eitaa logo
مشاوره فلسفی|زینب امیری| کافه‌مرگ
2.5هزار دنبال‌کننده
218 عکس
58 ویدیو
1 فایل
📚فوق‌دکتری دانشگاه تهران(مشاوره فلسفی، اضطراب مرگ)، دکتری فلسفه، سرتیفیکت مشاوره‌‌فلسفی از آمریکا، سرتیفیکت نوروبیولوژی بیماری‌های روانی و تاریخ نوروساینس‌از دانشگاه علوم پزشکی،اولین بار در ایران مشاوره‌‌فلسفی، کوتراپی با درمانگر بالینی @AdminCafe9
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃مشاوره فلسفی | کوتراپی | خدمات تخصصی فرارشته‌ای من زینب امیری هستم پژوهشگر فوق‌دکتری از دانشگاه تهران و مدرس دانشگاه تهران و همراه شما در مسیر فهم عمیق‌تر رنج، معنا و تحول درونی 🍃 وقتی هیچ جوابی قانع‌کننده نیست مرز روان‌شناسی و فلسفه رو امتحان کن… 🍃 💠 مشاوره فلسفی 💠 کوتراپی تخصصی بالینی 💠 خدمات علمی و تخصصی در حوزه روان‌شناسی و فلسفه اگر آماده‌ای از سطح عبور کنی و به عمق برسی، همین حالا به جمع ما بپیوند👇 ایتا بله تلگرام https://t.me/PhilosophicalCounseling ┗━━ °• ✿💠❀💠❀💠✿ °•━━┛
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀تقدیم به یکی از مراجعانم نمی‌دونم الان چی بگم که تسکین رنجت باشه گاهی هیچ جمله‌ای توان کم کردن از سنگينی درد رو نداره گاهی کلمات کنار رنج‌های بزرگ کوچیک میشن نمیخوام عجولانه آرومت کنم، نمیخوام بهت بگم قوی باش چون گاهی قوی‌بودن خودش بار اضافه‌س رو شونه‌ای که همین حالا از سنگینی روزگار خميده شده فقط میخوام آروم در گوشت زمزمه کنم تو هنوز خودت رو داری ... حتی اگه خسته‌ای... حتی اگه فروریختی... حتی اگه جواب هیچ پرسشی رو نمیدونی... حتی اگه هستی برات دیرزمانیه که بی‌معنا، بی‌رحم و بی‌پاسخ به نظر میرسه گاهی پذیرش وجودت خودش نجاته تکیه کردن به خودت درسته ازون نجات‌های پرهیاهو نیست، ازون معجزه‌های ناگهانی نیست و شاید الان بیشتر شبیه یه نور کم‌جون باشه تو یه گوشه‌ی تاریک اما یه تپش بی‌وقفه‌ی بودنه در وسط اون‌همه نیستی و تاریکی‌ای که توش گیر کردی و این همون پیوند سرمد میان تو و هستی توست؛ پناهگاهی درون خودت که هرگز، حتی در تاریک‌ترین لحظات تنهایی هم، تو رو رها نمی‌کنه ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀چالش‌های درمان گرفتن؛ از کجا شروع کنیم و کجا گیر نکنیم؟ وقتی تازه وارد مسیر روان‌شناسی میشی، چه دانشجوی این حوزه باشی، چه کسی که برای درمان قدم به این مسیر گذاشته، در حقیقت وارد راهی میشی که باید با صبوری و آگاهی طی بشه این مسیر، مسیر نیمه‌کاره رها کردن نیست. چون اگه در میونه‌ی راه متوقف بشی، ممکنه نه‌تنها آروم‌تر نشی، بلکه با انبوهی از آگاهی‌های نیمه‌تمام، خشم‌های تازه، زخم‌های بازشده و پرسش‌های بی‌پاسخ، حال آشفته‌تری رو تجربه کنی روان‌شناسی اگه عمیق فهمیده بشه، فقط ابزار شناخت درد نیست؛ راهیه برای عبور از سرزنش، رسیدن به فهم، و در نهایت پذیرفتن مسئولیت زندگی. می‌خوام از سه ساحت مهم در این مسیر بگم، سه مرحله‌ای که اگه درست طی بشن، می‌تونن انسان رو از تکرار گذشته به آفرینش آگاهانه‌ی آینده برسونن نخست: دیدن زخم‌ها دوم: فهمیدن ریشه‌ها سوم: بر عهده گرفتن مسئولیت خویشتن ادامه دارد… ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀چالش‌های درمان گرفتن؛ از کجا شروع کنیم و کجا گیر نکنیم؟ گفتیم مسیر درمان و خودآگاهی، مسیری نیست که بشه فقط تا نیمه رفت و بعد رهاش کرد. چون روان وقتی شروع می‌کنه به دیدن، دیگه نمی‌تونه کاملا به نادیدن سابق برگرده اما مسئله اینه که خیلی‌ها وقتی وارد روان‌شناسی یا درمان میشن، فکر می‌کنن قراره فقط حالشون بهتر بشه؛ در حالی که درمان، قبل از آروم کردن، گاهی آدم رو با حقیقت‌هایی روبه‌رو می‌کنه که سال‌ها از دیدنشون فرار کرده درمان، همیشه با آرامش شروع نمیشه؛ گاهی با آشفتگی شروع میشه، با گریه، با خشم، با یادآوری، با فهمیدن چیزایی که قبلا اسمشون رو نمی‌دونستی اما سال‌ها با اثرشون زندگی کرده بودی ادامه دارد… ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀چالش‌های درمان گرفتن؛ از کجا شروع کنیم و کجا گیر نکنیم؟ ... برای همین باید بدونیم این مسیر سه ساحت مهم داره: نخست: دیدن زخم‌ها در آغاز، آدم کم‌کم می‌فهمه بسیاری از واکنش‌هاش، انتخاب‌هاش، ترس‌هاش، وابستگی‌هاش، قهرهاش، سکوت‌هاش و حتی شکل عشق‌ورزیدنش، بی‌ریشه نبوده می‌فهمه بعضی دردها از امروز شروع نشده؛ فقط امروز خودشون رو نشون دادن در این مرحله، ممکنه آدم نسبت به گذشته، خانواده، رابطه‌ها یا حتی خودش خشمگین بشه ممکنه بگه: چرا این‌طور با من رفتار شد؟ چرا کسی من رو ندید؟ چرا من همیشه باید قوی می‌بودم؟ چرا نیازهای من جدی گرفته نشد؟ این خشم، اگه درست فهمیده بشه، الزاما چیز بدی نیست گاهی خشم، اولین نشانه‌ی بیدار شدن بخشی از وجود ماست که سال‌ها خاموش مونده بود اما خطر اینجاست که آدم در همین مرحله متوقف بشه؛ فقط زخم‌ها رو ببینه، فقط مقصرها رو بشماره، فقط گذشته رو محاکمه کنه، و فکر کنه آگاهی یعنی همین... ادامه دارد… ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀چالش‌های درمان گرفتن؛ از کجا شروع کنیم و کجا گیر نکنیم؟ دوم: فهمیدن ریشه‌ها در ساحت دوم، از سطح سرزنش کمی عمیق‌تر میریم، اینجا قرار نیست رنجی که کشیدیم انکار بشه؛ قرار نیست به خودمون بگیم: «خب حتما حقم بوده» یا «باید همه رو ببخشم» یا «گذشته گذشته، ولش کن». نه... فهمیدن ریشه‌ها یعنی دیدن پیچیدگی انسان. یعنی بفهمیم پدر و مادر من هم فقط «پدر و مادر من» نبودند، بلکه خودشون هم انسان‌هایی بودند با کودکی‌های نادیده، زخم‌های حل‌نشده، ترس‌ها، محدودیت‌ها، ناآگاهی‌ها و محرومیت‌های عاطفی این فهم، به معنای تبرئه کردن نیست یا به معنای پاک کردن درد نیست، به معنای این نیست که هرچه بر من گذشته، درست بوده بلکه یعنی من کم‌کم از جایگاه قربانی صرف بیرون بیام و جهان رو پیچیده‌تر ببینم اینجاست که انسان به جای اینکه فقط بپرسه چه کسی باعث شد من این‌طور بشم؟ کم‌کم می‌پرسه: حالا که اینو فهمیدم، با زندگیم چی کار میخوان بکنم؟ و این پرسش، دروازه‌ی ساحت سومه ادامه دارد… ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀چالش‌های درمان گرفتن؛ از کجا شروع کنیم و کجا گیر نکنیم؟ سوم: بر عهده گرفتن مسئولیت خویشتن این سخت‌ترین و بالغ‌ترین بخش مسیره چون در این مرحله، آدم باید قبول کنه که شاید گذشته رو انتخاب نکرده اما ادامه دادن همون الگوها، همون رابطه‌ها، همون ترس‌ها، همون واکنش‌ها و همون شکل زیستن دیگه فقط به گذشته مربوط نیست اینجا درمان، انسان رو به مسئولیت دعوت میکنه نه مسئولیت تقصیرها بلکه مسئولیت ادامه ندادن زخم‌ها یعنی بپذیرم ممکنه کودکی من پر از کمبود بوده اما بزرگسالی من نباید فقط تکرار همون کمبودها باشه ممکنه کسی منو ندیده باشه اما من امروز می‌تونم یاد بگیرم خودم رو ببینم ممکنه به من عشق سالم یاد نداده باشن اما من می‌تونم آروم‌آروم شکل‌های سالم‌تری از دوست داشتن و دوست داشته شدن رو تمرین کنم ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀سکوت وجودی‌ترین ابزار اتاق درمان گاهی برای درمان نباید دنبال تکنیک‌های کلامی باشیم گاهی در ساکت ماندن و شنیدن سکوت دیگری درمان جان می‌گیرد در این سکوت مراجع رنجش را فقط تحمل نمی‌کند بلکه آن را «حمل» می‌کند و درمانگر همچون قابله‌ای می‌ایستد تا درد این حمل شروع شود و این زایمان درونی در حضور درمانگر اتفاق بیفتد به همین خاطر قابله بودن از مفاهیم مهم فلسفی در درمان است در این زایمان نگرشی جدید به جهان متولد می‌شود که در آن درمان پیش از آنگه گفتگو درمانی باشد «شنیدن مامایی‌وار» است فرایندی که سکوت دردناک مراجع به کلامی رهایی‌بخش تبدیل می‌شود. ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀درمانگرم همون بلایی رو سرم آورد که توی زندگی دارم ازش ضربه میخورم! تا حالا شده تو اتاق درمان، حس کنی درمانگرت دقیقا همون نقشی رو داره بازی می‌کنه که ازش فراری هستی؟ همون قضاوت‌ها، همون بی‌توجهی‌ها، یا همون سخت‌گیری‌ها که سال‌هاست داری در روابطت تجربه‌ش می‌کنی؟ اگر چنین حسی داشتی، اول از همه بدون: مشکل از تو نیست و درمانگرت هم لزوما فرد بدی نیست در اصطلاح تخصصی به این پدیده میگیم «تحقق‌بخشی» (Enactment). یعنی شما، به شکلی کاملا ناخودآگاه، درمانگر را به «رقص» در سناریوی قدیمی‌تون دعوت می‌کنید و درمانگر بی‌آنکه بخواد بخشی از این سناریو میشه و همون نقش والد منتقد یا قضاوت‌گر بی‌رحم رو ایفا میکنه و آسیب دقیقا در اتاق درمان بازسازی میشه دلیلش اینه ما انسان‌ها تمایل داریم الگوهای آسیب‌زای گذشته‌مون رو با آدم‌های جدید بازتولید کنیم، شاید چون در اعماق وجودمون امید داریم این‌بار که در حضور کس دیگه‌ای دارم بازیش میکنم شاید پایان داستانم متفاوت بشه اما نکته‌ی طلایی اینجاست: این نه لزوما خطای درمانگره و نه شکست درمان، بلکه «قلب درمان» میتونه باشه اگه درمانگر بتونه آگاهانه فضا رو مدیریت کنه ادامه دارد.... ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ 🌀درمانگرم همون بلایی رو سرم آورد که توی زندگی دارم ازش ضربه میخورم! وقتی در اتاق درمان این اتفاق می‌افته، ما از فضای حرف زدن درباره‌ی رنج، وارد فضایی میشیم که رنج‌های زندگیمون رو زنده با درمانگر تجربه می‌کنیم. اینجا مراجع و درمانگر در یک «رقص ناخودآگاه» گیر افتادن تا چیزی رو بازسازی کنن که سال‌هاست در درون مراجع تثبیت شده. اینجا دیگه از قضاوت‌گری یا تنبیه یا طرد و ... حرف نمی‌زنیم داریم با درمانگر زنده تجربه‌ش میکنیم اگه درمانگر بتونه این «لحظه‌ی تکرار» رو شناسایی کنه و بفهمه در این نقش فرورفته، اون وقته که درمان به‌معنای واقعی آغاز میشه. در این نقطه، درمانگر به جای دفاع یا ادامه‌ی اون نقش مخرب، عقب می‌ایسته و با همدلی می‌پرسه: «آیا متوجه شدی که انگار همین لحظه، من هم دارم همونطوری با تو رفتار می‌کنم که دیگران در زندگیت با تو رفتار کردن؟» این بازگشت به آگاهی، همون جاییه که زنجیره‌ی تکرار می‌شکنه. اگه در اتاق درمان چنین حسی داشتین، پنهانش نکنین و به زبون بیاریدش و اجازه بدین زنجیره‌ی تکرار زخم برای همیشه شکسته بشه اون لحظه، امن‌ترین زمان برای حرف زدن از «زخمه»، زخمی که داره زنده در اتاق درمان تجربه میشه اتاق درمان، جاییه که میشه در اون، «سناریوی تکراری زندگی» رو متوقف کرد و از نو نوشت ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا