یک حرفی میخوام بزنم شبیهِ نصیحت. [شما نکته برای زندگی و ارتباط با آدمها برداشت کنید.] هیچوقت آدمهارو مقابل خودشون شرمنده نکنید. یعنی درموقعیتی قرار ندین که شرمندهیِ خودشون بشن و سرشون توو داستانِ زندگی خودشون خم باشه. کارِ خوبی نیست. من حتی دیدم که اونطرف نتونست دیگه به زندگی برگرده چون از خودش ناامید و بی اعتماد شد. شاید یکیو اذیت کنی، طرف بعد مدت ها ببخشه. ولی توو این موقعیت اگه شما باعث و بانی شرمنده شدنِ خودش در مقابلِ خودش بشی، هیچوقت نمیبخشه. خودشم اگه ببخشه، قلب و روح و عزت نفسش نخواهد بخشید.
دمتون گرم..
مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا" نیست
حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست
ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست
در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست...
وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمی
آنقدر هایی که خودش میگفت تنها نیست...
نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها
نفرین به من، نفرین به تصویری که زیبا نیست
از بی تفاوت بودنم هم درد می بارد
یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست
تنهاییِ گنجشک باران خورده ایی هستم
که در خیابان هم برایش ذرهای جا نیست
عاشق که باشی تازه می فهمی که گاهی مرگ
چیزی به جز دل کندن از دلبستگی ها نیست
دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است، اما نیست...