این خیلی غم انگیزه که نسخهی قدیمی کسی رو دوست داشته باشی اینجوریه که آدم مورد علاقت هست، اما اون کسی نیست که دوستش داشتی.
اگه به درون آدمها رجوع کنی اونها پر از شکستگی و ترسن. ترس از چیزهایی که داره اونها رو به نابودی میکشه. برای فرار از تنهایی به آدمهای اشتباه پناه میبرن و در نتیجه پشیمون میشن. برای فرار از گذشتهشون هر کاری میکنن و ترس از پشیمونی باعث میشه تصمیم های اشتباهی بگیرن. درون ادم ها پر از شکستگیهاییه که از بیرون مشخص نیست.
وقتی تو نیستی پروانه های تو دلم میمیرن، امید هام خاموش میشن، گلهای قلبم خشک میشن، دیگه آسمون آبی نیست، ماه ناقصه، ستاره ها چشمک نمیزنن، خیابونا قشنگ نیستن، آیس کافی ها خوشمزه نیستن و خودم سر جای خودم نیستم.
حالا هی نباش، نمون..