من میخواهم در غار خود حبس شوم. اتاقم همراه با یک لیوان چای و کتاب و چراغِ نارنجی.*
شاید زندگی خیلی وقتا پوچ و به نظر بیاد، ولی هنوز چیزایی هست که دلم میخواد بهشون برسم؛ میترسم یه روز این شوقو از دست بدم و دیگه هیچ چیزی برام مهم نباشه، واسه همین نمیخوام نسبت به این حس بیتفاوت باشم.