این حسی که دوست داری یه جا باشی و همزمان از اونجا بودن در عذابی، چه کوفتیه؟
شاعرِ آیینهها
از تراکم به انفجار از درد به انهدام
از انکار به اقرار
از ازدحام به انزوا
شاعرِ آیینهها
از انکار به اقرار از ازدحام به انزوا
از تناسب به تناقض
از ابتکار به اختراع
اینکه تا فردا میتونم با، شومینه + خروار ها کتاب + چایی، خودمو خفه کنم عالیههه.