ @darvazhe
هدایت شده از جهان بانو
💢 دو زن، دو مسیر، یک نام: آلاء یکی در محاصره غزه، با شعر و ایستادگی معنای زن و وطن را می‌سازد؛ دیگری در خیابان‌های خارطوم، شعله‌ای افروخت که ریشه‌ها را سوزاند. این روایت دو سرنوشت، پرسشی است برای تاریخ و ما: می‌سوزانیم یا می‌سازیم؟ ✍🏻مهتا صانعی 📎 «زن حقیقی، آن است که از خاک وطن، تاریخ می‌رویاند، نه آن‌که از تاریخ، خاکستر بسازد.» کلیک کنید... سایت | ایتا | بله 📢جهان‌بانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c