eitaa logo
داستان های پند آموز
28 دنبال‌کننده
0 عکس
2 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان اینکه چرا برای اموات حمد میخوانیم؟ قیصر روم برای یکی از خلفای بنی عباس ، در ضمن نامه ای نوشت: ما در کتاب انجیل دیده ایم که هرکس از روی حقیقت، سوره ای بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام میکند ، و آن هفت حرف عبارتند از: « ث ، ج ، خ ، ز ، ش ، ظ ، ف » ما هر چه بررسی کردیم ، چنین سوره ای را در کتاب های تورات و زبور و انجیل نیافتیم ، آیا شما در کتاب آسمانی خود ، چنین سوره ای را دیده اید؟ خلیفه عباسی دانشمندان را جمع کرد، و این مسئله را با آنها در میان گذاشت، آنها از جواب آن درماندند، سرانجام این سوال را از امام هادی علیه السلام پرسیدند. 🔶آن حضرت در پاسخ فرمودند: آن سوره ، سوره « حــمد » است، که این حروف هفتگانه در آن نیست... پرسیدند: فلسفه ی نبودن این هفت حرف، در این سوره چیست؟ 🔶حضرت فرمودند: ❶ حرف «ث» اشاره به «ثبور» (هلاکت) ❷ حرف «ج» اشاره به «جحیم» (نام یکی از درکات دوزخ) ❸ حرف «خ» اشاره به «خبیث» (ناپاک) ❹ حرف «ز» اشاره به «زقوم» (غذای بسیار تلخ دوزخ) ❺ حرف «ش» اشاره به «شقاوت» (بدبختی) ❻ حرف «ظ» اشاره به «ظلمت» (تاریکی) ❼ حرف «ف» اشاره به «آفت» است ت خلیفه ، این پاسخ را برای قیصر روم نوشت. قیصر پس از دریافت نامه ، بسیار خوشحال شد ، و به اسلام گروید ، و در حالی که مسلمان بود از دنیا رفت. 📔شرح شافیه ابی فراس.مطابق نقل منتخب التواریخ ، ص 795 ‌
داستان اینکه چرا امام سجاد علیه‌السلام‌ ملقب به لقب «سجّاد» شدند⁉️ عنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَلَيْهِ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ دَفَعَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ فَرَغَ مِنْ صَلاَةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ وُفِّقَ لِإِصْلاَحٍ بَيْنَ اِثْنَيْنِ إِلاَّ سَجَدَ وَ كَانَ أَثَرُ اَلسُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ اَلسَّجَّادَ لِذَلِكَ از امام باقر(علیه‌السلام) روایت شده است که آن حضرت فرمودند: «پدرم، علی بن الحسین(علیه‌السلام) هیچ گاه نعمتی را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد و هیچ آیه ای را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد و خداوند هیچ بلایی را که از آن می‌ترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد و از هر نماز واجب که فارغ می‌شد، پس از آن سجده می‌کرد هر وقت توفیق می‌یافت که میان دو نفر اصلاح کند، برای شکر آن، سجده می‌کرد و در تمامی مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» می‌نامیدند. 📚علل الشرایع ج۱ ص۲۳۲ 👇نکته👇 کلمه «سجّاد» در عربی اسم مبالغه بر وزن فعّال است به معنای کسی که زیاد سجده می‌کند. وداستان اینکه چرا امام سجاد عليه‌السلام به «زین‌العابدين» یعني زینت عبادت‌کنندگان ملقب شدند؟ حَدَّثَنَا عِمْرَانُ بْنُ سُلَيْمٍ قَالَ: كَانَ الزُّهْرِيُّ إِذَا حَدَّثَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حَدَّثَنِي زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ وَ لِمَ تَقُولُ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ قَالَ لِأَنِّي سَمِعْتُ سَعِيدَ بْنَ الْمُسَيَّبِ يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُنَادِي مُنَادٍ أَيْنَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى وَلَدِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ يَخْطُو بَيْنَ الصُّفُوف‌ زهرى هر گاه از على بن الحسين عليهما السّلام حديثى نقل مى‌كرد: مى‌گفت: زين العابدين برايم حديث فرمود.سفيان بن عيينه به او گفت: براى چه به على بن الحسين عليهما السّلام زين العابدين مى‌گويى؟گفت: براى اين كه از سعيد بن مسيّب شنيدم كه از ابن عبّاس نقل نمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر گاه قيامت بپا شود منادى ندا مى‌كند: كجا است زين العابدين(زینت عبادت کنندگان)؟ پس گويا من به فرزندم على بن الحسين بن على بن ابى طالب مى‌نگرم و مى‌بينم كه از بين صفوف گام بر مى‌دارد و جلو حاضر مى‌شود. وَ قِيلَ كَانَ سَبَبُ لَقَبِهِ بِزَيْنِ الْعَابِدِينَ أَنَّهُ كَانَ لَيْلَةً فِي مِحْرَابِهِ قَائِماً فِي تَهَجُّدِهِ فَتَمَثَّلَ لَهُ الشَّيْطَانُ فِي صُورَةِ ثُعْبَانٍ لِيَشْغَلَهُ عَنْ عِبَادَتِهِ فَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ فَجَاءَ إِلَى إِبْهَامِ رِجْلِهِ فَالْتَقَمَهَا فَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ فَآلَمَهُ فَلَمْ يَقْطَعْ صَلَاتَهُ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهَا وَ قَدْ كَشَفَ اللَّهُ لَهُ فَعَلِمَ أَنَّهُ شَيْطَانٌ فَسَبَّهُ وَ لَطَمَهُ وَ قَالَ لَهُ اخْسَأْ يَا مَلْعُونٌ فَذَهَبَ وَ قَامَ إِلَى إِتْمَامِ وِرْدِهِ فَسُمِعَ صَوْتٌ لَا يُرَى قَائِلُهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْتَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ حَقّاً ثَلَاثاً فَظَهَرَتْ هَذِهِ الْكَلِمَةُ وَ اشْتَهَرَتْ لَقَباً لَهُ ع. مرحوم اربلي نقل مي‌کند: گفته‌ اند علت ملقب شدن به زين العابدين اين بود كه شبى در محراب عبادت شيطان بصورت اژدهائى در آمد تا امام سجاد علیه السلام را از نيايش باز بدارد ولى حضرت به او توجهى نداشت. تا اينكه خود را به حضرت نزديك كرد و انگشت پايش را در دهان گرفت توجه نكرد گاز گرفت كه رنجيده شد ولى نمازش را قطع نكرد پس از پايان نماز خداوند پرده از كار او برداشت امام عليه السلام فهميد شيطان است او را دشنام داده با دست بر چهره‌اش نواخت و فرمود دور شو ملعون. شيطان رفت. امام عليه السلام عبادت خويش را ادامه داد، در اين هنگام صدائى را شنيد كه صاحب صدا ديده نميشد سه مرتبه گفت تو زين العابدينى(زینت عبادت کنندگان». اين لقب براى آن جناب مشهور شد. 📚: منابع: 1: علل الشرائع، ج‌1، ص: 230 2: کشف الغمة ج 2ص74
به مناسبت سالروز ارتحال آیة الحقّ‌ حاج میرزا علی آقا قاضی طباطبایی قدّس‌الله‌سرّه آقا سید روح‌الله وارد مجلس درس سیدعلی قاضی شد و همانجا دم در اتاق دو زانو نشست. آنها که آقای خمینی را می‌شناختند از حضور ناگهانی‌اش در آن مجلس شگفت‌زده شده بودند. همه منتظر بودند گفتگو در بگیرد اما بیش از یکساعت همه در سکوت فرو رفته بودند. آقا روح‌الله و آقا سیدعلی در تمام مدت سرشان را پایین انداخته و گویی منتظر چیزی بودند. من به چشم‌های استاد نگاه کردم. ایشان ناگاه سر بلند کردند و به من گفتند: «برخیز و آن کتاب را بردار! » پیش از آنکه بپرسم کدام کتاب؟ بی اختیار برخاستم و دستانم گویی از کسی دیگر فرمان می‌گیرند به سویی رفتند و کتابی را از میان انبوه کتاب‌ها بیرون کشیدند. من کتابخانه استاد را با جزئیات می‌شناختم. بعضی از کتابها را صدبار یا بیشتر به امر استاد آورده بودم و مجدد در کتابخانه گذاشته بودم. اما این‌بار دست‌هایم کتابی را بیرون کشیده بود که تا آنروز ندیده بودم. گویی کتابی از عالمی دیگر در میان دست‌هایم ظاهر شده بود. - کتاب را باز کن. دست‌ها و انگشتهایم همچنان به فرمان استاد بود. صفحه‌ای از کتاب باز شد. متن آن صفحه فارسی بود و من تا آن زمان کتابی به زبان فارسی در کتابخانه استاد ندیده بودم. استاد بار دیگر به سخن آمد: «حکایت را بخوان!» + «در مملکتی پادشاهی حکومت می‌کرد. فسق و فجور و معصیت پادشاه و خاندانش، مملکت را به تباهی و فساد کشانید. مردی روحانی و الهی علیه آن شاه قیام کرد. شاه آن عالم دینی را دستگیر و پس از زندان او را به یکی از ممالک مجاور تبعید کرد. پادشاه بار دیگر او را به مملکت دیگری که اعتاب مقدسه در آن بودند تبعید کرد. پس از سالها اراده خداوند بر این قرار گرفت که این عالم به مملکت خود وارد شد و آن پادشاه فرار کرد و مرگ او در خارج از مملکت خود فرا رسید. زمام آن مملکت به دست آن عالم جلیل‌القدر افتاد..» - کافی است... کتاب را به جای خود برگردانید. 🔺️(برگرفته از خاطره مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی؛ وصی مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی)
داستان این روزهای امریکا است که امدنش باخودشه رفتنش باعبود: درآبادان🙈 دزدی وارد خانه‌ی پیر‌زنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه. پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت: ننه نشان میده شما جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی می‌کنی آن وسایل سنگین ول کن بیا این النگوهای طلا رو به شما بدم فقط قبل از همه چیز، خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن. دزد گفت: خوب چی خواب دیدی؟ پیرزن گفت: خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون آوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا میکردم: عبووووووووود عبووووووووود ، کمک، کمک. عبووووووووود عبووووووووود کمک پسرش عبود از خواب بیدار شد و مثل موشک از طبقه بالا آمد پایین و دزد رو گرفت و شروع کرد به زدن او. پیرزن به پسرش گفت: ننه بسه دیگه نزنش. دزد گفت: بذار بزنه، آخه منه پدرسگ برای دزدی آمدم یا تعبیر خواب؟ 😂😂😂حالا حکایت امریکا است امدنش باخودشه رفتنش باعبود😂😂😂😂🙈