eitaa logo
داستان های پند آموز
28 دنبال‌کننده
0 عکس
2 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نجات پيدا كردن و بدست آوردن حافظه به بركت ملاقات با امام زمان (عليه السلام) ✅آقاى (سيّد محمّد حسين ميرباقرى) از قول عموى خويش، نقل مى كند: ايشان در جوانى مبتلا به كسالتى شدند كه در نتيجه به حواسّ پرتى دچار شده وحافظه اش كم شد. عدّه اى از شهرستان ما به قصد زيارت امام حسين (عليه السلام) بطور قاچاق حركت كردند، مادرش به آنها گفت: اين سيّد احمد ما را هم ببريد تا از سيّد الشّهداء (عليه السلام) شفا بگيرد. ✨به هر حال به كربلا رسيدند ودر مدّتى كه در كربلا بودند، اثرى از شفا پيدا نشد ومورد عنايت قرار نگرفت. قصد مراجعت به ايران مى كنند، در نزديك مرز ايران، چون جواز نداشتند مى بايست هر كدام جدا جدا جلو ماشينهاى بارى را بگيرند ويكى يكى به عنوان شاگرد راننده سوار شوند تا بتوانند از مرز عبور كنند. ✨اين شخص نيز جلو كاميونى را مى گيرد ومى گويد: مى خواهم از مرز ردّ شوم. ولى چون حواسّ جمعى نداشت، تمامى پول خود را به راننده مى دهد واو هم قبول مى كند. نزديك پاسگاهى مى رسند، راننده به دروغ مى گويد: شما پياده شو اینجا کرمانشاه است! ✨ايشان به خيال اينكه به كرمانشاه رسيده وپشت اين تپّه كرمانشاه را مى بيند، به راه مى افتد، هوا سرد وبرف به زمين نشسته بود. ناگاه مى بيند چند گرگ گرسنه از پايين تپّه بطرف بالا مى آيند، ايشان با آن حال بى اختيار صدا مى زند: (يا صاحب الزّمان!) وبه پشت مى افتد. ✨نقل میکرد: پشتم به زمين نرسيده بود كه احساس كردم بر پشت كسى سوارم، ناگاه چشمم را باز كردم وخود را در مقابل باغ سبزى ديدم. آن شخص مرا به داخل باغ برد، ناگاه چشمم به سيّد بزرگوارى افتاد كه چند نفر در خدمتشان بودند. 🌹آقا رو كردند به آنها وفرمودند: براى سيّد احمد از شربت تربت جدّم بياوريد.واين به آن خاطر بود كه به قصد شفا از امام حسين (عليه السلام) حركت كرده بودم. قدح آبى آوردند، من ديدم بسيار گوارا وخوش طعم است، تمامى قدح آب را نوشيدم. آقا فرمودند: سيّد احمد، خسته است جايش را بياندازيد، بخوابد. جايى براى من انداختند ومن استراحت كردم. ✨سحر بود كه بيدار شدم، ديدم آقا وآن جمع مشغول نماز شب هستند، چون پشتشان به من بود ومن حال نماز شب خواندن نداشتم، ناديده گرفتم وخود را به خواب زدم. 🌹ناگهان نماز آقا تمام شد، فرمودند: سيّد احمد، بيدار شده، برايش آب بياوريد وضو بگيرد. بلند شدم، وضو گرفتم ومشغول نماز شب شدم. صبح شد وصبحانه خوردم، بعد آقا فرمودند: سيّد احمد را به منزلش برسانيد. ✨همان شخص كه مرا آورده بود مرا با خود بيرون آورد وچند قدمى دور نشده بوديم اشاره كرد كه: اين منزل شماست. همان منزلى كه در كرمانشاه قرار گذاشته بوديم. 🌹او رفت، ناگاه به يادم آمد، بيابان بود وگرگ وبرف، چطور نجات پيدا كردم ومرا به اسم خواند: سيّد احمد وشربت تربت جدّم و... يقين پيدا كردم خدمت آقا امام زمان (عليه السلام) شرفياب شدم. از آن ناراحتى ضعف حافظه هم نجات پيدا كردم، وارد منزل شدم ودوستان دور من جمع ومن مشغول گريه كردن بودم وبعد برایشان تعريف كردم... 📚دفتر ثبت كرامات مسجد جمكران
داستان مظلومیت ابوذر: من علی دلم خیلی به حال ابوذر می سوزد. روزی امیرالمومنین علی علیه السلام نزد اصحاب خود فرمودند: من دلم خیلی به حال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند. اصحاب پرسیدند چطور؟ مولا فرمودند: آن شبی که به دستور خلیفه ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای خلیفه به خانه ی او رفتند. چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با خلیفه بیعت کند. ابوذر خشمگین شد و به مامورین گفت: شما دو توهین به من کردید؛ اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید. دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟ شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟ اگر تمام ثروت های دنیا را جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم. آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست. مولا گریه می کردند و می فرمودند: به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان خلیفه محکم بست. سه شبانه روز بود که او و خانواده اش هیچ نخـــورده بودند
🔹داستان فلسفه مشکلات با یک تمثیل از آیت الله حائری شیرازی🔹 فرض کنید زن زیبایی، روبهروی آینه ایستاده و سخت مبهوت تصویر خودش باشد، درحالیکه شوهرش کنار اوست و آرزو دارد که به جای آینه، کمی به او بنگرد. حال اگر شوهر سنگی بردارد و به آیینه بکوبد تا خرد شود، آیا شدت علاقه است، یا دلیل نفرت؟ یقینا شدت علاقه است. خداوند دوست دارد که انسان توجهش به غیر او جلب نشود؛ برای همین، مصائب و مشکلات را استخدام میکند تا انسان از توجه به غیر، به توجه به خدا برسد. بلاها، از شدت علاقه خداوند نسبت به انسان است.
✍زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد وسعی کرد او را منصرف کند! اما نجار تصمیمش را گرفته بود… سرانجام صاحبکار درحالی که با تأسف بااین درخواست موافقت میکرد، ازاو خواست تا بعنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.. نجار نیز چون دلش چندان به این کارراضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد وکار را تمام کرد. زمان تحویل کلید،صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد، درواقع اگر او میدانست که خودش قرار است دراین خانه ساکن شود لوازم ومصالح بهتری برای ساخت آن بکار میبرد وتمام دقت خود رامیکرد "این داستان زندگی ماست" گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هرروز میسازیم نداریم، پس در اثر یک اتفاق میفهمیم که مجبوریم درهمین ساخته ها زندگی کنیم، اما فرصتها ازدست میروند وگاهی شاید،بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نباشد.. شما نجار زندگی خود هستید و روزها،چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشوند!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌟 زیارت_عاشورا🌟 برای کسانی که گرفتاری_مالی زیارت عاشورا به نیابت از امام زمان -عجل الله فرجه- بخوانند: حاج‌سید احمد اصفهانی -رحمه الله- ما را خبر داد و برای ما نوشت: من به مسجد سهله مشرف بودم و روز جمعه در حجره نشسته بودم؛ ناگاه سید با وقاری که عمامه ای بر سر داشت بر من داخل شد، قبای فاخر و عبای قرمز پوشیده بود. به آنچه در زاویه حجره شامل کمی کتب، بعضی ظروف و فرشی بود نظری کرد و فرمود: برای حاجت دنیا تو را کفایت می کند؛ تو هر روز صبح به نیابت حضرت صاحب الزمان زیارت عاشورا می خوانی به قدر کفایت، معیشت هر ماهت را از من بگیر که اصلا به احدی محتاج نباشی. قدری پول به من داد و گفت:این کفایت یک ماه تو را می نماید. رو به در مسجد رفت و من به زمین چسبیده بودم، زبانم بند آمده بود، هر چه خواستم تکلم نمایم نتوانستم، و نتوانستم برخیزم تا سید خارج شد. همین که بیرون رفت مثل این که زنجیرهایی از آهن بر من بود که باز شد و شرح صدری پیدا کردم. برخاستم و از مسجد خارج شدم، هر چه گشتم اثری از آن آقا ندیدم. 📚العبقری الحسان صفحه ۹۶۱ تألیف: آیت الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی
برنامه جایگزین برای روزهای «قطعی اینترنت» ✍️ مصطفی امیری ▪️پیشنهاد ما این است از مطالب کانال ها، بکاپ متنی بگیرید و خودتان را برای روزهای بی‌اینترنتی آماده کنید. ▪️روش جایگزین برای اطلاع از رویدادهای آینده: بروید سراغ کتاب. یه قاعده در ذهن تان باشد: در صورت قطعی اینترنت، نویسندگان سعی می‌کنند در کتاب‌های شان، جدیدترین نظرات را بنویسند و می‌تونید ببینید و اطلاع پیدا کنید. ▪️زیرا کتاب که دیگه کاغذ است و نه اینترنت که بتونند قطع کنند. ▪️حتی اگر در جنگ فراگیر ایران و محور شیعی با اسرائیل و مارقه الروم هم اینترنت قطع نشود؛ در جنگ قدرت‌های بزرگ و بلوک شرق و غرب، بشریت و جهان برای مدتی این قطعی اینترنت را تجربه خواهد کرد. ▪️شاهد: یادتان هست یه اختلال کوچک در سیستم مایکروسافت رخ داد، کل پروازهای جهان تعطیل و مختل شد تا چه رسد به جنگ غول‌های اتمی. 🔴 «بزرگ‌ترین» قطعی تاریخ، «کوچک‌ترین» مساله بشریت در هرج الروم و جنگ جهانی ✍️ مصطفی امیری ▪️ناگهان جهان در خاموشی فرو رفت. پروازها لغو شد. بیشتر شبیه ماجرای فیلم دلهره‌آور «دنیا را به حال خودش رها کن» هالیوود بود، گویی به واقعیت تبدیل شد و بیشتر نقاط کره زمین، با خبر فروپاشی جهانی در حوزه فناوری اطلاعات از خواب بیدار شدند. ▪️از این اختلال به عنوان بزرگترین قطعی تاریخ نام برده می‌شود. زیرا شرکت‌های بیشتری را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داد. ▪️هزاران پرواز لغو شد، مردم قادر به دسترسی به بانک‌ها و استفاده از کارت‌ های خود نبودند و حتی برخی از بیماران نتوانستند به پزشک مراجعه کنند. ▪️این نمونه بسیار کوچک و مدل شبیه‌سازی شده خیلی ریز از آن سیلاب جنگ جهانی است که توسط شیاطین انسی برای نظم نوین جهانی آینده در حال طراحی است. ▪️حالا فرض کنید بشریت وارد فاز جنگ جهانی شود، چه خواهد شد؟ ▪️فقط افرادی زودتر از رخداد «هرج الروم» مطلع می‌شوند که از قبل در جریان آن سیل که آن دور دورها در حال سرازیر شدن است، می‌باشند.
داستان اینکه چرا برای اموات حمد میخوانیم؟ قیصر روم برای یکی از خلفای بنی عباس ، در ضمن نامه ای نوشت: ما در کتاب انجیل دیده ایم که هرکس از روی حقیقت، سوره ای بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام میکند ، و آن هفت حرف عبارتند از: « ث ، ج ، خ ، ز ، ش ، ظ ، ف » ما هر چه بررسی کردیم ، چنین سوره ای را در کتاب های تورات و زبور و انجیل نیافتیم ، آیا شما در کتاب آسمانی خود ، چنین سوره ای را دیده اید؟ خلیفه عباسی دانشمندان را جمع کرد، و این مسئله را با آنها در میان گذاشت، آنها از جواب آن درماندند، سرانجام این سوال را از امام هادی علیه السلام پرسیدند. 🔶آن حضرت در پاسخ فرمودند: آن سوره ، سوره « حــمد » است، که این حروف هفتگانه در آن نیست... پرسیدند: فلسفه ی نبودن این هفت حرف، در این سوره چیست؟ 🔶حضرت فرمودند: ❶ حرف «ث» اشاره به «ثبور» (هلاکت) ❷ حرف «ج» اشاره به «جحیم» (نام یکی از درکات دوزخ) ❸ حرف «خ» اشاره به «خبیث» (ناپاک) ❹ حرف «ز» اشاره به «زقوم» (غذای بسیار تلخ دوزخ) ❺ حرف «ش» اشاره به «شقاوت» (بدبختی) ❻ حرف «ظ» اشاره به «ظلمت» (تاریکی) ❼ حرف «ف» اشاره به «آفت» است ت خلیفه ، این پاسخ را برای قیصر روم نوشت. قیصر پس از دریافت نامه ، بسیار خوشحال شد ، و به اسلام گروید ، و در حالی که مسلمان بود از دنیا رفت. 📔شرح شافیه ابی فراس.مطابق نقل منتخب التواریخ ، ص 795 ‌
داستان اینکه چرا امام سجاد علیه‌السلام‌ ملقب به لقب «سجّاد» شدند⁉️ عنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَلَيْهِ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ دَفَعَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ فَرَغَ مِنْ صَلاَةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ وُفِّقَ لِإِصْلاَحٍ بَيْنَ اِثْنَيْنِ إِلاَّ سَجَدَ وَ كَانَ أَثَرُ اَلسُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ اَلسَّجَّادَ لِذَلِكَ از امام باقر(علیه‌السلام) روایت شده است که آن حضرت فرمودند: «پدرم، علی بن الحسین(علیه‌السلام) هیچ گاه نعمتی را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد و هیچ آیه ای را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد و خداوند هیچ بلایی را که از آن می‌ترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد و از هر نماز واجب که فارغ می‌شد، پس از آن سجده می‌کرد هر وقت توفیق می‌یافت که میان دو نفر اصلاح کند، برای شکر آن، سجده می‌کرد و در تمامی مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» می‌نامیدند. 📚علل الشرایع ج۱ ص۲۳۲ 👇نکته👇 کلمه «سجّاد» در عربی اسم مبالغه بر وزن فعّال است به معنای کسی که زیاد سجده می‌کند. وداستان اینکه چرا امام سجاد عليه‌السلام به «زین‌العابدين» یعني زینت عبادت‌کنندگان ملقب شدند؟ حَدَّثَنَا عِمْرَانُ بْنُ سُلَيْمٍ قَالَ: كَانَ الزُّهْرِيُّ إِذَا حَدَّثَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حَدَّثَنِي زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ وَ لِمَ تَقُولُ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ قَالَ لِأَنِّي سَمِعْتُ سَعِيدَ بْنَ الْمُسَيَّبِ يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُنَادِي مُنَادٍ أَيْنَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى وَلَدِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ يَخْطُو بَيْنَ الصُّفُوف‌ زهرى هر گاه از على بن الحسين عليهما السّلام حديثى نقل مى‌كرد: مى‌گفت: زين العابدين برايم حديث فرمود.سفيان بن عيينه به او گفت: براى چه به على بن الحسين عليهما السّلام زين العابدين مى‌گويى؟گفت: براى اين كه از سعيد بن مسيّب شنيدم كه از ابن عبّاس نقل نمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر گاه قيامت بپا شود منادى ندا مى‌كند: كجا است زين العابدين(زینت عبادت کنندگان)؟ پس گويا من به فرزندم على بن الحسين بن على بن ابى طالب مى‌نگرم و مى‌بينم كه از بين صفوف گام بر مى‌دارد و جلو حاضر مى‌شود. وَ قِيلَ كَانَ سَبَبُ لَقَبِهِ بِزَيْنِ الْعَابِدِينَ أَنَّهُ كَانَ لَيْلَةً فِي مِحْرَابِهِ قَائِماً فِي تَهَجُّدِهِ فَتَمَثَّلَ لَهُ الشَّيْطَانُ فِي صُورَةِ ثُعْبَانٍ لِيَشْغَلَهُ عَنْ عِبَادَتِهِ فَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ فَجَاءَ إِلَى إِبْهَامِ رِجْلِهِ فَالْتَقَمَهَا فَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ فَآلَمَهُ فَلَمْ يَقْطَعْ صَلَاتَهُ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهَا وَ قَدْ كَشَفَ اللَّهُ لَهُ فَعَلِمَ أَنَّهُ شَيْطَانٌ فَسَبَّهُ وَ لَطَمَهُ وَ قَالَ لَهُ اخْسَأْ يَا مَلْعُونٌ فَذَهَبَ وَ قَامَ إِلَى إِتْمَامِ وِرْدِهِ فَسُمِعَ صَوْتٌ لَا يُرَى قَائِلُهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْتَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ حَقّاً ثَلَاثاً فَظَهَرَتْ هَذِهِ الْكَلِمَةُ وَ اشْتَهَرَتْ لَقَباً لَهُ ع. مرحوم اربلي نقل مي‌کند: گفته‌ اند علت ملقب شدن به زين العابدين اين بود كه شبى در محراب عبادت شيطان بصورت اژدهائى در آمد تا امام سجاد علیه السلام را از نيايش باز بدارد ولى حضرت به او توجهى نداشت. تا اينكه خود را به حضرت نزديك كرد و انگشت پايش را در دهان گرفت توجه نكرد گاز گرفت كه رنجيده شد ولى نمازش را قطع نكرد پس از پايان نماز خداوند پرده از كار او برداشت امام عليه السلام فهميد شيطان است او را دشنام داده با دست بر چهره‌اش نواخت و فرمود دور شو ملعون. شيطان رفت. امام عليه السلام عبادت خويش را ادامه داد، در اين هنگام صدائى را شنيد كه صاحب صدا ديده نميشد سه مرتبه گفت تو زين العابدينى(زینت عبادت کنندگان». اين لقب براى آن جناب مشهور شد. 📚: منابع: 1: علل الشرائع، ج‌1، ص: 230 2: کشف الغمة ج 2ص74