🌿دوران دفاع مقدس
💕 عشق متقابل امام و رزمندگان
💠 تازه عملیات فتح المبین آغاز شده بود که با بیت امام تماس گرفتیم و اعلام کردیم وقت ملاقاتى را براى فرزندان بسیجى امام که براى اسلام و امت اسلامى با این فتح عظیم افتخار بزرگى را آفریدهاند اختصاص دهند. بلافاصله موافقت شد.قطارى آماده شد و رزمندگان را با همان سر و وضع و لباس و کلاه و پیشانى بندهایى که داشتند از منطقه عملیاتى به حسینیه جماران رساندیم.قبل از ملاقات برادر محسن رضایى فرمانده سپاه با اظهار تشکر از عنایت امام این پیروزى بزرگ را به ایشان از قول تمامى رزمندگان اسلام تبریک گفته؛بعد امام شروع به صحبت کردند.ابتداى صحبت ایشان بدلیل گریه شوق و اشتیاق بچه ها مرتب قطع مى شد جو ملکوتى و عرفانى خاصى فضاى حسینیه جماران را فراگرفته بود، امام هم ساکت مانده بودند و به شور و حال فرزندان رزمنده خود مینگریستند.بعد از چند دقیقه صحبتشان را ادامه داده وفرمودند:ما افتخار مى کنیم که از هوائى استنشاق مىکنیم که شما از آن هوا استنشاق مى کنید..بچه ها بمحض شنیدن این جملات که علامت تواضع آن بزرگمردبه رزمندگان اسلام بود گریه هاى بلندى سردادند
واقعیت این بودکه امام و رزمندگان همدیگر را خوب میشناختند و بهم عشق میورزیدند
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇
🌱دوران دفاع مقدس
🔅 محبت پدرانه امام 💕
▫️به روایت برادر رحیم صفوی:
🎙برادر عزیزی بود به نام «جاویدی» که اهل شهر فسا در استان فارس بود. ایشان در عملیاتی که در منطقه حاج عمران داشتیم یک هفته در محاصره دشمن قرار داشت و به طریقی دشمن را سرگرم ساخته بود. بعد از یک هفته که محاصره شکست، تعداد زیادی از نیروهایش شهید شده بودند. «او پس از عملیات، در معیت جمعی از فرماندهان جنگ، خدمت امام رسید. در آن میان، شرح ایثار و رشادت این سردار خاکی و دلیر را در جبهه، خدمت امام عرضه داشتند» ... پیر جماران با شنیدن اوصاف جوانمردی این فرزند غیور فارس، خم شده و پیشانی او را بوسیدند و متقابلاً آن بسیجی سیه چرده و زجر کشیده نیز پیشانی امام را بوسید. او بعداً عضو سپاه شد و آخر الامر نیز به شهادت رسیدـ حضرت امام، این فرزند معنوی خود را بسیار تحویل گرفته و با وی برخوردی بسیار صمیمی و پدرانه داشتند که واقعاً برای ما شیرین و دلنشین بود.
┄┅═✼✿✵🦋✵✿✼═┅┄
#امام_و_دفاع_مقدس
#خاطرات
🗓 ۷ بهمن ۱۳۶۵ - عملیات کربلای۵- شلمچه--سالروز شهادت سردار تنگه اُحد، مرتضی جاویدی(معروف به اشلو)
فرمانده گردان همیشه پیروز فجر
تیپ ۳۳ المهدی استان فارس
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
پ.ن:
✍ سرلشکر سیدیحیی صفوی که در زمان جنگ با عنوان: برادر رحیم صفوی، خطاب میشد، از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس و پیش از آن, در زمان ناآرامیهای کردستان
▫️فرمانده نیروی زمینی سپاه و جانشین محسن رضایی(فرمانده کل سپاه)
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 ۷ بهمن ۱۳۶۵ - عملیات کربلای ۵- شلمچه
🕊🕊 سالروز شهادت مرتضی جاویدی
🌿فرمانده گردان در لشکر المهدی (عج)
▫️▫️▫️🚩🚩
🎥☝️نگاهی به زندگی و مجاهدت های شهید مرتضی جاویدی💕همو که امام بر پیشانیش بوسه زد
خاطرهای از شهید جاویدی، معروف به "اشلو"
🔹در عملیات کربلای ۵، قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله در محاصره دشمن گیر میکند. با بیسیم همراه با داد و فریاد به قرارگاه میگوید: «عراقیها ما رو محاصره کردن. تو چند متریمون هستن... بعید میدونم کسی از ما زنده بمونه... دیدار به قیامت!». محمدجعفر اسدی فرمانده لشکر المهدی در محور کناری لشکر ثارالله, بیسیم را برمیدارد و میگوید: «قاسم! قاسم! جعفر
حاج قاسم جواب میدهد: «جعفر به گوشم!»
حاج اسدی میگوید: «اشلو رو برات میفرستم.»
حاج قاسم جواب میدهد: «هر کاری میکنی زودتر جعفر جان»
🔸اسدی هم مرتضی جاویدی، فرمانده گردان فجر لشکر المهدی (معروف به اشلو) را به همراه نیروهایش به کمک قاسم سلیمانی میفرستد. او به سرعت خود و افرادش را به پشت نهر جاسم در محدودهی پنج ضلعی میرساند، با نیروهای عراقی درگیر شده و میتواند محاصره آنها را بشکند و دشمن را بعقب براند. به این وسیله نیروهای لشکرثارالله از محاصره دشمن خارج میشوند
دفاع مقدس
🕊🕊 شهادت مرتضی جاویدی
🌴 در مرحله سوم عملیات کربلای پنج در نونی چهارم، حد فاصل اروند صغیر و کانال ماهی، بعد از نهر جاسم در تاریخ ۶۵/۱۱/۷ حدود ساعت ۹/۳۰ تا ۹/۳۵ دقیقه صبح به همراه شهید طمراس چگینی معاون عملیات لشکر و شهید انصاری، بیسیمچی شهید چگینی بر اثر اصابت خمپاره بر روی شهید انصاری که هریک در گودالی در دل دژ نونی که قبلا بر اثر اصابت گلوله ایجاد شده و با کمی تغییر به صورت سنگر در آمده بود، پس از دفع پاتک دشمن درحال خوردن صبحانه که نان خشک و مربا یا همان عسل کوچک که برای هر نفر یک دانه میدادند، به شهادت رسیدند.
پای راست شهید جاویدی تا بالای ران کاملا متلاشی شده بود, یک ترکش به زیر سینه و یک ترکش ریز به زیر شقیقه سمت راستش خورده و موج انفجار او را به آن طرف دژ پرت کرده بود. پنج دقیقه طول کشید که خودم را رساندم توی نونی, هیچ اثری از مرتضی نبود. فقط چند تا از کارتهای مرتضی توی پلاستیکهای جیبی که کارتهای شناسایی و دعا میگذاشتند در چند متری محل شهادت مرتضی پیدا شده بود که عباس حاجزمانی به من داد که فکر کنم حمید شیعه پیدا کرده بود. آن را من داد که به حمید ستایش از بچههای تدارکات لشکر دادم که مهمات آورده بود تا به عقب ببرد و به حاج محمد جعفر اسدی(فرمانده لشکر ۳۳ المهدی) بدهد. چون وقتی به حاجی گفتم مرتضی با حاج محمود دست داد گفت الان کجاست. گفتم کنار حاج محمود! اولش باور نمیکرد گفت بگو بیاید پیش من گفتم اصلا نیست که برای شما بفرستم. سپس گفت اگر شده یک تکه لباس هم شده بفرستید. حدود ساعت ۱۰ یا کمی بیشتر حاج اسدی با جیپ آمد در خط دوم که آقا رضا بدیهی با گروهان دوم بود. آمدن حاجی همزمان شد با آتش سنگین عراق و به محض ورود به سنگر یک خمپاره روی سنگر روبهروی سنگر آقا رضا فرود آمد. بچههای فیروزآباد در سنگر بودند هفت تا هشت نفر در آن بودند و همگی زیر آوار رفتند. کمک کردیم و بچهها را تقریبا سالم بیرون آوردیم. آتش آنقدر سنگین شد که ماشین حاجی بر اثر تعداد زیاد ترکش قادر به حرکت نبود. حاجی پس از دلداری به آقا رضا بدیهی و تفویض فرماندهی به ایشان با آمبولانس به عقب رفت. موقع اذان بود غذا هم دادند حاجی غذایی که داده بودند نخورد و با خودش به عقب برد.
بین آقا رضا بدیهی و نونی حدودا ۵۰۰ تا ۶۰۰ متری میشد ۳ تا ۴ باری رفتم و آمدم. بعد از ظه،، تقریبا ساعت ۲ تا ۳ با مهدی علمداری بودم که عباس حاجزمانی تماس گرفت و گفت مرتضی را پیدا کردم. با سینهخیز با یکی دو تا از بچهها رفته بود آن طرف دژ و مرتضی را آورده بود این طرف که فرستادیم عقب. بچههایی که آن روز با مرتضی بودند:
۱. جلیل نظری فرمانده دسته استهبان
۲. ذبیحاله رستمزاده فرمانده دسته فسا
۳. حمید شیعه
۴. حسین جوکار
۵. محسن زمانی
۶. فکر کنم قاسم زمانی هم در نونی بود و تعدادی دوستان دیگر...که حضور ذهن ندارم از آن سه دسته که با مرتضی بودند.
﴿به روایت حاج حیدر یوسف پور﴾
▫️فرمانده شجاع گردان خط شکن و همیشه پیروز فجر لشکر 33 المهدی عج
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄