🍂 لحظاتی پس از اعلام رمز عملیات صدای شلیکهای بی امان و انفجارهای پیدرپی در جناح دشمن اوضاع منطقه را تغییر داد و سکوت دشت را شکست.
منورهای دشمن یکی پس از دیگری بالا میرفت و آسمان را روشن میکرد.
همه آماده دستور مانده بودیم تا حرکت خود را شروع کنیم...
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 شروع حمله
با رمز «یا حسین (ع)»
در محور ما، یه کانال یکمتری کشاورزی تا نزدیکی خاکریز دشمن کشیده میشد و بعد منحرف میگشت. وظیفه ما این بود که از همین کانال استفاده کنیم و خودمون رو بیصدا به نزدیکی دشمن برسونیم.
یکی از توصیههای همیشگی این بود که برای کور شدن چشم دشمن، آیهی «وجعلنا» رو بخونیم. این آیه بین بچهها خیلی مرسوم شده بود و بعدها تا پایان جنگ هم در سطح وسیعی استفاده میشد. همه زیر لب زمزمه میکردن. بعضیها هم آیهی «الا بذکرالله تطمئن القلوب» رو میخوندن؛ انگار با هر کلمه، دلها محکمتر میشد و قدمها استوارتر.
دولا دولا داخل کانال حرکت میکردیم. هر چند دقیقه یکبار خمپاره منوری آسمون رو روشن میکرد. به محض روشن شدن، همه سریع خودشون رو زمین میانداختن و بیحرکت میموندن. وقتی نور خاموش میشد، دوباره بلند میشدیم و راه رو ادامه میدادیم. این منورها معمولاً بهطور روتین در منطقه زده میشدن و ارتباطی مستقیم با عملیات نداشتن، اما برای ما مثل هشدار بودن؛ باید حواسمون جمع میبود.
تا پیچ کانال پیش رفتیم. از اونجا به بعد دیگه کانال به کارمون نمیاومد. مجبور شدیم ازش خارج بشیم و در سطح باز، به سمت موانع دشمن حرکت کنیم. همون لحظهها بود که حس کردم بارون نمنم شروع شده. کمکم شدت گرفت. آذرماه بود و هوا سرد؛ سرمای بارون با سکوت شب و سنگینی مأموریت، ترکیب عجیبی ساخته بود.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 شروع حرکت
«همه زیر لب چیزی میگفتن… بیشتر آیهی الا بذکرالله تطمئن القلوب رو زمزمه میکردیم. کانال تاریک بود، دولا دولا میرفتیم جلو. هر وقت منور میزد بالا، سریع میخوابیدیم زمین، نفسها توی سینه حبس میشد. خاموش که میشد دوباره پا میشدیم و راه میافتادیم. نور منورها مثل چشم دشمن بود که از بالا نگاهمون میکرد…»
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 بارش باران
«رسیدیم به پیچ کانال. دیگه به درد نمیخورد، مجبور شدیم بزنیم بیرون.
بارون نمنم شروع شده بود، هوا هم سرد سرد. بستان همیشه سردترین جای استان بود، اون شب هم استخونسوز بود. جلوتر فقط دو ردیف سیمخاردار بود و چندتا مین. بچههای اطلاعات و تخریب مثل سایه توی تاریکی میچرخیدن، آروم و بیصدا مشغول پاکسازی بودن…»
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 انفجار در میدان مین
«کنار چراغعلی، فرمانده گروهان، نشسته بودم. بیسیم خشخش میکرد و صدای حسین میاومد:
آمادهاید؟
الان باید حرکت کنید.
دلها تند میزد، همه منتظر بودن. یهو یکی از تخریبچیها رفت روی مین… صدای انفجار همهچی رو لرزوند. سکوت شب شکست، و فهمیدیم دیگه برگشتی در کار نیست…»
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 میدان مینی که خنثی نشده بود
ساعتی بعد از شروع عملیات دشمن بلافاصله هوشیار شد و منور زد و آتش پراکنده ای در منطقه شروع کرد. عراقی ها خیلی جدی نگرفته بودند. شاید تصور کرده بودند حیوانی روی مین رفته. این به صورت طبیعی گاهی اتفاق می افتاد. در همین حین صدای فرمانده تیپ از بیسیم شنیده شد که:"همین الان حرکت کنید. معبر کناری شما رفته. فقط شما ماندید."
فرمانده ما جواب داد:"معبر ما هنوز کاملاً باز نشده و تخریب مشغولِ پاکسازی است. چه طور بچه ها را روی مین ببرم؟"
و او فریاد زد که من به شما می گویم بروید و نایستید. وقتی چراغعلی شرایط را این طور دید به معاونش مسعود گفت که بچه ها را بردار و حرکت کن.
ما هم پشت سر مسعود قرار گرفتم. با کمک یکی از نیروهای اطلاعات که برگشته بود، از قسمت پاکسازی شده میدان عبور کردیم. حدود بیست متر از میدان مین پاکسازی نشده بود که می بایستی با هر شرایطی از آن می گذشتیم.
مسعود بسیار شجاع و با صلابت بود. او جلو افتاد و گروهان به ستون دنبال ایشان رفتند. او می گفت اگر قرار باشد کسی در این جا شهید شود، بگذارید خودِ من ادلی باشم.
نیروهای کناری شروع کردند به گفتن "الله اکبر" و شکستن خط ولی ما هنوز در میدان مین به جلو می رفتیم.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 پاکسازی سنگرها
برای همراهی با دیگر نیروها ما هم شروع به گفتن "الله اکبر" کردیم.
مسعود در آن تاریکی که گاهی با منوری روشن می شد، وارد میدان شد و من هم دنبالش رفتم. پا پشت پای او می گذاشتم و بقیه هم دنبال ما می آمدند. هر جا مینی جلوِ پایش می آمد با احتیاط آن را کناری می زد و به راهش ادامه می داد. انفجار خمپاره ها کل منطقه را پوشانده بود. بی توجه به همه مشکلات به سلامت از میدان مین رد شدیم و خود را به خاکریز رساندیم و از آن بالا رفتیم. جزو اولین نفراتی بودم که بالای خاکریز می رفتم. از چپ و راست شروع به پاکسازی کردیم. عبدالرضا ضامن نارنجک خود را کشید و از پنجره یکی از سنگرها که تعدادی عراقی در آن بود داخل انداخت و من هم نارنجکم را از در اصلی سنگر انداختم. تعدادی در همان سنگر به هلاکت رسیدند. سراغ سنگرهای بعدی می رفتیم و این کار را تکرار می کردیم.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 برگردیم به نگاه کلی عملیات
تو محور شمال کرخه 👈، نیروهای سپاه با سرعت از موانع رد شدن و رفتن سراغ خاکریز معروف "عصاییشکل". بارون شدید میبارید، ولی بچهها زیر همون بارون حمله کردن و تونستن همون اول کار بخش شمالی خاکریز رو بشکنن. بعدش هم ساعت حدود ۱:۴۰ نصف شب، قسمت غربی خاکریز ترکید و تیپ امام حسین(ع) به فرماندهی حسین خرازی از دو طرف زد به مواضع عراقیها. جبههای که خیلی محکم بود، کمتر از دو ساعت سقوط کرد.
از اون طرف، تیپ امام سجاد(ع) هم وقتی خبر شکسته شدن خط رسید، از شمال به سمت جنوب سرازیر شد و مواضع دشمن رو کوبید. این وسط، ارتشیها هم بیکار نبودن؛ تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی بعد از پاکسازی میادین مین توسط سپاه، وارد منطقه شد و درگیری رو کاملتر کرد.
خلاصهاش اینکه تو اون شب بارونی، با هماهنگی سپاه و ارتش، یکی از محکمترین خطوط دفاعی عراق تو شمال کرخه در هم شکست و راه برای ادامه عملیات باز شد.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 تسخیر تنگه چزابه
ساعت ۰۰:۰۳ بامداد، یه گردان تانک از لشکر ۱۶ زرهی بههمراه یه واحد پیاده از سپاه از حوالی دیدگاه ۳ حرکت کردن. هدفشون این بود که جاده بستان به تنگه چزابه رو ببندن. زمین رملی منطقه خیلی پیچیده بود و با اینکه راهنما داشتن، مسیر رو گم کردن. اما با کمک چند تا نیروی بسیجی و بومی منطقه دوباره راه رو پیدا کردن و پیشروی رو ادامه دادن. در نهایت تونستن روی جاده چزابه ـ بستان مستقر بشن و عقبه اصلی دشمن به سمت چزابه رو مسدود کنن.
با سقوط خاکریزهای اول و دوم، مواضع توپخانه و پاسگاه فرماندهی دشمن هم از دست رفت و شمال کرخه آزاد شد. بعدش واحدهای تیپ ۳ زرهی از فرصت استفاده کردن، با چراغهای روشن از خطوط سقوطکرده دشمن رد شدن و رفتن به عمق منطقه.
در ادامه، نیروهای تیپ امام حسین(ع) بههمراه یه گردان از تیپ ۳ و یه گردان مکانیزه از سپاه و لشکر ۹۲ زرهی، از زمینهای رملی عبور کردن. بارندگی باعث شده بود این زمینها تا حدی قابل عبور بشن. تا ساعت ۰۰:۰۶ صبح، خودشون رو به تنگه راهبردی چزابه رسوندن و عملاً مسیر حیاتی دشمن بسته شد.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 محور دهلاویه
محور جنوب رودخونه کرخه،
نیروهای خودی با دو فلش مشخص وارد عملیات شدن.
محور دهلاویه
از همون شروع کار، تیپ خودی خط اول دشمن رو شکست. نیروهای خودی از تیپ کربلا و یه گردان از تیپ ۲ لشکر ۱۶ زرهی تونستن حدود دو کیلومتر جلو برن و عمق منطقه رو بگیرن.
اما مشکل اینجا بود که دشمن میدونست فلش اصلی عملیات ایران از همین محور میاد. واسه همین با استفاده از موانع زیاد، هوشیاری و مقاومت نیروهاش، حسابی جلوی پیشروی رو گرفت.
با اینکه نیروهای خودی خاکریز اول رو گرفتن، چند نفر و چند تا تانک ارتش رفتن روی مین و متوقف شدن. از طرفی زرهی هم اونطور که باید از پیادهها پشتیبانی نکرد. همین باعث شد با وجود تلفات، دیگه نتونن بیشتر جلو برن.
این نیروها تا ساعت ۰۶:۰۰ بعدازظهر روز اول فقط تا يك كيلومتری پل سابله پيشروی كردند.
#طریق_القدس
@defae_moghadas
🍂 محور سویدانی
اینجا هم تیپ عاشورا و تیپ ۱ لشکر ۱۶ زرهی قزوین به مواضع دشمن در دغاغله و مگاصیص حمله کردن. خط اول دشمن بعد از چند ساعت شکسته شد و نیروهای خودی حدود ساعت ۴ صبح خودشون رو به حاشیه رودخونه نیسان رسوندن. با چهار کیلومتر پیشروی، تا یک کیلومتری پل الوان جلو رفتن.
اما مقاومت شدید عراقیها در جنوب رودخونه نیسان باعث شد نیروهای خودی نتونن پل رو کامل بگیرن و به سمت شمال رودخونه هم نرسیدن. همین موضوع مانع ورود تجهیزات مهندسی شد و تثبیت منطقه ممکن نشد.
عزیز جعفری، فرمانده محور، بعدها توضیح داد که فشار پاتکهای دشمن خیلی زیاد بود. در دغاغله زرهی خودی جلوی پیشروی رو گرفت، ولی در مگاصیص نیروهای خودی پشت یه خاکریز کوتاه (حدود ۱۵۰۰ متر) جا گرفتن. بهخاطر نبود پشتیبانی زرهی و ناقص بودن خاکریز، دشمن تونست اون رو دور بزنه و تصرف کنه. در نهایت نیروهای خودی مجبور شدن خاکریز رو رها کنن و تا غرب مگاصیص عقبنشینی کنن.
#طریق_القدس
@defae_moghadas