وای از چه لحظه؟
-وای از آن لحظه که با یادِ نگاهی ناگاه
وسطِ خنده به چشمان کسی نَم برسد . . .
ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮقی ﻫﺴﺖ؟
ﻭقتی ﺍﺯ ﻋﺸﻖ نصیبی ﻧﺒﺮی ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ
تو را من دوست میدارم
نگاهت گرچه اینجا نیست
تو را من دوست میدارم
غزل گرچه مهیا نیست
اهمیتی نداره چقدر زیبا و کامل باشی ، تا زمانی که کنار آدم اشتباهی بایستی ، همیشه کم خواهی بود ..
محبوبِ من!
هوس جنگ دگر برای چیست؟
خبر نداری مگر!
وجب به وجبِ سرزمین خیالم؛
منطقه ی اِشغالی توست.