در جوشن كبير يک عبارتی هست كه مىگوييم:
"يا كَريمَ الصَّفْح"
معناش خيلى جالبه
یک وقتی یک کسی تو رو میبخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یهجوری نگات میکنه که تو میفهمی هنوز یادش نرفته، یهجورایی انگار که سابقهی بدت رو مدام به یادت میاره.
ولی یک وقتی، یک کسی تو رو میبخشه و یکطوری فراموش میکنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی.اصلا هم به روت نمیاره.
به این نوع بخشش میگن صَفح.
و خدای ما اینگونه است...
از دلتنگیَت کجا فرار کنم؟
معمارِ هیجان؛
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوَم؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم؟
کجا بخوابم که صدای نفسهات بیاید؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟
کجایی؟
کجایی که هیچ چیزی قشنگتر از تماشایِ تو نیست؟
کجا بمیرم،
که با بوسههای تو چشم باز کنم؟
کجایی؟
بعضی از دعواها اصلاً مال اون لحظه نیستن
مال وقتاییه که مدام گفتی ”عیبی نداره“، ولی داشته.
یه دیالوگ تو فیلم “ولنتاین غمگین” بود که میگفت:
«میدونی اون با همه فرق داره! یه جوریه، یه احساس خاصی بهش دارم، شبیه هیچکدوم از حسای که تا حالا داشتم نیست...
مثل وقتیکه صدای آهنگی رو میشنوی و ناخودآگاه میره تو تمام وجودت و دوسش داری»
به نظرم این قشنگ ترین توصیف برای دوست داشتنه...