🟢 داستان بسیار جذاب ❤️
« خیلی از گره های زندگیمون به همین دلیل وا نمی شود ! » 👇
دو برادر به نام جمال و کمال در یکی از روستاها، ارث پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری در سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.
جمال همیشه زمینش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد.
ولی کمال قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند و یا خوشه های خالی داشتند.
کمال گفت: بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. جمال عوض کرد، ولی کمال باز محصولش همان شد.
زمان گندم پاشی زمین ، کمال کنار جمال بود و دید که جمال کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او می کرد و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.
در راز این کار حیرت ماند.
جمال گفت:
🌹اول اینکه من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما، برای پرندگان گرسنه ای که چیزی نیست بخورند، هم نیت می کنم و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند ولی تو دعا می کنی پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود.
🌹دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود در حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود.
پس بدان :
💐 انسان ها "نان دل خود را می خورند. نه نان بازویشان را." !!! ☘
برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت، همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا کارهای تو را درست کنند.
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
عزیزان دل ؛
آقایان بزرگوار و خانم های ارجمند
به کانال خودتون خیلی خوش اومدید🌹
این کانال تازه راه اندازی شده ؛ امیدوارم مدتی افتخار همراهی با شما را داشته باشیم ؛ لطفا در صورت صلاحدید در کانال بمونید .
امیدوارم توشه های ارزنده و تجربه های گران قیمتی برای زندگی بهتر و شیرین تر ؛ از این کانال نصییبتان شود انشاءالله
ماهم نهایت تلاشمون رو می کنیم با مطالب مفید و ارزشمند در خدمت شما عزیزان باشیم .
🌹سپاسگزار شما خوبان 🙏
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
❤️خدایا در این چهارشنبہ درهای مهربانیت را به روی دوستان و عزیزانم بگشای
🌺 روزی حلال ، سلامتی و تندرستی و آرامش را برای همه آنها مقرر فرمای
آمیـــن یا حَیُّ یا قَیّوم 🙏
ای زنده، ای پاینده 🙏
کانال عبرت آموز و زندگی ساز:
https://eitaa.com/dastan_tanz_ebrat
🌼 راهزنان قدیم هم با امروزی ها فرق می کردند !!! √ خیلی جالب و آموزنده
👇
✍یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.آن عالم می گوید : « من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد» آن شخص گفت: « ما بدون اجازه رئیس نمی توانیم كتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم »
گفتم: « رئیس شما كجا است ». گفت: « پشت این كوه جایگاه او است » لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیس شان رفتیم، وقتی وارد شدیم دیدم كه رئیس دزدها نماز می خواند. موقعی كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت: « این عالم یك كتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازهی شما نخواستیم بدهیم » من به رئیس دزدها گفتم:
« اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ دزدی كجا؟ ». گفت: « درست است كه من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی كه هست « انسان نباید رابطهی خود را با خدا به كلّی قطع كند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلكه باید یك راه آشتی را باقی گذارد.»
حالا كه شما عالم هستید به احترام شما اموال را برمی گردانیم ». و دستور داد همین كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.پس از مدّتی كه به كربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم كه با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می كرد. وقتی كه مرا دید شناخت و گفت: « مرا می شناسی؟ »گفتم: « آری! » گفت: « چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داده و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفیق توبه و زیارت پیدا كردهام »
# كتاب پاداشها و كیفرها
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
لطیفه :
به یکی میگن : چرا سرت رو هنوز خیس نکرده شامپو میزنی؟!
میگه : اگه سواد داشته باشی روش نوشته برای موهای خشکه ! حالا فهمیدی ؟! 😳
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
طنز انتخاباتی !!! 👆
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🌹باور کنیم خدمت به مادر معجزه می کند !❤️
از ابوسعید ابوالخیر سوال کردند؟ چی باعث شد اینقدر معروف شدی ؟
ابوسعید گفت : شبی مادر از من آب خواست دقایقی طول کشید تا آب آوردم. وقتی به کنارش رفتم مادرم خوابش برده بود . دلم نیومد که بیدارش کنم تا صبح در کنارش نشستم ، مادر چشمان خویش را باز کرد وقتی کاسه ی آب را در دستان من دید پی به ماجرا برد و گفت :
پسرم امیدوارم که نامت جهان گیر شود!
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
پیشرفت ِ خانوادگی به این میگن 👇
پدرم پراید خرید ۵ میلیون تومن !
من خریدم 35 میلیون تومن !
و پسرم خرید 350 میلیون تومن !
احیانا کسی در زمینه پیشرفت خانوادگی حتی بیشتر از آنچه ما پیشرفت داشتیم نیاز به مشاوره داشته باشه با شماره زیر در خدمتیم !!! 👇
۵۰۳۵۳۵۰
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🍀 داستان آموزنده معنوی
🌹کمک گرفتن از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها
شخصی به محضر مرحوم شیخ رجب علی خیاط رفت.
و به او گفت من گرفتارم.زن ندارم.می خواهم ازدواج کنم.پول هم ندارم!
شیخ گفت:
برو شانزده دست غذا بخر و فقرا را اطعام کن،ان شاءلله مشکل تو حل خواهد شد.
شخص به جناب شیخ گفت:آخه برای خرید این شانزده دست غذا هم پول ندارم!
جناب شیخ گفت:
برو قرض کن...
شخص پولی قرض کرد و شانزده دست غذا خرید و مشکلش حل شد.
از شیخ سوال کرد دلیل اینکه شما گفتید شانزده دست غذا چه بود؟؟؟؟!
زیرا به بعضی ها می گویید به نیت پنج تن آل عبا پنج دست غذا بخر و به فقرا بده!
فرق من با آن ها چیست؟
شیخ گفت برای کار تو از حضرت ابوالفضل_علیه_السلام و حضرت زینب علیهاالسلام هم کمک گرفتم.
📚کیمیای محبت ،ص48
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🌹نکته تربیتی آموزنده👇
اگر دو عبارت :
« خسته ام » و « حالم خوب نیست »
را از زندگی خود پاک کنید نیمی از بیماری های خود را درمان کرده اید !
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ ترانه ای بسیار زیبا به رنگ عبرت
از همایون شجریان
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸 صبحی با قرآن 🌹
«توصیه های بسیارمهم ازخدای سبحان»
🍀🍀🍀
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🌼 هدیه امام حسین(ع) به میرزا تقی خان امیرکبیر
√ بسیار زیبا و عبرت آموز🌹
✍مرحوم آیت الله اراکی مرجع بزرگ مسلمانان درباره شخصیت والای میرزا تقی خان امیرکبیر فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت: نه
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!
گفتم: چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟
اوکه از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین ع حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد! آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین علیه السلام آمد و گفت : به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم. منبع : کتاب آخرین گفتارها پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇 https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🌹نکته های بسیار آموزنده 👇
🟢 انســـانهای ضعیف ؛ انتقام می گیرند.
🔴 انســـانهای قوی ؛ می بخشند .
🟠 انســــانهای فهمیده ؛ نادیده می گیرند.
« آلبرت انیشتین »
درس ها و عبرت ها :
پس سعی کنیم 👇
√ کمتر به فکر انتقام باشیم !
√
هر چهبیشتر ببخشیم ! √ خیلی چیزها را نادیده بگیریم ! 🌹تا آرامش زندگی نصیبمان شود ! 🍀 پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇 https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
لطیفه گوسفندی :
آدم قانع به این میگن !!! 👇
یه نفر ﻳﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ میاره قصاب ﺳﺮ ﺑﺒﺮﻩ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑِﺶ ﻛﻨﻰ ﺑﺮﺍ ﮐِﺒﺎﺏ، ﻗﻮﺭﻣﻪ ﻭ ﺩﻳﺰﻯ،😅
ﻛﻠﻪ ﭘﺎﭼﻪ ﺷﻢ ﺗﻤﻴﺰ ﻛﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻥ، 😅
ﺭﻭﺩﻩ ﻭ ﻣﻌﺪه ﺷﻢ ﺑﺬﺍر ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺮﺍ ﺳﯿﺮﺍﺑﯽ؛😅
ﭘﻮﺳت ﺸﻮ ﺑﺎﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﺮﻳﺎ ! 😅
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ پادَری ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﻢ،😅
ﭘﺸﻜﻼﺷﻢ ﺑﺮﺍ ﺑﺎﻏﭽﻪ لازم دارم ،😅
ﺁﺷﻐﺎﻻﺷﻢ ﺑﺮﺍ ﮔﺮﺑﻪ ام میبرم ،😅
ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﺎﺷﻢ ﺳﻮﭖ ﻣﯿ ﭙﺰﯾﻢ.😅
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻩ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ آقا میندازﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺻﺪﺍمم ﺿﺒﻂ ﮐﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﺮﺍ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ !!!!! 😂😂😂
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
مژده ! 👇 مژده ! 👇 مژده ! 👇
🍀دانش آموزان عزیزودانشجویان محترم
کانال و عزیزانی که فرزند ، برادر یا خواهر دانش آموز دارند بنده در خدمتم تا سوالات و اشکالات « درس عربی و قرآن » عزیزان را به صورت رایگان پاسخگو باشم .
✓ ثواب این کار خیر رو تقدیم می کنیم به ارواح مطهر شهدای عزیز به ویژه شهید آیت الله رئیسی ره
#عربی
#قرآن
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀 پنجشنبه است؛روز دلتنگی
🥀هـمان روزی که خوبانِ سفر کرده؛
🥀چشم انتظار عزیزانشان هستند ،
🥀دستشان از دنیا کوتاه است !
🥀و محتاج یاد کردن ما هستند.
🥀با ذکر فاتحه و صلوات ، روحشان را
یاد و شاد کنیم🥀
🍀بی تردید در یاد کرد اموات ؛
درس های عبرت
زیادینهفته است !!!! پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇 https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f
🔴 داستان آش ناصرالدین شاه
ضرب المثل شد !!!!!
🟢ناصرالدین شاه سالی یکبار آش نذری می پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می یافت تا ثواب ببرد !! رجال مملکت هم برای تهیه آش جمع می شدند و هر یک کاری انجام می دادند.
🌷خلاصه هر کس برای چاپلوسی و تقرب پیش ناصرالدین شاه مشغول کاری بود. ☘خود شاه هم بالای ایوان می نشست و قلیان میکشید و از بالا نظاره گر کارها بود.
🌺آشپزباشیِ ناصرالدین شاه در پایان کار دستور می داد به در منزل هر یک از مسئولین کاسه آشی فرستاده می شد و او باید کاسه آن را از سکه اشرفی پر می کرد و به دربار پس می فرستاد .
🌷کسانی راکه خیلی میخواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می ریختند . معلومه کسی که کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده می شد کمتر ضرر میکرد و آن که مثلا یک ظرف بزرگ آش که یک وجب روغن رویش ریخته شده دریافت میکرد حسابی بدبخت می شد چون باید سکه ی زیادی پر می کرد !
🍀به همین علت در طول سال اگر آشپزباشی با یکی از اعیان یا وزرا دعوایش می شد به او می گفت بهت حالی میکنم جهان دست کیه !
آشی برات بپزم که یک وجب روغن روش باشد!!!!!
و از اینجا این داستان ضرب المثلی شد که در تهدیدها به کار می رود .
پاسخگو و پذیرای انتقاد و پیشنهاد👇
https://eitaa.com/joinchat/1298137813C30437c096f