eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
270 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
24 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اندوه‌پرست.
زن‌ها را از رقصیدن منع کردند. از آواز خواندن، از عاشقی کردن، بوسیدن، خندیدن. زن‌ها در پیله‌های خود فرو رفتند و از تنهاییِ بسیار شاعر شدند و در شعرهایشان وحشیانه رقصیدند، آواز خواندند، عشق ورزیدند، بوسیدند. اما خنده نه. فقط گریستند.
رندوم از امروز.
دقت که میکنم، دارم تلاش می‌کنم به زنده موندن ادامه بدم؛ پس هر شب قبل از خواب، همون موقعی که دارم فکر میکنم فردا ناهار چی‌بپزم، آهنگی که تازه دانلود کردم رو کی گوش بدم یا پس‌فردا برای فلانی کادو چی بخرم، اون فردا ها رو توی ذهنم طوری ترسیم میکنم که مثل امروزم دست‌هام کل روز نلرزیده، اشکهام رو پشت پلکهام فرو نخوردم و از ته دل لبخند زدم. توی تصوراتم، اون روزِ عاری از غم هرچقدر هم که دور از تصور باشه زنده‌ست. میدونم که رنج برای این موجود دوپای غمزده همیشگیه، اما راه تسکینش فکر به آینده‌ست. پناه بردن به روزی که انسانی که با غم نفس میکشه توش غمگین نباشه. این میشه دلیل ادامه دادن‌. هر چقدر هم که بار این رنج‌ها سنگین باشن، چشم‌ها گود افتاده باشن و قلب نامنظم بتپه.
هدایت شده از Tweety
‏هزارتا ماچا و صدتا قهوه، فدایِ یکدونه چایی.