eitaa logo
دبخند
770.9هزار دنبال‌کننده
27هزار عکس
30.4هزار ویدیو
71 فایل
🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/Q17W.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی هست به نام وجدان؛ که می‌توانی به‌ آسانی با یک گلوله خلاصش کنی و برای همیشه از شرّ حضورِ تُرش‌ رویانه‌اش راحت شوی. اما در این حال، دیگر هیچ گاه عطرِ شادیِ خالص را استشمام نخواهی کرد؛ و صافی کمرنگ اما عمیقِ آرامش، بر زندگیت جای نخواهد گرفت. 📚یک عاشقانه آرام ✍️نادر ابراهیمی 🏴 @de_bekhand 🏴
♦️آرزو 🔹از قدیم رسم بود، که اگر ستاره دنباله دار دیدی آرزو کنی… اگر قاصدک دیدی آرزو کنی… ستاره رد می شود، قاصدک را هم باد می برد... قدیمی ها خیلی چیزها را خوب می دانستند… می دانستند که آرزو ماندنی نیست، می دانستند نباید آرزو به دل ماند، آرزو را باید فوت کرد، رها کرد به حال خودش، آرزو را روی دل هایتان نگذارید، نباید راکد بمانند. آرزوهایتان را بدهید دست باد، آنها باید جاری باشند تا برآورده شوند… 🏴 @de_bekhand 🏴
هدایت شده از حاج ابوذر بیوکافی
Abozar Biukafi - Navahang - Mamnonam Imam Hosein.mp3
9.68M
🔉 | ممنونم امام حسین 🎙 با نوای 🔸ویژه فرارسیدن محرم الحرام ۱۴۴۶ 🎬 تنظیم: علی افسری 🎵 نسخۀ 🖌 متن شعر ✨ 🇮🇷 صفحۀرسمی‌حاج‌ابوذربیوکافی ▫️ AbozarBiukafi_ir
🔴اعمال شب و روز اول محرم 🔹شب اوّل سيّد در اقبال براى اين شب چند نماز ذكر فرموده : اوّل : صد ركعت در هر ركعت حمد و توحيد بخواند . دوّم : دو ركعت در ركعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و يس . سوّم : دو ركعت در هر ركعت حمد و يازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه هر كه در اين شب اين دو ركعت نماز را بجا آورد و صبحش را كه اوّل سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مُداومت به خير كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود . واگر ممكن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن . 🔸بدانكه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است : اوّل : روزه است و در روايت رَيّان بن شبيب از حضرت امام رضاعليه السلام مرويست كه هر كه در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب كند چنانكه دعاى زكريّا را مستجاب نمود . دوم : از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله روز اوّل محرم دو ركعت نماز مى كرد.(به مفاتیح الجنان مراجعه شود) برای ظهور کار کنیم... 🏴 @de_bekhand 🏴
⚡️ بوی پیراهن خونین کسی می آید 🛑اول محرم، آغاز سال هجری قمری و ماه غم و اندوه اهل بیت و شیعیان است؛ ماه شهادت و دلاوری‌های امام حسین علیه السلام و یارانش و روز شروع مجالس سوگواری حضرت اباعبدالله علیه السلام . ♦️امام رضا علیه السلام فرمودند: "هنگامی که ماه محرم فرا می‌رسید، کسی پدرم را خندان نمی‌دید و همواره محزون و غمگین بود، تا روز عاشورا؛ آن روز روزِ مصیبت و حزن و اندوه و گریه پدرم بود . 🏴 @de_bekhand 🏴
🔸خواص عاشورایی: عبیدالله بن حرّ جعفی 🔹در روز اول محرم، امام حسین ع سپاه خویش به منزل «قصر بنی مقاتل» رسید. در این منزل، امام حسین ع «عبیدالله بن حرّ جعفی» را به یاری طلبید، اما او نپذیرفت. عبیدالله بن حرّ گفت: "ای فرزند رسول خدا، اگر در کوفه یارانی داشتی که تو را یاری می‌کردند، من مقاوم‌ترینشان بودم. اما دیدم که پیروانت از ترس بنی‌امیه به خانه‌ها پناه بردند. من نمی‌توانم این خواهش را بپذیرم، ولی اسب و شمشیرم را به تو می‌دهم." ▪️امام حسین ع فرمود: ما برای اسب و شمشیرت نیامده‌ایم، بلکه برای یاری تو آمده‌ایم. اگر از جان‌دادن در راه ما دریغ می‌ورزی، به مالت نیازی نداریم. من از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود: 'هر کس فریاد استغاثه اهل بیت مرا بشنود و به یاریشان نشتابد، خداوند او را به رو در آتش دوزخ اندازد. ✅رویکرد امام حسین ع نشان میدهد که با هر کس در این مسیر روبرو می‌شود با او اتمام حجت می‌کند و مؤمنان راستین را با خود همراه می‌سازد تا در کارزار عاشورا شهد شیرین شهادت را بنوشند و با خون‌های پاک خود نهال اسلام را آبیاری کنند. 🏴 @de_bekhand 🏴
آرامش یعنی درمیان صدها مشکل خیالت هم نباشد لبخند بزنی چون میدانی خدایی داری که هوایت را دارد.. امروزتون پر از الطاف خداوندی 🏴 @de_bekhand 🏴
سلام یه سوالی داشتم و اونم این بود که اگه روزای اول محرم سیاه‌ نپوشیم گناهه؟ یا اینم مثل قضیه خنده است ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ ✍سلام نه خندیدن ایراد دارد نه مشکی نپوشیدن. یک مساله اخلاقی است و نگهداشتن حرمت. کسی که عزیزش بمیرد شادی نمی کند، پیراهن رنگی نمی پوشد. امام حسین علیه السلام عزیزترین کس ماست
آدم که حتما نباید بره دریا تا غرق بشه. حتما که نباید وسط حجم عمیقی از آب دریا باشه که احساس خفگی کنه. گاهی وقتا آدم وسط موزاییک نیم‌ متری هم غرق میشه. توو برگ‌‌های یه کتاب چند صفحه‌‌ای حس خفگی بهش دست میده. میونِ چند تا عکس رنگی توی گالری. میونِ آهنگ خوش اون‌ روزها. توی گردنبند طرحِ عقرب. حتی وسط پاستای خوشرنگ کافه‌ی میدون شهرداری. می‌دونی که چی می‌گم؟ گاهی وقتا خاطره‌ها خیلی عمیق‌تر از آب‌هایِ توی دریان. راحت‌تر خفت می‌کنن. 🏴 @de_bekhand 🏴
بعد از نمایش یک فیلم ایرانی، با دوستان خارجی نشسته بودیم به گفتگو يكيشان پرسيد: آن پسرک سر چهار راه چه می‌فروخت؟ مواد مخدر بود يا... من پاسخ دادم فال می‌فروخت پرسيد فال چيه؟ گفتم شعر، شعرهای شاعر بزرگمان حافظ با هيجان گفت: يعنی شما از كشوری می‌آييد كه در خيابان‌هايش شعر می‌فروشند و مردم عادی پول می‌دهند و شعر می‌خرند؟؟!! می‌رفت سر ميزهای مختلف و با شگفتی اين را به همه می‌گفت! و اين يعنی زاويه‌ی ديد؛ يكی سياهی می‌بيند و یکی زیبایی 🏴 @de_bekhand 🏴
روزی انشتین در امریکا با قطار در حال مسافرت بوده که مامور قطار برای دیدن بلیط سر می رسد اما اینشتین هر چه که می گردد بلیط را پیدا نمی کند. مامور که این وضع را می بیند، می گوید "حضرت استاد! کیست که شما را نشناسد و یا شک کند شما بلیط نگرفته اید. نیازی به نشان دادن بلیط نیست" و از کوپه او دور می شود. اینشتین سری به نشانه تشکر تکان می دهد. مامور بعد از تمام کردن کوپه های دیگر این واگن، نگاهی به عقب می اندازد و متوجه می شود اینشتین همچنان در حال گشتن است. برمی گردد و می گوید: "پروفسور اینشتین! گفتم که شما را می شناسم و نیازی به بلیط نیست، چرا باز هم نگرانید؟" اینشتین جواب می دهد: "اینهایی که گفتی خودم هم می دانم، دنبال بلیط هستم ببینم به کجا دارم می روم!" 🏴 @de_bekhand 🏴
وقتى که حاتم طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او را بگیرد. حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت. هر کس از هر درى که مى‌خواست وارد مى‌شد و از او چیزى طلب مى‌کرد و حاتم به او عطا مى‌کرد. برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم‌بخشى کند! مادرش گفت: تو نمى‌توانى جاى برادرت را بگیرى، بیهوده خود را به زحمت مینداز...!! برادر حاتم توجه نکرد. مادرش براى اثبات حرفش، لباس کهنه‌اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست. وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چیزى خواست. برادر حاتم با اکراه به او چیزى داد. چون مادرش این بار از در سوم بازآمد و چیزى طلب کرد، برادر حاتم با عصبانیت و فریاد گفت: تو دوبار گرفتى و باز هم مى‌خواهى؟ عجب گداى پررویى هستى! مادرش چهرهٔ خود را آشکار کرد و گفت: نگفتم تو لایق این کارنیستى؟ من یک روز هفتاد بار از برادرت به همین شکل چیزى خواستم و او هر بار مرا رد نکرد. 🏴 @de_bekhand 🏴