---✿💠❀💠❀💠✿---
🌀درمانگرم همون بلایی رو سرم آورد که توی زندگی دارم ازش ضربه میخورم!
تا حالا شده تو اتاق درمان، حس کنی درمانگرت دقیقا همون نقشی رو داره بازی میکنه که ازش فراری هستی؟ همون قضاوتها، همون بیتوجهیها، یا همون سختگیریها که سالهاست داری در روابطت تجربهش میکنی؟
اگر چنین حسی داشتی، اول از همه بدون: مشکل از تو نیست و درمانگرت هم لزوما فرد بدی نیست
در اصطلاح تخصصی به این پدیده میگیم «تحققبخشی» (Enactment).
یعنی شما، به شکلی کاملا ناخودآگاه، درمانگر را به «رقص» در سناریوی قدیمیتون دعوت میکنید و درمانگر بیآنکه بخواد بخشی از این سناریو میشه و همون نقش والد منتقد یا قضاوتگر بیرحم رو ایفا میکنه و آسیب دقیقا در اتاق درمان بازسازی میشه
دلیلش اینه ما انسانها تمایل داریم الگوهای آسیبزای گذشتهمون رو با آدمهای جدید بازتولید کنیم، شاید چون در اعماق وجودمون امید داریم اینبار که در حضور کس دیگهای دارم بازیش میکنم شاید پایان داستانم متفاوت بشه
اما نکتهی طلایی اینجاست: این نه لزوما خطای درمانگره و نه شکست درمان، بلکه «قلب درمان» میتونه باشه اگه درمانگر بتونه آگاهانه فضا رو مدیریت کنه
ادامه دارد....
✍🏻#زینبامیری #مشاوره_فلسفی
#کافهمرگ
#کوچینگفلسفهوزندگی
---✿💠❀💠❀💠✿---
https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92
ble.ir/join/4npHTCxxXu
---✿💠❀💠❀💠✿---
🌀درمانگرم همون بلایی رو سرم آورد که توی زندگی دارم ازش ضربه میخورم!
وقتی در اتاق درمان این اتفاق میافته، ما از فضای حرف زدن دربارهی رنج، وارد فضایی میشیم که رنجهای زندگیمون رو زنده با درمانگر تجربه میکنیم. اینجا مراجع و درمانگر در یک «رقص ناخودآگاه» گیر افتادن تا چیزی رو بازسازی کنن که سالهاست در درون مراجع تثبیت شده. اینجا دیگه از قضاوتگری یا تنبیه یا طرد و ... حرف نمیزنیم داریم با درمانگر زنده تجربهش میکنیم
اگه درمانگر بتونه این «لحظهی تکرار» رو شناسایی کنه و بفهمه در این نقش فرورفته، اون وقته که درمان بهمعنای واقعی آغاز میشه. در این نقطه، درمانگر به جای دفاع یا ادامهی اون نقش مخرب، عقب میایسته و با همدلی میپرسه:
«آیا متوجه شدی که انگار همین لحظه، من هم دارم همونطوری با تو رفتار میکنم که دیگران در زندگیت با تو رفتار کردن؟»
این بازگشت به آگاهی، همون جاییه که زنجیرهی تکرار میشکنه.
اگه در اتاق درمان چنین حسی داشتین، پنهانش نکنین و به زبون بیاریدش و اجازه بدین زنجیرهی تکرار زخم برای همیشه شکسته بشه
اون لحظه، امنترین زمان برای حرف زدن از «زخمه»، زخمی که داره زنده در اتاق درمان تجربه میشه
اتاق درمان، جاییه که میشه در اون، «سناریوی تکراری زندگی» رو متوقف کرد و از نو نوشت
✍🏻#زینبامیری #مشاوره_فلسفی
#کافهمرگ
#کوچینگفلسفهوزندگی
---✿💠❀💠❀💠✿---
https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92
ble.ir/join/4npHTCxxXu