🪴
یهو به خودم اومدم دیدم ساعت هاست روی کاناپه نشستم، انیمه سه بار پخش شده و من همچنان دارم فکر میکنم و حتی نمیدونم به چی.
رفتم سمت میزم. به انبوه نقاشی هایی که تو سطل بود خیره شدم.
مداد رو برداشتم،
و باز هم مداد بر خلاف میلم بر روی کاغذ رقصید.
باز همان تصویر رسم شد.
چشمان آن غریبهی آشنا.
شب شده بود و هنوز هم غرق در آن چشم ها بودم.
و هنوز نمیدانستم کیستم!
@Cherry_blossoms 𖧧
🪴
از خواب پریدم.
ترسیده بودم.
نمیدونم چیشد یهو به خودم اومدم دیدم عه من کی انقدر بزرگ شدم؟
از کی رگه های خاکستری بین موهام چشمک میزنه؟
یهو به خودم اومدم دیدم من که هنوز زندگی نکردم.
وقتی از اون پیچش فکری بلند شدم،
یه نفس راحت کشیدم.
انگار واقعا یهو به خودم اومده بودم.
از اون موقع بود که تصمیم گرفتم واقعا زندگی کنم!
هنوز ستاره ها چشمک میزنن،
ماه میدرخشه،
ابر ها میبارن،
خورشید غروب میکنه،
طلوع میکنه؛
و من زندهم!
@malfoy_slitherin 𖧧
🪴
هنوز دارم توی دریای افکارم دست و پا میزنم.
هنوز هم خودمو پیدا نکردم.
من برخلاف همه، در این گوشه کیهان، به دنبال خودمم.
من باید خودم و پیدا کنم تا نهال خاکستری توی وجودم سبز بشه.
من باید خودمو پیدا کنم تا آرزوهام پر و بال بگیرن برای پرواز به سوی هدفهاشون!
من باید خودم رو پیدا کنم.
روحم الان تیکه تیکست.
یه تیکهش رو همین دیروز توی یه مصرع از شعرهای فروغ پیدا کردم.
یه تیکهی دیگش هم بین خنده های محبوبم بود.
اما میدونم تیکه آخر توی خودمه.
توی وجودم.
اما کجاست؟
@kparia 𖧧
🪴
دوباره بلند تر شده بود.
حتی برگ های کوچیکش هم پهن تر شده بود.
یه لبخند عمیق اومد رو لباش.
اون نهالِ شگفتانگیز نهال روحش بود.
نهالی که از دسترنج وجود اون تغذیه میکرد.
در کنار اون نهال، دور از هر تکاپویی در بیرون از جنگل،
نفس میکشید، حرف میزد، درد و دل میکرد، حتی میخندید، بی آنکه جوابی دریافت کنه.
انگار اون جوابش رو توی ذهنش پیدا میکرد.
حالا مانند گیسوان سفید دختر،
این نهال هم بزرگ شده،
سالها گذشته اما اون درخت تنومند،
نفسش به تک نفس های این دختر بستهاست:)
https://eitaa.com/Selena_in_the_forest_of_frogs 𖧧
همه درمورد این حرف میزنن که آدمایی که برات آهنگ میفرستن خیلی خوبن،
و منی که تاحالا کسی برام آهنگ نفرستاده.
گریه*
وقتی فردا کلی کار کار و فناوری داری،
باید چندین صفحه ریاضی حل کنی،
و هزار تا کار علوم داری که اگه انجام ندی باید به دیار باقی بشتابی.
من: در حال خوندن در مورد اگزیستانسیالیسم و ستایش متن های کافکا.